چگونه به سوالات کودکم درباره فقرا و بی خانمان ها پاسخ دهم؟

چگونه به سوالات کودکم درباره فقرا و بی خانمان ها پاسخ دهم؟

در بخش مشاوره آنلاین وب سایت شهروند فردا، والدین و مربیان می توانند مشکلات و دغدغه های تربیتی خود را مطرح نموده و پاسخ آن را از روانشناسان و مشاورین شهروند فردا دریافت نمایند. در این چالش به دغدغه والدی درباره نحوه پاسخگویی به سوال کودکش درباره فقیران و بی خانمان ها پاسخ می دهیم.

با سلام

با توجه به وجود متکدیان و بی خانمانان زیاد در سطح شهر، فرزند من مدام درباره این افراد سوالات زیادی از من یا پدرش می کند. می خواستم بدانم پاسخ مناسب به سوالات وی در این باره چیست؟

با سلام خدمت شما مادر گرامی

در مواجه با افراد فقیر یا بی خانمان، اگر هرگز چیزی نگویید، ممکن است پیام نادرستی را به فرزندتان مخابره کنید و یا این پیام را در ذهن کودکتان تداغی کنید که نسبت به این افراد بی تفاوت هستید. لذا نحوه رفتار شما بر روی کودکتان بسیار موثر است. در ادامه به چند نمونه از سوالات متداول کودکان درباره فقرا و بی خانمان ها و پاسخ مناسب آن ها اشاره می کنیم.

چرا او جایی برای زندگی ندارد؟

به طور مستقیم به این سوال پاسخ دهید و بگویید که گاهی اوقات افراد پول لازم برای تهیه خانه را ندارند.

اگر ما خانه مان را از دست بدهیم، چه؟

فرزندتان را مطمئن سازید که ما یک خانه داریم. اما حتی اگر خانه مان را از دست دادیم، می توانیم به خانه یکی از خویشاوندانمان نقل مکان کنیم، یا یک خانه جدید پیدا کنیم و یا به یک پناهگاه موقت برویم.

چرا به او کمک نمی کنی؟

کودک شما ممکن است از این که شما دست رد به سینه فقیری بزنید، تعجب کند، به خصوص اگر درباره کمک کردن به دیگران با او صحبت کرده باشید. در این موقعیت شما می توانید به فرزندتان بگویید که درباره این فرد مشکوک هستید و نمی دانم که آیا اگر پول نقد به او بدهم از آن در راه درست استفاده می کند یا نه. بنابراین قصد دارم پولی را به مرکز یا موسسه ای که به این افراد کمک می کند، بدهم تا آن ها نیازهای این افراد را برطرف کنند.

چرا این طور رفتار می کند؟

اگر فرزندتان با فرد بی خانمانی برخورد کرد که رفتار عجیب و غریبی داشت، شما می توانید به او توضیح دهید که او از بیماری روحی رنج می برد و یا مست است. برای توضیح بیشتر می توانید به کودکتان بگویید که برخی بیماری ها جسم افراد را تحت تاثیر قرار می دهند، مانند: سرماخوردگی، برخی بیماری ها روح و روان افراد را تحت تاثیر قرار می دهند و باعث می شوند افراد درست، رفتار یا فکر نکنند و برخی دیگر بیماری ها به موجب مصرف برخی مواد مضر (مواد مخدر یا الکل) ایجاد می شوند و افراد آموزش دیده ای در این زمینه وجود دارند که می تواند به این افراد کمک کنند تا این مواد را ترک کنند و به زندگی عادی باز گردند.

مشاوره ازدواج : زیادی با من راحته

مشاوره ازدواج : زیادی با من راحته

 

سوال:

سلام

از طریق سایت همسریابی با پسری که میگه قصدش ازدواجه آشنا شدم اما مشکلم اینه که دروغ زیاد میگه و اینکه زیادی با من راحته و من اینو دوس ندارم اما ملاکای دیگش خوبه

مشکل اصلیم اینه که نمیتونم بهش اعتماد کنم میگه دوسم داره اما میدونم همزمان با کسای دیگه ای هم داره آشنا میشه نمیدونم به آشناییم ادامه بدم یا نه خودش گفته بعد از یک ماه آشنایی اگه به درد هم بخوریم به خانوادم میگم اون میگه روش سنتی دیگه برداشته شده و چون عوامل جنسی یکی از مهمترین دلایل طلاقه باید بفهمم که از نظر جنسی با من مطابقت داری یا نه کمکم کنید نمیخوام به گناه آلوده شم

 

جواب:

سلام

دروغ گویی طرف مقابل از دو جنبه قابل بررسی است اول اینکه: گناه کبیره است و اگر بی توبه از دنیا بره توی اون دنیا گرفتار عذاب شدید می شه که در این مورد – در صورتی که احتمال اثر میدید- وظیفه شما است که بهش تذکر بدید و اونو نهی از منکر کنید، جنبه دومش هم اثرگذاری دروغ گویی در زندگی است که سبب بی اعتمادی به فرد دروغ گو می شه و بی اعتمادی هم مثل خوره زندگی رو می خوره و پایه هاش رو سست می کنه چون وقتی انسان احتمال بده ممکنه تمام حرفای همسرش دروغ باشه نمی تونه بهش اعتماد کنه و در نتیجه احتمال می ده که همسرش کارهای نادرستی انجام بده و او بخاطر دروغ گوییش متوجه نشه و اینده زندگیش تیره و تار بشه

بنابر این در این زمینه باید باهاش صحبت کنید که اگرم دروغ گویی رو ترک نمی کنه طوری نباشه که اصلا نشه به حرفاش اعتماد کرد

در مورد اینکه گفتید با شما زیادی راحته اگر منظورتون اینه که مسائل عاطفی و جنسی رو قاطی صحبتها می کنه لازمه شما بهش بگید : شناخت به معنی دونستن افکار و اخلاق و رفتار و علایق و سلایق طرف مقابله، که ورود مسائل احساسی و تحریک کننده، شناخت انسان رو تحت الشعاع قرار میده و سبب می شه ادم نتونه شناخت خوبی از طرفش پیدا کنه چون اولا : حواس ادم رو پرت می کنه و به حاشیه می ره و دیگه به مسائل مربوط به شناخت طرفش نمی پردازه و ثانیا: ممکنه دلبستگی و دل مشغولی ایجاد کنه که موجب بشه عیوب طرفش رو نبینه لذا باید از ورود این گونه مسائل به صحبتها و ارتباطات طرفینی جلوگیری کنید و اگر به این مسائل وارد شد جوابش رو ندید و یا موقتا رابطه رو قطع کنید تا دیگه این کار رو تکرار نکنه

