چگونه به حرف مردم اصلا اهمیت ندهیم و از خودمان دورشان کنیم؟
چکیده مطلب
این نیاز طبیعی هر انسانی است که دوست دارد مورد توجه مثبت دیگران باشد و از نظر آنها به عنوان فرد مهمی جلوه کند اما گاها این حس به حدی پیشرفت میکند که فرد تمام تلاش و قوای خود را به خاطر پذیرش از طرف دیگران و یا حرف مردم به کار میگیرد و همه […]
این نیاز طبیعی هر انسانی است که دوست دارد مورد توجه مثبت دیگران باشد و از نظر آنها به عنوان فرد مهمی جلوه کند اما گاها این حس به حدی پیشرفت میکند که فرد تمام تلاش و قوای خود را به خاطر پذیرش از طرف دیگران و یا حرف مردم به کار میگیرد و همه رفتارهای خود را از غذا گرفتن و لباس پوشیدن گرفته تا نحوه سخن گفتن و آداب معاشرت خود را نیز به خاطر حرف اطرافیان خود تغییر میدهد؛ به امید اینکه مورد قبول آنان واقع شود.
حرف مردم با یک فرد کاری میکند که زندگی او ناراحت کننده و محدود شود چون او همیشه نگران این است که بقیه در موردش چگونه فکر میکنند نه اینکه او چه چیزی را دوست دارد و دلیل عمده توجه به حرف مردم نیز ترس از پذیرش، یقین نداشتن به کارهای خود و نداشتن حس ارزشمندی است که فرد تلاش میکند تا به هر طریقی آنها را به دست بیاورد.
بنابراین اگر شما نیز در ارتباط با قضاوت دیگران و به طور کلی حرف مردم در زندگیتان نگران هستید پس در این مقاله همراه ما باشید تا بهترین روشها را برای مقابله با این حس به شما معرفی کنیم که با به کارگیری آنها به راحتی میتوانید زندگی عادی خود را پیش ببرید.
۱- خودتان را به معنای واقعی بشناسید
خودشناسی باعث میشود که شما بیشتر از ویژگیها، علایق و سلیقههایتان شناخت داشته باشید و ویژگیهایی که در تنهایی و در برخورد با جمع دارید را درک کنید پس شما باید در اولین قدم برای دور شدن از نگرانی حاصل از حرف مردم؛ سعی کنید بیشتر به شناحت خودتان و ارزشهایتان بپردازید چون از این طریق است که درک میکنید که چه ویژگیها و چه استعدادهایی دارید و چه چیزهایی مطابق ارزشهای شماست و چه مسائلی از دورن باعث شادی و خوشحالی شما میشود.
به این طریق شما پس از خودشناسی سعی کنید آنچه که برایتان مهم است و ارزش محسوب میشود را انجام دهید مثلا خانه خود را به دلخواه خودتان تزئین کنید یا با سبک خودتان لباس بپوشید و نگران مد و حرف مردم نباشید و سلیقه خودتان را بر آنها ترجیح دهید و همیشه در ضمن سازگاری با محیطهای متنوع باز هم زندگیتان را طبق معیارهای خود به پیش ببرید و آنگونه که شاد هستید زندگی کنید.
۲- گفتههای دیگران را به خود نگیرید
وقتی شما خودتان را به دست دیگران و حرف مردم بسپارید و رفتارها، گفتهها و عقاید آنها را به خود میگیرید یعنی اینکه آنها را باور کردید و پس از آن به آنها اجازه میدهید که هر وقت بخواهند شما را وادار به انجام خواستههای خود بکنند و با گفتن یک حرف ناراحت کننده شما را بیش از حد ناراحت کنند اما اگر بلعکس اجازه ندهید حرف مردم در شما نفوذ کند و زمام زندگی خود را خودتان به دست بگیرید؛ راحتتر میتوانید زندگی کنید.
بنابراین بپذیرید که دنیای دیگران با دنیای شما متفاوت است و هر کسی هرچه را که به شما نسبت میدهد در واقع این امر به دنیای درونی و طرز فکر خوش برمیگردد چون او از ذهنیات و دنیای درون شما خبر ندارد مثلا فردی که به شما میگوید شما چقدر بد سلیقه هستید در واقع او با باورها و عقاید خود درگیر است و این مسئله به شما ربطی ندارد و گفته دون میگوئل نویسنده مکزیی را فراموش نکنید که میگوید “وقتی من خودم را باور داشته باشم دیگر نیازی نیست دیگران از من تعریف کنند”.