اینکه می گید با دیگران در حال اشنایی است اگر اشنایی او با همه اونا برای ازدواج و انتخاب همسر باشه نه برای لذت طلبی و سوء استفاده و حد و حدود شرعی رو هم در ارتباط رعایت کنه اشکال نداره بنابر این صرف اشنایی با دیگران دلیل بدیش نیست که لازم باشه رابطه رو قطع کنید

در مورد اینکه می گه بعد یک ماه از اشنایی به خونواده می گه در صورتی که راضی نمی شه زودتر اقدام کنه شما ادامه بدید اما دو نکته رو مراعات کنید اول اینکه: مطالبی که رد و بدل می کنید فقط در مورد شناخت طرفینی باشه و از ورود هرگونه احساسات جلوگیری کنید و ثانیا: متوجه دلتون باشید که در روند شناخت تا قبل اطلاع خانواده ها، دلتون به هیچ وجه وابسته نشه چون اگر دلبسته بشید وقت جدایی براتون مشکل ساز می شه

در مورد اینکه می گه می خوام بدونم از نظر جنسی با من مطابقت داری تا زندگیمون منجر به طلاق نشه عرض می کنم عمده مشکلات جنسی که سبب خراب شدن زندگی می شه به مردها برمی گرده نه زنها، بخاطر اینکه یا مشکل از اینه که مرد بخاطر خود ارضایی زیادی که کرده ناتوانی جنسی داره و نمی تونه زنش رو ارضا کنه و در نتیجه رابطه زناشویی خراب می شه و نارضایتی طرفینی به وجود میاد و بخاطر اینکه روشون نمی شه بگن ما از نظر جنسی مشکل داریم این مساله رو به عنوان عدم تفاهم عنوان می کنند

مشکل دیگه ای که ممکنه مرد رو از نظر جنسی زده کنه اینه که مرد از نظر دیداری تنوع طلب شده باشه و قیافه و بدن زنش رو با زنهایی که دیده مقایسه کنه و ازش زده بشه

چاره این دو مشکل صحبت با دختر در زمینه مسائل جنسی نیست بلکه چاره اش اینه که اگر مرد زود انزالی داره خودشو درمان کنه و بعد ازدواج کنند یا اینکه ازدواج کنند و بعد اگر مرد متوجه شد که مشکل داره، برای درمان خودش اقدام کنه

چاره تنوع طلبی دیداری هم اینه که مرد تصمیم بگیره زنش رو با دیگری مقایسه نکنه و بعد ازدواج هم چشماش رو از هرگونه نگاه حرام بپوشونه تا نسبت به همسرش دلزده نشه

البته پسند ظاهر زن، حق مرد است یعنی مرد حق داره که ظاهر و اندام زن رو حتی بدون حجاب ببینه، البته با شرایطش که یکیش اینه که احتمال بده به شناختش اضافه بشه و در تصمیم گیری کمکش کنه چون اگر این کار رو نکنه ممکنه بعد ازدواج که ظاهر و اندام زنش رو می بینه ازش زده بشه پس این مقدار دیدن هم شرعا و هم عقلا اشکال نداره چون دلزدگی مرد از ظاهر زن ممکنه سبب تلخی زندگیشون بشه

بنا بر این شما این موارد رو بهش تذکر بدید تا متوجه بشه اینکه می گه عدم تطابق جنسی سبب بسیاری از طلاقها است ، بیشتر از زن به مرد برمی گرده یعنی معمولا مردها هستند که بخاطر مشکل دار بودن از نظر جنسی یا چشمی تطابق با همسر رو از دست می دن وگرنه زنها معمولا از این جهت مشکل ندارن و به راحتی تطابق لازمه رو با همسر پیدا می کنند

شاید ایشون بگه که ممکنه تو سرد مزاج باشی و اگر این طور باشه من تحمل زندگی با زن سرد مزاج رو ندارم شما در جواب می تونید بگید: سرد مزاجی دو نوعه ذاتی و عارضی اگر دختری ذاتا سرد مزاج باشه اصلا تمایل به رابطه زناشویی با همسر نداره و من این طور نیستم . البته ممکنه زنی بعد ازدواج به صورت عارضی سرد مزاج بشه ولی اونم به نحوه برخورد شوهرش برمی گرده یعنی اگر همسرش در ارتباط جنسی مثلا زود انزال باشه و نتونه اونو ارضا کنه و به ارگاسم برسونه زن بخاطر اینکه لذتی از زناشویی نمی بره ممکنه تدریجا سرد مزاج بشه و برای بار بعد تمایل چندانی به عمل جنسی نشون نده و یا اگرم تمایل نشون می ده چندان فعال و لذت بخش عمل نکنه که اینم تقصیر شوهرشه و اگر مشکلش رو رفع کنه سرد مزاجی زن برطرف می شه

نتیجه اینکه صحبت کردن در زمینه امور جنسی و تطابق بدنی زن و مرد قبل ازدواج لازم نیست و فقط مقداری که درسته و شرعا هم اشکال نداره اینه که مرد می تونه ظاهر و اندام زن رو بدون حجاب مشاهده کنه

موفق باشید

نمیدونم گرم هستم یا سرد

مشاوره ازدواج : نمیدونم گرم هستم یا سرد

 

سوال:

سلام
دختری 20 ساله هستم که اخیرا درخواست ازدواجی ازم شده تقریبا مشکلی با هم نداریم و به تفاهم نسبی تا اینجای کار با هم رسیدیم ولی طرف مقابلم میگه گرم مزاج هست ولی متاسفانه من نمیدونم گرم هستم یا سرد,چطور میتونم این مورد رو بفهمم تا به مشکل نخورم؟
ممنون

 

جواب:

سلام

علت اینکه می خوای بفهمی سردی یا گرم، اینه که می ترسی سرد مزاج باشی و در برابر گرم مزاجی او کم بیاری در این زمینه عرض می کنم : گرم مزاج بودن شما لازم نیست بلکه همین که سرد نباشی به این معنی که کشش نسبت به مسائل جنسی داشته باشی کافیه بخاطر اینکه اولا : اگر اصل کشش جنسی در تو باشه زیاد کردنش با تقویت کننده های جنسی کاملا ممکنه ثانیا: باید بدونی که زن در ارتباط زناشویی مطلوبه نه طالب، لذا این مرده باید طرف زن بره و او رو به خوبی تحریک و برای عمل زناشویی اماده کنه پس وقتی مردی گرم مزاج باشه معمولا مشکلی ایجاد نمی شه چون با هیجانی که داره زن رو اونقدر تحریک می کنه که به هیجان بیاد و به امادگی برای ارتباط جنسی برسه البته اگر مرد مهارتهای ارتباطی رو بلد نباشه در این صورت ممکنه نتونه زن رو به هیجان بیاره و لذا ممکنه زن یک امیزش بدون لذت داشته باشه و در نتیجه برای امیزشهای بعدی تمایل نداشته باشه یا اینکه مرد از نظر جنسی ناتوان باشه که در نتیجه بخاطر زود انزالی ممکنه نتونه همسرش رو به اوج لذت جنسی برسونه و به همین علت ممکنه زن بعد مدتی سرد بشه