۳- ارزشها و اولویتهای خود را مشخص کنید
باید این مسئله را درک کنید که اگر قرار باشد زندگی هر فردی سوء تعبیری از حرفهای دیگران باشد و اگر هر کسی بخواهد روال زندگی خود را به خاطر حرف مردم تغییر دهد آنوقت باید منتظر فنا و شکست باشید پس نکته اصلی و مهم این است که باید یاد بگیرید در هر جامعهای که زندگی میکنید علاوه بر قبول محدودیتها و مزیتهای آن در پی این باشید که با تصمیمهای خود به آن جامعه وارد شوید و یا آن را ترک کنید و به جای اینکه مدام به فکر قضاوت یا ذرهبین دیگران در مود خودتان باشید بهتر است به ارزشهای خود احترام بگذارید و همه این ارزشها را برای خودتان دسته بندی کنید و طبق اولویت بندی این ارزشها به گونهای زندگی کنید که راحت هستید.
۴- ظرفیت خود را افزایش دهید
همانطور که می دانید در دنیای امروز و با توجه به امکانات و تکنولوژی در دسترس، ارتباطات خیلی نزدیکتر شده است؛ به حدی که همه به راحتی در مورد پوشش، غذا، دکوراسیون و حتی سبک شخصیتی شما نظر میدهند و فضای مجازی نیز این امکان را برای نظر دهی به شما بیشتر کرده است پس اگر نتوانید مواجهه با حرف مردم را مدیریت کنید و ظرفیت خود را در این دنیای جدید افزایش ندهید باید گفت که آسایش نیز به مرور از زندگیتان رخت برمیبندد.
۵- اعتماد به نفس خود را بالا ببرید
سعی کنید اگر میخواهید تغییر کنید آن تغییر شما به خاطر حرف مردم نباشد بلکه در جهت مثبت و برای اعمال تغییرات مثبت در خودتان باشد و در درجه اول این مورد را قبول کنید که خداوند همه مخلوقات را از هم متفاوت آفریده است پس خودتان را همانطور که هستید با هر ویژگی و رفتاری قبول داشته باشید.
پس راهی برای افزایش اعتماد بهنفس خود پیدا کنید و آن را تقویت کنید و این را به خود قبول کنید که دیگران آنقدر وقت ندارند که همیشه شما را تجزیه و تحلیل کنند تا شما به خاطر حرف آنها مسیر زندگی خود را عوض کنید پس اهداف خود را تعیین کنید و از اشتباهات خود تجربه بگیرید و برای اینکه انرژیتان از شما گرفته نشود بر روی حرفها و شکستهای مردم تمرکز نکنید.
۶- عقاید مربوط به خود را داشته باشید
مسئلهای که تا حد زیادی باعث میشود حرف مردم برای شما اهمیتی نداشته باشد و اثرات منفی آن شما را درگیر نکند این است که برای ابراز عقاید شخصی خود از روی منابع معتبر علمی و با شهود حرف بزنید و برای تحقق این هدف نیز نیاز به مطالعه و خواندن منابع گوناگون است این امر باعث میشود که شما با ارداه و دانا باشید و اگر فرد ماهر و سخنوری را نیز ببینید سریعا تحت تاثیر سخنان او قرار نگیرید چون بالاخره شما عقاید خودتان را دارید.
پس سعی کنید همیشه کنجکاو باشید و قدرت تحلیل خود را نسبت به مسائل مختلف و مورد علاقهیتان بالا برید تا نیازی به تایید همیشگی دیگران نداشته باشید البته فراموش نکنید شما باید همیشه به عقاید اطرافیان احترام بگذارید و در ضمن آن باید نظرات مختلف خود را بدون هیچ استرسی بیان کنید.
۷- خودتان را با دیگران مقایسه نکنید
ممکن است شما نیز فردی باشید که به خاطر حرف مردم مدام ویژگیهای رفتاری، ظاهری و غیره خود را با دیگران مقایسه کنید و شاید با خود فکر کنید که نداشتن ویژگی که در دوست یا همسایه شماست باعث کاهش جذابیتتان شده است و مدام با این افکار زندگی کنید تا جایی که برای شبیه شدن به دیگران و مقایسه کردن خود با هر فرد دیگری انرژی زیادی هدر میدهید.
توصیه میشود که برای رفع این مشکل ارزشهای خود را شکل بدهید و آنها را بشناسید و به جای مقایسه خود با دیگران آنطور که لایق شماست و راحت هستید زندگی کنید و به این فکر کنید که شما یک بار در این دنیا زندگی میکنید پس حق دارید آنگونه که دلخواهتان است رفتار کنید.