بنابر این گرم نبودن زن چندان نگرانی نداره چون با تقویت کننده جنسی یا ماهرانه عمل کردن مرد در ارتباط زناشویی، قابل درمانه البته به شرط اینکه مرد از نظر جنسی سالم باشه و بخاطر خودارضایی، دچار ناتوانی جنسی نشده باشه و اگرم شده خودشو درمان کرده باشه یا اینکه در صدد درمان خودش باشه

موفق باشید

چرا بمن کم محلی میکنه

مشاوره : چرا بمن کم محلی میکنه؟

 

سوال:

سلام

من نزدیک یه ساله با یه پسر دوستم و راستش با هم نزدیکی هم کردیم و…اما اون بمن خیلی اطمینان داره چون بهش دروغ نگفتم و میدونه که من جز اون با کس دیگه ای نزدیکی نکردم و حتی چن روز پیش اومد خونمون و با مادرم هم حرف زد اما مشکلی که هست اینه که اصلا به من زنگ نمیزنه و وقتی ازش میپرسم میگه اخلاقم اینطوریه.از وقتی هم بامن..دیگه اجازه نمیده من از خونمون بیرون برم و فکر میکنم این بخاطر علاقش باشه اما واسه دیدن من میاد خونمون.فکر میکنم از این هم مطمئنه که دوسش دارم حالا به نظر شما باید چیکار کنم؟

یه چیز دیگه هم یادم رفت بگم این بود که اگه من و…باهم تموم کنیم احساس بدی پیدا میکنم چون عذاب وجدان دارم اگه با کس دیگه ای دوست بشم باید بهش این حقیقت تلخ رو بگم چون طرف مقابل حقشه که این چیزارو بدونه البته الانم یه مورد برام پیش اومده که بهم گفته با گذشته ی طرف کاری نداره و مهم اینه که آیندمون خوب باشه و موقعیتش از دوست قبلیم بهتره حالا باید چیکار کرد؟

 

جواب :

سلام

اگه نظر منو برای ازدواج می خوای، نسبت به دوستی که باهاش رابطه جنسی داشتی عرض می کنم اولا معلوم نیست اون برای ازدواج بخوادت چون ممکنه علاقه اش به تو در حد دوستی باشه و ثانیا حتی اگر تقاضای ازدواج کرد به نظر من ازدواج باهاش خطرناکه بخاطر اینکه ممکنه بعدا بهت بگه که پاک نبودی خصوصا با توجه به اینکه می گی از بعد از … نمی ذاره از خونه بیرون بری این بخاطر علاقه اش به تو نیست بلکه احتمالا به خاطر اینه که اون اعتماد گذشته رو به پاکیت نداره و فکر می کنه اگه بیرون بری ممکنه با کس دیگه رابطه جنسی برقرار کنی

خلاصه من به ازدواج تو با این فرد به شدت بدبینم اما اگه خواستی باهاش ازدواج کنی برای اینکه احتمال ایجاد مشکل در زندگیت کمتر بشه مطلب زیر رو بخون

 

اگه نخواستی باهاش ازدواج کنی و تصمیم به ازدواج با دومی گرفتی مواظب باش رابطه برقرار نکنی و در مورد رابطه قبلیت هم چیزی بهش نگی چون به او ربطی نداره بلکه حتی نباید بگی چون اعتراف به گناه خودش گناهه اما باید بخاطر اینکه گناه بزرگی مرتکب شدی به درگاه خدا توبه کنی و از او طلب بخشش کنی

در مورد اینکه می گی اون حقشه که بدونه تو چه کار کردی، عرض می کنم مگه شما حقته که بدونی اون چه گناهانی در زمان تجرد کرده که اون حقش باشه که بدونه شما چه گناهانی کرده ای؟ مگه در صورتی که گناهی کرده باشه میاد به شما می گه؟ مثلا اگه خود ارضایی کرده یا فیلم و عکس دیده یا چشم چرونی کرده یا اینکه با دخترا رابطه داشته میاد بهت بگه که تو هم بگی؟

پس وقتی که پسر هیچ حرفی از گناهانی که کرده نمی زنه و خودشو خراب نمی کنه چرا شما باید این کار رو بکنی که بی دلیل اونو نسبت به خودت بی اعتماد کنی؟

موفق باشید

 

پاسخ ها

سر شدن دست چپ

سر شدن دست چپ

مشخصات فردی:

جنسیت: زن

سن: 22

وضعیت تاهل: مجرد

فرزند: سوم خانواده

تحصیلات: لیسانس

شغل: بیکار

سابقه مراجعه به روانشناس ، دلیل مراجعه، نوع درمان و نتیجه: نه
داروی مصرفی و میزان آن: نه
سابقه مصرف سیگار، الکل و یا دیگر مواد مخدر، میزان و نوع آن: نه
شرح مسئله: یک ماهی است دست چپم در خواب سر میشد اما چند روزیه که در زمان بیداری هم سرمیشه این منو نگران کرده دکتر هم نرفتم اضطراب هم زیاد دارم

پاسخ ها

با سلام، این مشکل به دلایل مختلفی بر می گردد از جمله مشکل اعصاب و مغز، مسایل روانی و دغدغه های زندگی، افکار زیاد و درگیری فکری، آسیب دیدگی و ضربه دیدن و از همه مهمتر و بدیهی تر شاید به خاطر کار زیاد در منزل و کمک به مادرتان و بر عهده گرفتن مسئولیت خانه باشد. ولی چون شما فرمودید اضطراب دارید می تواند دلیل روانی داشته باشد که باید اضطراب و وضعیت روانی شما بررسی شود ولی به هر حال قبل از مراجعه حضوری به مشاور به متخصص مغز و اعصاب برای اطمینان از عدم آسیب مغزی مراجعه فرمائید و سپس برای بررسی اضطرابتان به مشاور مراجعه کنید. موفق باشید

پاسخ توسط: ابراهیم نعمتی

با سلام به دوست عزیز.یک دسته از اختلالات روانی وجود دارند که همراه با نشانه های جسمانی است بخاطر همین برای اولین قدم پیگیری جدی پزشکی است که اثر جسمانی آن مشخص شود اما با اطمینان از نبود اثر جسمی ما بدنبال اثر روانی نشانه ها هستیم.با توضیحات کمی که دادید نمیتوان نظری قاطعی داد.سعی کنید حتما به یک متخصص روماتولوژی مراجعه کنید.

پاسخ توسط: شهریار مرادی

با سلام دوست عزیز همانطور که همکارانم فرمودند شما توضیح کافی از مشکلتان ارائه نکردید. با این وجود من به شما توصیه می کنم ابتدا به یک متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنید و اگر ایشان با گرفتن شرح حال و انجام آزمایشات لازم وجود مشکل جسمی را در شما رد کردند، می توانید به یک روانپزشک یا روانشناس مراجعه و مشکلتان را درمیان بگذارید زیرا احتمال دارد که سر شدن دستتان نمودی از مشکل اضطرابتان باشد. با آرزوی سلامتی

پاسخ توسط: هدی کریمی

با سلام.دوست عزیز شما اطلاعات کمی از شروع مشکل ندادید و اینکه آیا با مشکل خاصی این حالت ایجاد شده یا خیر.اما در وهله اول باید به پزشک مراجع کنید و همچنین از لحاط روحی خودتان را بررسی کنید.زیرا گاهی علل روانی مشکلات جسمانی را ایجاد می کنند.در اینجا برخی از علل بی حسی را برایتان می گوییم :بیشتر موارد حس سوزش و سوزن سوزن شدن در هنگامی که اندام ها بی حس شده است، علامتی بی خطر است و نشان دهنده این حالت است که عصبی در این ناحیه تحت فشار است ودر صورت تغییر وضعیت طی چند دقیقه عصب به حالت طبیعی برمی گردد. از دیگر دلایل بی حسی اندام ها افزایش تهویه تنفسی است که در شرایط اضطراب آور ایجاد شده ولی در مواردی که بی حسی ناگهانی و غیر قابل توجیه روی می دهد ممکن است، علامتی از یک بیماری جدی باشد که می بایست تحت بررسی های دقیق قرار گیرد. از علل جدی بی حسی می توان به نقص جریان خون ، روماتیسم مفصلی ، اسکلروز مولتیپل ، دیابت و سندرم تونل کارپ (فشرده شدن اعصاب در مچ دست که موجب بی حسی درانگشتان و دست می شود) اشاره کرد .نگران نباشید و حتما به پزشک مراجع کنید.

پاسخ توسط: نوشین نظری

با سلام. ابتدا بایستی بر گردیم به کمی قبل و شرایط قبل از این اتفاق را بسنجیم. چه خوب است که بدانیم که اتفاقاتی اخیراً برای شما رخ داده که با پیامد هیجانی مثبت و منفی برای شما همراه بوده است. ضمن بر اینکه ممکن است شما در یک مسئله مشغولیت ذهنی داشته باشید که با علامت جسمی خود را نمایان ساخته است. از طرف دیگر بررسی اینکه آیا قبلاً نیز اینگونه علائمی را داشته اید یا خیر نیز مهم است. از سویی، گاهی ما بار مشکلاتمان بیش از حد توانمان شده و بنابراین شاید این علامت به عنوان زنگ هشداری برای استرس های موجود و قبلی شما باشیم. در کنار این موارد شاید مسئله شما یک مورد پزشکی ساده باشد که نیازی هم به مراجعه به یک روانشناس یا مشاور نباشد. اما قدم اول برای شناسایی دلیل اصلی این اتفاق مراجعه به یک پزشک است و سپس عمل به توصیه های وی. از کارهایی که می تواند به شما در کاهش فشار ناشی از این واقعه کمک بکند نیز غافل نشوید….. این کارها از فردی به فرد دیگر متفاوت است بنابراین لیستی از کارهای لذت بخش خود را انتخاب و شناسایی کرده و به چند مورد از آنها عمل نمایید. از مشورت با پزشک نیز غافل نشوید.

پاسخ ها

چرا هیچکی با من ازدواج نمی کنه ؟

چرا هیچکی با من ازدواج نمی کنه ؟

بازگشت معشوق

مشخصات فردی:

جنسیت: زن

سن: 28

وضعیت تاهل: مجرد

فرزند: سوم خانواده

تحصیلات: لیسانس کامپیوتر

شغل: کارمند

سابقه مراجعه به روانشناس ، دلیل مراجعه، نوع درمان و نتیجه: خیر
داروی مصرفی و میزان آن: خیر
سابقه مصرف سیگار، الکل و یا دیگر مواد مخدر، میزان و نوع آن: خیر
شرح مسئله: با سلام و عرض ادب؛ نمیدونم مشکلم چیه 63.10.23 میرم تو 29 سال و این داره عذابم میده چرا نمیتونم ازدواج کنم؟ بخدا قحطی پسر خوب و با خانواده اومده اکثر دخترخانم هایی که خیلی آرایش میکنند و به قولی فشن هستند سریع مخ میزن و میرن + چادریها ، حالا که ما نه از اوناییم نه از اینا تکلیف چیه نه تو همسایه ها کسی هست نه تو فامیل و بعضی وقتا گری میگریه مگه من چمه؟ از من زشت تر ازدواج کردن ولی من … خودمم دوست دارم ولی دوست دارم پدر و مادرم خیالشون راحت بشه از به سرانجام رسیدن ثمره زندگیشون ( به امید اون روز )

 

پاسخ ها

با سلام، پیشاپیش تولدتون رو بهتون تبریک می گیم و انشالا تولد فرزندتان. در مورد ازدواج شما باید گفت این فقط مشکل شما نیست خیلی از هم سن وسالان شما چه پسر و چه دختر با این مسأله به دلیل مسایل مختلف اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی و حتی به قول شما فردی (در هر دو جنس) روبه رو هستند بنابراین شما زیاد خودتان را سرزنش نکنید. به نظر شما آیا واقعأ دختران به قول شما فشن که سریع مخ میزنن زمان دوام زندگی مشترک شان هم طولانیست و سریع هم تموم نمیشه؟و… به هر حال برای انتخاب همسر شاید نیاز باش ما خودمان خواسته ها و ملاکهایمان را در نظر بگیریم و اگر نیاز باش ببینیم با توجه به شرایط جنس مخالف و شرایط جامعه تجدید نظری در خواسته هایمان داشته باشیم. آیا تا به حال از خودتان پرسیدید برای ازدواج چه کارهایی انجام دادید و چه تغییراتی در افکار و یا رفتارتان حاضر شدید ایجاد کنید؟؟؟ برای بدست آوردن یک چیز منتظر نباشیم دیگران به ما بدهند بلکه خودمان تمام تلاشمان را برای رسیدن به اهدافمان انجام دهیم. برای ازدواج و انتخاب همسر ملاکهای متعددی مورد نیاز هست که می تواند برای دختر و پسر در فرهنگهای مختلف متفاوت باشد.فرهنگی که درآن زندگی میکنید خیلی مهم است و باید شرایط آنجا را درنظر بگیرید. به طور کلی با یک سری تغییرات در رفتار و افکارتان می توانید به اهدافتان برسید و امیدوارایم هر چه زودتر با تغییراتی که ایجاد می کنید خوشبخت شوید.