۸- بدون توجه کردن به نظر دیگران برای خود تصمیم بگیرید
گاها برای شما نیز پیش میآید که به خاطر حرف مردم از انجام کاری که دلتان میخواهد صرف نظر میکنید برای مثال کسی به شما میگوید که رنگ این لباس برای شما مناسب نیست و به خاطر حرف او از سلیقه و علاقه خود دست میکشید و یا هر مورد دیگری که دوست دارید انجام دهید اما به خاطر نظرات و حرف دیگران ازآان صرفنظر میکنید در این هنگام پیشنهاد میشود که قوی باشید و اجازه ندهید هر اتفاقی هم که بیفتند و هر نظری هم که دریافت شود بر شما تاثیر بگذارد و خودتان تصمیم اصلی را بگیرید البته نه به این معنا که به دیگران اصلا اهمیت ندهید اما فراموش نکنید که خودتان باید در رأس تصمیماتتان باشید.
۹- در معاشرت و دوستیابی دقت کنید
سعی کنید جامعه یا جمعی که بعنوان همنشین، دوست یا همکار انتخاب میکنید کسانی باشند که با شما اولویتهای تقریبا یکسانی داشته باشند و شخصیت آنها به گونهای رشد کرده باشد که درباره مسائل شخصی شما بدون آنکه خودتان بخواهید؛ نظر ندهند حتی اگر لازم باشد سعی کنید دوستانی را که صفات و اخلاقیات آنها شما را اذیت میکند را ترک کنید و یا به جامعهای دیگر مهاجرت کنید.
پس برای اینکه حرف مردم شما را آزار ندهد باید انتخاب هوشمندانهای در ارتباط با جامعهای که در آن زندگی میکنید داشته باشید و خودتان انتخاب کنید که نظر چه کسی برایتان مهم باشد و به حرف چه کسانی گوش کنید و یا به حرف چه کسانی اهمیت ندهید و حرف چه کسانی را به طور کلی فراموش کنید.
چگونه به حرف مردم بی اعتنا باشیم؟
بی اعتنا شدن به قضاوت دیگران
شاید برای شما هم چنین سوالی پیش آمده باشد که چگونه به حرف مردم بی اعتنا باشیم؟
بیشتر ما براین باور هستیم که نسبت به دیگران رابطه ی بهتری با همسرمان داریم و در راستای رسیدن به رویاها و آرزوهای خودمان دوست نداریم از دیگران کمک بخواهیم؛ چراکه از نظر ما این کار به معنای سبک شدن و دست درازی کردن در برابر آن ها است.
اما بهتر است کمی واقع بین تر باشیم و برای بهتر کردن اوضاع زندگی خودمان، ترس خود را کنار بگذاریم.
زیرا “ترس” علاوه بر اینکه یک خصلت ناپسند است، به نوعی جلوی خوشبختی را می گیرد؛ چرا که ریسک پذیری را در افراد کمتر می کند.
متاسفانه بیشتر ما دوست نداریم که اتفاقات یا کارهای رنج آور را تجربه کنیم، حتی اگر بدانیم که درد و رنج زندگی فعلی ما به مراتب بیشتر از تحمل رنج است.
من در گذشته همواره سعی داشتم که با نظر دیگران موافق باشم؛ چراکه دوست داشتم آن ها مرا بپذیرند و همین موضوع مرا از خودم دور می کرد و اطرافیانم نمی توانستند به خوبی شخصیت واقعی مرا بشناسند.
اما این کار درست نیست هرچند که نشان دادن شخصیت واقعی مان ممکن است دیگران را از ما دور کند، اما این مسئله اهمیت چندانی ندارد و مسلما افرادی وجود خواهند داشت که خود واقعی ما را قبول داشته باشند و بتوانیم با آن ها رابطه ای دوستانه داشته باشیم.
آموزش ندادن نحوه ی صحیح برقراری ارتباط
چگونه به حرف مردم بی اعتنا باشیم؟ من هیچ وقت جوابی برای این سوال نداشتم و صرفا به خاطر رضایت اطرافیانم مانند یک قایق رها شده در آب، اجازه می دادم که طبق میل و سلیقه ی خودشان برایم تصمیم بگیرند.
اجازه بدهید خودم را مثال بزنم وقتی برای اولین بار در زندگی ام وارد رابطه شدم، صرفا به خاطر اینکه مورد قبول طرف مقابلم باشم خودم را تغییر دادم و همین مسئله باعث شد که یک احساس پوچی و خلاء به من دست بدهد، چراکه در حال نقش بازی کردن بودم.