پاسخ توسط: ابراهیم نعمتی

سلام.برای اینکه مورد خوبی برای ازدواج شما فراهم شود چند نکته را در نظر داشته باشید اول اینکه سعی کنید در اجتماع بیشتر حضور داشته باشید تا وقتی که ارتباطات شما محدود به فامیل و رفت آمد با همسایه ها باشد دامنه خواستگاران شما و شانس ازدواج شما کم است با حضور در گروههای اجتماعی بیشتر مثل گروه ورزش،انجمن هاو..مطمینا خواستگار خواهید داشت و همچنین خود میتوانید دنبال فرد مورد نظر خود باشید و هنگامی که فردی را پیدا کردید که با ملاکهای شما مطابقت دارد میتوانید توسط یک واسط این موضوع را مطرح کنید.موفق باشید.

پاسخ توسط: زهره پولادچنگ

با سلام دوست عزیز سن ازدواج در اغلب کشورهای درحال توسعه، روندی صعودی دارد و این بالا رفتن سن ازدواج یکی از معضلات نسل جوان امروز به شمار می‌رود. بنابراین این مشکل تنها شما نیست و از این بابت نگران نباشید. براساس تحقیقات صورت گرفته عوامل متعددی در شکل گیری این پدیده دخیل اند و هرگز نمی توان یک عامل را علت اصلی این معضل دانست. از جمله این عوامل عبارتند از اینکه: الگوهای رفتاری معاصر به دنبال رفاه است، آن را جزئی ضروری از زندگی می‌داند و از این طریق توقع مادی بیشتری ایجاد می‌کند که بالطبع دستیابی به آن امری زمانبر محسوب می‌شود. لذا جوان‌ها بویژه پسران به قول معروف با یک دو دوتا، چهارتا هر جوری که حساب می‌کنند ازدواج را عقلانی در نمی‌یابند! وسواس بیش از اندازه در انتخاب همسر و فراهم بودن زمینه ارضای نامشروع عوامل دیگری هستند که در تأهل تأخیر ایجاد می‌کنند. نکته دیگر الگوپذیری از جوامع توسعه یافته غربی است. نگرانی و ترس از آینده، عدم اعتماد دختران و پسران به یکدیگر، طولانی بودن تحصیلات دانشگاهی، افزایش توقعات و انتظارات شغلی و اجتماعی بالا، به هم خوردن توازن تعداد دختر و پسر آماده ازدواج، آرمان‌گرایی جوانان، مشاهده شکست در زندگی سایرین، عدم آمادگی برای پذیرش نقش، مشاهده شکست در زندگی والدین، عدم شناخت از الگوی مناسب زن و شوهری و… همه اینها عواملی هستند که باعث کاهش تمایل به ازدواج میان جوانان شده است. از طرفی تحقیقات نشان می دهد پسرها در بالا رفتن سن ازدواج تاثیر گذارترند، با توجه به وجود ریشه ها و سنت هایی که در جامعه وجود دارد معمولاً این دختران هستند که در اکثر مواقع باید منتظر بمانند تا فردی به خواستگاری شان بیاید، شما هم باید این واقعیات را بپذیرید. اما راهکارهایی برای کاهش سن ازدواج و خروج از بحرانی که گریبان جامعه را گرفته است، وجود دارد و طیفی وسیعی را در بر می‌گیرد از جمله اینکه باید برای ازدواج ساده فرهنگ‌سازی شود، کلاس‌های آموزشی درباره ضرورت ازدواج برای فرد و نظام اخلاقی و هنجاری اجتماع بر پا شود، همچنین امکانات ضروری زندگی زوجین، حمایت‌های متنوع مالی از جوان‌های در آستانه ازدواج فراهم شود.

پاسخ توسط: هدی کریمی

با سلام. مقوله ازدواج امروزه بحث داغ بسیاری از جوامع است و البته یکی از دغدغه های همه افراد به عدم انگیزه و شاید مهمتر از آن سن بر می گردد. اصولاً افراد برای خود معیارهای خاصی را در نظر می گیرند و بر مبنای آن ازدواج می کنند. در بین مردان و زنان برخی ویژگیها مشترک و برخی متفاوت از یکدیگر است. با این حال امروزه سن، موضوعی است که همه و مخصوصاً مردان به آن توجه خاصی را دارند و چه بسا بر اساس تحقیقات مختلف سن زنان، یکی از ملاکهای مهم مردان در نظر گرفته می شود. در عین حال، داشتن شرایطی همچون شرایط شما بسیار سخت و دردناک است و هر کسی را با مشکل مواجه می کند. قصد ما این نیست که به شما امید واهی بدهیم که یک شاهزاده ی سوار بر اسب یک روز به سراغ شما خواهد آمد اما باورهای شما و دیدتان نسبت به ازدواج، شاید از سرچشمه های زیادی مثل خانواده، جامعه، دوستان و ….. نشات می گیرد. ما نمی دانیم که شما در چه فرهنگی و با چه شرایطی زندگی می کنید اما تصمیم گیری برای ازدواج دارای چارچوب خاصی است و چنانچه این چارچوب را رعایت نکنید ممکن است برای شما مشکلاتی به وجود می آید. بد نیست نگاهی به ساعات روزانه خود بیندازید و ببینید چه قدر را به این موضوع فکر می کنید و چقدر را به کارهای دیگر می پردازید. نگاه شما به ازدواج این گونه است که: من باید ازدواج کنم” اما پشت این باید حرفهایی را که پشت این باید است چک کنید. قصد شما از ازدواج این است که ازدواج کرده باشید و شاید این فکر شما را از سایر ملاکهایی که باید برای ازدواج در نظر بگیرید غافل کند. با این حال کتاب ” صفر تا صد” ترجمه مهرداد فیروزبخت از نشر ویرایش را مطالعه نموده و چنانچه احساستان بهتر نشد با یک روانشناس شناختی رفتاری مشورت نمایید.

پاسخ ها

تحصیل در رشته سکسولوژی

سکسولوژی

مشخصات فردی:

جنسیت: زن

سن: 31

وضعیت تاهل: مجرد

فرزند: پنجم خانواده

تحصیلات: لیسانس روان شناسی

شغل: پرورش کرم ابریشم

سابقه مراجعه به روانشناس ، دلیل مراجعه، نوع درمان و نتیجه: خیر
داروی مصرفی و میزان آن: خیر
سابقه مصرف سیگار، الکل و یا دیگر مواد مخدر، میزان و نوع آن: خیر
شرح مسئله: باسلام وقداقوت من میخواهم در رشته سکسولوژی تحصیل کنم لطفا مرا راهنمایی کنید اکثریت مشکلات طلاق امروز ایران از روابط جنسی پر ایراد یا پر خجالت نشات میگیرد برای ادامه باید به کدوم شاخه مراجعه کنم آیا امکانش است.

 

پاسخ ها

با سلام، در حال حاضر در ایران رشته ای با این نام به طور تفکیک شده وجود ندارد فقط شما می توانید پس از گذراندن پایه ی روانشناسی و تقریبأ حداقل لیسانس روانشناسی می توانید در کارگاههای جنسی که با نام های مختلف برگزار می شود تخصص کسب کنید نمونه ی آن دانشگاه تهران دکتر بشارت و همچنین خانم دکتر امانی کارگاههایی در این حیطه به علاقمندان آموزش ارائه می دهند. پیروز باشید

پاسخ توسط: ابراهیم نعمتی

با سلام به دوست عزیز.ما در ایران رشته تخصصی در این زمینه نداریم. جون شاخه های روانشناسی در مقاطع تکمیلی بصورت گرایش های (بالینی-عمومی-تربیتی-سلامت)است.اگر شما میخواهیند در این زمینه اطلاعات کسب کنید و مدرک داشته باشید از طریق شرکت در کارگاهای تخصصی که برگزار میشود اطلاعات لازم را بدست اورید.

پاسخ توسط: ریحانه مرادی

با سلام دوست عزیز همانطور که همکارم فرمودند و من نیز اطلاع دارم رشته سکسولوژی به تازگی به صورت رشته مستقلی در دانشگاه های خارج تدریس می گردد و هنوز در ایران جایی برای خود باز نکرده است. در واقع پیشروان این رشته در ایران به صورت غیر رسمی به کار آموزشی و درمانی خود می پردازند. در ضمن این رشته به دو شاخه تقسیم می‌شود: یکی شاخة پزشکی که بیشتر روی فیزیولوژی، آناتومی، پاسخ‌های جنسی و اختلالات جنسی تأکید دارد، و شاخه‌ای که بر ابعاد فرهنگی و اجتماعی رفتارهای جنسی تأکید دارد و امروزه بیشتر موردنظر محققان و نظریه‌پردازان است. نکته دیگری که در مورد این رشته باید بدانید این است که سکسولوژی با سکس تراپی تفاوت دارد و آن بحث درمان است. در سکسولوژِی شما با مسایلی همچون تفاوت های فیزیولوژیک، اختلالات جنسی، اختلالات جنسی روانی، هرمافرودیسم و … به صورت عمیق آشنا می گردید، در حالیکه سکس تراپی تمرکز اصلی را بر درمان دارد (البته هنوز تفکیک اساسی در این دو رشته صورت نگرفته). ابتدا شما باید مشخص کنید که هدفتان ادامه در کدامیک از این رشته ها می باشد. برای این منظور می توانید با مراجعه به سایت شخصی دکتر مریم محبی، یکی از سکسولوژیست های آشنا که در آمریکا نیز مشغول به کار هستند و مطالعه مقالات ایشان با این رشته و تفاوت های آن با سکس تراپی به خوبی آشنا شوید. با آرزوی موفقیت

پاسخ توسط: هدی کریمی

با سلام دوست عزیز.ما متوجه نگرانی شما برای بحران جامعه هستیم اما در ایران رشته جدایی برای سکسولوژی وجود نداره.شما فقط می تونین در کارگاه هایی با این مضمون برگزار می شود شرکت نمایید.بهترین فرد در این زمینه هم همین طور که آقای عاجز فرمودند خانم دکتر امانی هستن.پیگیری کارگاه ها را می توانید از همین سایت داشته باشید.موفق باشید

رشته سکسولوژی چیست و سکسولوژیست کیست؟

رشته سکسولوژی به عنوان یک حوزه تحصیلی و پژوهشی، به بررسی و تحلیل علمی ابعاد مختلف جنسیت و روابط جنسی در جامعه می‌پردازد. سکسولوژی به عنوان علمی مستقل، در دهه ۱۹۶۰ میلادی شکل گرفت و توسط جامعه شناسان و روانشناسان برای بررسی و توصیف رفتارها، هویت‌ها و نقش جنسیتی در جامعه استفاده می‌شود. سکسولوژیست‌ها به صورت عمومی متخصصانی هستند که در زمینه مطالعه و تحلیل مسائل مربوط به جنسیت، رفتارهای جنسی، تمایلات جنسی و تجربیات جنسی افراد فعالیت می‌کنند. آن‌ها از روش‌های تحقیق کمی و کیفی استفاده می‌کنند و به کمک مطالعات تئوری و عملی، سعی در بهبود فهم جامعه از جنسیت و روابط جنسی دارند. سکسولوژیست‌ها در زمینه‌های مختلفی مانند آموزش، مشاوره، پژوهش و کاربرد عملی دانش خود فعالیت می‌کنند تا به توسعه و پیشرفت جامعه در قضایای جنسی کمک کنند.

رشته سکسولوژی در ایران

رشته سکسولوژی در ایران، یک رشته تحصیلی است که به بررسی و تحلیل علمی و عملی ارتباطات جنسی و رفتارهای جنسی در جامعه می‌پردازد. این رشته شامل مطالعه تاریخچه، نظریات، رویکردها و روش‌های مختلف مربوط به جنسیت، جنسیت شناسی، عشق و ارتباطات جنسی، تناسب جنسی، جنسیت در فرهنگ و هنر، جنسیت در جامعه، مشکلات جنسی و راهکارهای آن، بهبود روابط جنسی و سلامت جنسی می‌باشد.

در رشته سکسولوژی در ایران، دانشجویان با مطالعه و تحلیل پدیده‌های مختلفی از جمله جنسیت، نقش‌های جنسی، تفاوت‌های جنسی، تعالیم دینی و فرهنگی درباره جنسیت، تعاملات جنسی در جوامع مختلف و مشکلات جنسی روبرو می‌شوند. آنها با استفاده از روش‌های تحقیق مختلف مانند مصاحبه، مشاهده، آزمایش‌ها و سنجش‌ها، داده‌های مورد نیاز را جمع‌آوری و تحلیل می‌کنند.

در کشور ایران، مطالعه سکسولوژی به دلایل فرهنگی و اجتماعی برخی چالش‌ها و محدودیت‌ها را دارد. با این حال، تعدادی از دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی در ایران دوره‌های مختلفی در زمینه سکسولوژی ارائه می‌دهند و استادان و پژوهشگران فعال در این حوزه در کشور فعالیت می‌کنند.