ترس از طرد شدن توسط دیگران
از آنجایی که ترس از طرد شدن تمام وجودم را فراگرفته بود، در واقع به نوعی شرایط را برای نامزدم مهیا کردم که مرا از همه جهت کنترل کند و با خودم فکر می کردم که رفتارش تغییر خواهد کرد.
اما اینگونه نبود و او روز به روز بدتر می شد که همین موضوع برای من زمینه ی ابتلا به افسردگی را نیز فراهم کرد.
پیدا کردن جواب این سوال که چگونه به حرف مردم بی اعتنا باشیم؟ ریشه ی بسیاری از مشکلات را حل خواهد کرد.
عشق متقابل یعنی اینکه هر دو طرف با وجود خصوصیات خوب و بدی که دارند، یکدیگر را بپذیرند و قصد تغییر دادن طرف مقابل را نداشته باشند؛ در واقع عشق به این معنا است که علاوه بر پذیرفتن طرف مقابل، به او نیز احترام بگذاریم و او را تحسین کنیم.
زیرا آن ها این کار را به دور از عقل دانسته و مرا سرزنش می کردند اما اشکالی ندارد، چراکه این ماجرا دوستان غیرواقعی مرا از من دور کرد. اما درعین حال، دوستان واقعی خود را شناختم؛ آن ها برای به دنیا آمدن فرزندم جشن گرفتند و مرا همانگونه که بودم پذیرفتند.
کمک های والدین
خوشبختانه والدینم به من کمک کردند که بعد از اتمام دانشگاه، در مقطع کارشناسی ارشد مشغول به تحصیل شوم. هرچند عده ی زیادی تصور می کردند که من ترک تحصیل خواهم کرد، اما هیچوقت این اتفاق رخ نداد.
یافتن پاسخ این سوال که چگونه به حرف مردم بی اعتنا باشیم؟ مرا به یک زن قدرتمند تبدیل کرد و دیگر هیچگاه به این فکر نبودم که انسان ها را تغییر دهم یا به خاطر دیگران تغییر کنم.
همواره سعی داشتم آهسته آهسته پیش بروم هرچند که با ارزیابی کردن زندگی خودم در یک نگاه کلی، به یک نتیجه ترسناک می رسیدم اما مطمئن بودم که بالاخره یک نفر پیدا خواهد شد که مرا همان گونه که هستم بپذیرد.
یکی از دلایل بی اعتنا شدن به حرف های مردم
می توانم بگویم که یکی از دلایل بی اعتنا شدن من نسبت به حرف مردم، فرزندم بود که بدون هیچ گونه ترس و دلهره بازی می کرد و می رقصید و بدون اینکه نگران گذشته یا آینده اش باشد از زندگی خودش لذت می برد.
با ارزش ترین دارایی ما زمان است پس چرا باید با فکر کردن به چیزهای بیهوده یا نگرانی از چگونگی قضاوت دیگران آن را هدر دهیم؟
چرا با وجود اینکه نگرانی هیچ تاثیر مثبتی در زندگی ما ندارد، اما بازهم به خودمان اجازه می دهیم که در خصوص مسائل پیش پا افتاده مانند حرف های مردم نگران باشیم؟
خاطره ای از دوران بارداری
شاید با خودتان فکر کنید پیدا کردن جوابی برای این سوال که ” چگونه به حرف مردم بی اعتنا باشیم؟ ” چندان مهم نباشد، اما اجازه بدهید که خاطره ی دیگری از خودم تعریف کنم: در دوران بارداری، یکبار برای خریدن شیر به مغازه رفتم.
در همان حال پیرزنی محو تماشای من شد و به انگشت بدون حلقه ام نگاه می کرد، در همان لحظه متوجه شدم که از نظر آن پیرزن، من یک انسان فاسد هستم و قبل از اینکه ازدواج کنم، باردار شده ام.
به همین خاطر سریع از مغازه بیرون آمدم و بعد متوجه شدم شیری که خریداری کرده بودم در آنجا جا مانده است.
اصلا چرا این اتفاق افتاد؟ مگر قضاوت شدن من از جانب آن پیرزن چه ضرری به حال من داشت که آن گونه عصبانی شدم؟
اما الان به این نتیجه رسیده ام که همه ی ما انسان های خوبی هستیم، فقط باید از افکار منفی دوری کرده و به سمت خوبی ها برویم.
در پایان اگر شما هم نظراتی در مورد این مقاله دارید، لطفا در زیر همین مقاله برای ما ارسال کنید با سپاس.
هنوز هیچ دیدگاهی وجود ندارد.