هدف اصلی رشته سکسولوژی در ایران، افزایش آگاهی و تفهیم موضوعات مرتبط با جنسیت و رفتارهای جنسی در جامعه است. این رشته می‌تواند به بهبود روابط جنسی، ارتقای سلامت جنسی و حل مشکلات جنسی در جامعه کمک کند. همچنین این رشته می‌تواند به شکل‌گیری سیاست‌ها و قوانین مؤثر در حوزه جنسیت و رفتارهای جنسی کمک کند و به توسعه جامعه برابری جنسی و احترام به حقوق جنسی کمک کند.

سکسولوژیست‌ کیست و چه وظیفه ای دارد؟

سکسولوژیست یک تخصص پزشکی و روانشناسی است که به مطالعه و تحلیل جنسیت و تمام جوانب مرتبط با عشق، علاقه جنسی، هویت جنسی، جنسیت بیولوژیکی و رفتارهای جنسی انسان می‌پردازد. این تخصص به منظور بررسی و درک بهتر مفهوم جنسیت و ارتباط آن با سلامت جسمی و روانی افراد تشکیل شده است.

وظایف یک سکسولوژیست شامل مطالعه و پژوهش درباره مسائل جنسیتی، آموزش و راهنمایی افراد در خصوص سلامت جنسی، ارائه مشاوره جنسی در مواقع نیاز، تشخیص و درمان اختلالات جنسی و رسیدگی به مشکلات جنسی در افراد می‌باشد. سکسولوژیست همچنین می‌تواند در طراحی برنامه‌های آموزشی و پیشگیری از بیماری‌های جنسی و همچنین ارتقای سلامت جنسی جامعه نقش داشته باشد.

به طور کلی، سکسولوژیست به منظور ارتقای سلامت جنسی و بهبود کیفیت زندگی افراد در تمام مراحل عمر، از جمله کودکی، نوجوانی، بزرگسالی و سالمندی، فعالیت می‌کند. این تخصص در جامعه به عنوان یک منبع اطلاعات معتبر درباره مسائل جنسیتی شناخته می‌شود و در بهبود فرهنگ جنسیتی و توانمندسازی افراد نقش مهمی دارد.

 

 

پاسخ ها

چیکارکنم عاشقم بشه و بیاد سمتم

چیکارکنم عاشقم بشه و بیاد سمتم

مشخصات فردی:

جنسیت: زن

سن: 18

وضعیت تاهل: مجرد

فرزند: اول خانواده

تحصیلات: دیپلم

شغل: محصل

سابقه مراجعه به روانشناس ، دلیل مراجعه، نوع درمان و نتیجه: خیر
داروی مصرفی و میزان آن: خیر
سابقه مصرف سیگار، الکل و یا دیگر مواد مخدر، میزان و نوع آن: خیر
شرح مسئله: سلام مدت 1ساله پسری رو دوست دارم این آقاپسرخوشگلن و منم ازنظردوستام خیلی نازم .فکرمیکنم ازنگاهام فهمیده باشه که چقد دوسش دارم .جوری دوسش دارم که گاهی اوقات به سرم میزنه بایه شاخه گل برم پیشش و بهش بگو واسش میمیرم و چقد دوسش دارم من ایشونو واقعا دوسش دارم چون هرکاری میکنم نمیتونم بهش فکر نکنم از بس به ایشون فکر میکنم معدلم از 19 به 17 افت کرده.توروخدا کمکم کنین شدم یه دختر افسرده بگین چیکار کنم بیاد سمتم و عاشقم بشه اگه میشه واسم ایمیل کنین ممنون

 

پاسخ ها

با سلام.دوست عزیز با توجه به سن شما وجود احساسات زیاد و هیجان کاملا طبیعی است اما چیزی که ممکن است خطرناک باشد این است که نتوانید جلو هیجانات را بگیرید و کاری انجام دهید که بعدا پشیمان شوید.زیبایی ظاهر بیشترین توجه شما را جلب کرده که فقط در اوایل رابطه مهم است و کم کم رنگ می بازد.علاقه باید دو طرفه باشد و بهتر است از سوی مرد ابراز شود پس صبور باشید تا اگر ایشان هم به شما علاقه دارند ابراز کنند . این خود نشان دهنده جرات و اعتماد به نفس است.در ضمن با توجه به احساسات زیاد شما باید مراقب عواقب رابطه بود و دست به هر کاری نزنید.اولین کار یک دختر در ابراز علاقه فرستادن سیگنال های مثبت به پسر است که شما این کار را انام دادید حالا منتظر باشید.اگر خبری نشد بهتر است به درستان برسید و وقت خود را بیش از این برای او تلف نکنید.ضرری که شما امروز برای این علاقه متحمل می شوید چند سال بعد شما را متوجه می کند.هرچه خودتان را برازنده کنید بیشتر در چشم هستید و یکی از این کار ها تصیل است.پس خود را عقب نیاندازید که از چشم ها دور باشید.موفق باشید

پاسخ توسط: نازنین افصحی

با سلام دوست عزیز شما مطمئناً خوب مى‏دانید که ازدواج بزرگ‏ترین و مهم‏ترین حادثه زندگى انسان است و موفقیت یا شکست در آن سرنوشت ساز خواهد بود. ازدواج و زندگى مشترک وقتى ثمر بخش، سودمند و ماندگار است که عقربه روحیه‏ها، غرایز و طرز تفکر دو طرف، همسو و نزدیک باشد همچنین از بسیاری جهات با یکدیگر تناسب داشته باشند (از جمله تناسب فرهنگی، مذهبی، سنی، سطح تحصیلات و …..). بنابراین، شما باید این رو مد نظر بگیرید که ملاک های زیادی برای اینکه یک ازدواج موفق داشته باشید وجود دارد، اما چیزی که شما اینجا به آن اشاره کردید این بود که این اقا پسر ظاهر زیبایی دارد، در صورتی که ظاهر طرف مقابل می تواند یکی از این ملاک ها باشد. پس سعی کنید پیش از هرگونه تصمیم گیری به چند نکته توجه کنید: 1- سعى کنید، بر اساس اطلاعات دقیق، به شناخت کافى و صحیحى از فردِ مورد نظرتان دست یابید و دقّت را فراموش نکنید. که مبادا عشق، چشم اندیشه‏تان را بسته و شما را از تحقیق کامل و همه جانبه درباره وى باز داشته باشد. همانطور که اشاره کردم صرف اینکه به نظرتان پسر زیبایی است، کافی نیست. در ضمن علاقه طرف مقابل به شما نیز مهم است. 2- اگر پس از بررسى‏ها و مشورت‏هاى لازم فرد مورد علاقه تان را فردى مناسب تشخیص دادید، بهترین راه آن است که از طریق واسطه‏اى مورد اعتماد نظر طرف مقابل را درباره خویش جویا شوید. اما به شما توصیه می‌کنم که خودتان با ایشان صحبت نکرده و ابراز علاقه ننمایید. زیرا این اقدام شما می‌تواند مشکلات زیادی را برای شما ایجاد کند. بهتر است واسطه در گفتگوهای اولیه نیز، حرفی از علاقۀ شما به ایشان نگوید. به این نکته توجه نمایید، معمولاً مردها مایلند که انتخابگر باشند و غالباً وقتی احساس می‌کنند که انتخاب شده‌اند، تمایلی به برپایی زندگی مشترک ندارند. پس به بهانه جذب هیچ کسی، با او ارتباط برقرار نکنید که از مقصد و مقصود دور خواهید شد. اما اگر با بررسى‏هاى به عمل آمده فرد مورد نظرتان را مناسب تشخیص ندادید یا معلوم شد احساس شخصى‏تان درباره علاقه او به شما توهم و خیالبافى است و در واقعیت ریشه ندارد، احساسات خود را کنترل و از ابراز محبت خوددارى کنید؛ زیرا علاقه یک سویه راه به جایى نمى‏برد. بنابراین، با تفحص و پرس و جوى مختصرى که واسطه انجام مى‏دهد، مسأله روشن مى‏شود و از این دغدغه خاطر و اشتغال فکرى رهایى مى‏یابید. لازم به تأکید است فرد واسطه ای که دارای صفات دلسوزی، مورد اعتماد، رازدار، عاقل و دارای تجربه است و می خواهد از نظر و دیدگاه آن پسر درباره شما مطلع شود، باید به گونه ای اقدام کند که گویی می خواهد دختری را برای ازدواج به وی معرفی کند. مطمئنا اگر شما و پسر از تناسب کافی برخوردار باشید و پسر نیز به شما تمایل داشته باشد اقدام خواهد کرد.

پاسخ ها

با جاری و مادر شوهر حسود و فضول چی کار کنم

با جاری و مادر شوهر حسود و فضول چی کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مشخصات فردی:

جنسیت: زن

سن: 19

وضعیت تاهل: متاهل

فرزند: اول خانواده

تحصیلات: دانشجو کارشناسی

شغل: ندارم

شرح مسئله: با سلام من اخلاقی دارم که به هیچ کسی کار نمیگیرم نظر نمیدم و در کل ادمی هستم که دوست دارم سرم به کار خودم گرم باشه و چون اصلا از این که کسی در زندگیم دخالت کنه خوشم نمیاد واسه همین اصلا نه واسه کسی نظر میدم نه کار دارم اما من عروس خانواده ای شدم که سطح مالی و اجتماعی و …. از بقیه بهتره و همسرم اخلاق هایی که دارد نسبت به بقیه برادرهایش عالی است این حرفو همه اعضای خانواده و حتی برادرهایش هم میگویند من و همسرم از نظر مالی از بقیه جلو تر هستیم و همسرم میگوید من خوشبخت ترین مرد دنیام واقعا خوش به حالش بار ها گفتم خوش به حالت بهت حسودیم میشه پدر و مادرم واقعا کم کاستی نگذاشتن از هر نظر به همسرم کمک مالی و عاطفی میکنند و همسرم بار ها گفته پدر مادر تو را از پدر مادر خودم بیشتر دوست دارم چون حق پدر واقعی ام را برایم به جا اوردن به خدا راست است خانواده او اصلا اهمیت نمیدهند همسرم دانشجو است شاید باورتان نشود و به همسر من که دستش خالی است اصلا کمک مالی نمیکنند و پدرم خرج میدهد همسرم شرمنده است اما میگوید جبران میکنم و بسیار قدر دان پدر و مادرم است و من واقعا از ته قلب او را دوست دارم و هیچ وقت هیچ جیزی سرزنش نکردم الان من هر وقت با خانواده او جایی میروم تیکه بارانم میکنند و من فقط سکوت جاری هاییم میخواهند با حرف هایشان بین ما جدایی بینندازند و من فقط سکوت اما در همسرم اثر ندارد مادرشوهر میداند من از چی بدم میاد و به طور مداوم از فواید ان غذاها میگوید و به همسرم پیشنهاد مصرفش را میدهد به خدا راست میگم من اصلا به هیچ کسی کار ندارم و بیشتر و گاهی فقط سلام و خداحافظی دارم و در جواب ان ها سکوت کمکم کنید همسرم میگوید جوابشان را بده اما باز نمیتوانم من هم مثل ان ها باشم من انسانم اگر با کسی فامیل شدی پس تیکه و زخم زبان چرا ؟؟؟ بگویید چه کنم جواب بدهم؟؟؟؟؟؟

 

پاسخ ها

با سلام دوست عزیز وقتی دو نفر با هم ازدواج می کنند در واقع گستره ی وسیعی از ارتباطات اجتماعی را تشکیل می دهند. بخش عمده ای از این روابط بین زن و شوهر و سپس اقوام و دوستان و آشنایان و بخشی هم به ارتباطات خانواده های زن و شوهر برمی گردد که پس از شروع زندگی مشترک خود به خود به هم گره خورده اند. در این میان رابطه عروس با خانواده شوهر و داماد با خانواده زن در فرهنگ ما اهمیت ویژه ای دارد. چون عروس (در مورد داماد هم صدق می کند) وارد خانواده ای می شود که هیچ شناختی از آن ها ندارد، بنابراین در گام اول باید سعی کند نسبت به اخلاق پدر شوهر و مادر شوهرش شناخت پیدا کند. و پس از شناخت، علل رفتارها و کلام آنان را دریابد و پس از این شناخت و درک به راحتی می تواند از برخی از رفتارها که موجب تحریک مادرشوهر و اختلاف می گردد اجتناب کند و برخی رفتارهای آنان را نیز بدون این که ناراحت شود بپذیرد. عموماً خانم ها و همینطورآقایان با یک نگاه ایده آل وارد خانوادۀ جدید می شوند، در حالی که باید بپذیرند که همۀ انسان ها یک سری نقص هایی دارند. به هر حال ممکن است اختلاف پیش بیاد که برای مقابله با استرس ناشی از این contact، در وهله اول باید متوجه باشید که چه اتفاق‌هایی ممکن است بیفتد و سپس باید بدانید که در مقابل این اتفاق‌ها چه حرکتی باید انجام دهید تا حریم احترام و صمیمیت بین شما نشکند و در عین حال، مرز شخصی زندگی خود را نیز با آنها داشته باشید. باید یاد بگیرید به جای اینکه گله مادر شوهر و جاری را به همسرتان بکنید، به شکلی صحیح ابراز وجود کرده و به صحبت کردن با خانواده او و بیان انتظاراتتان بپردازید. راه‌حلی که ممکن است که شما از آن استفاده ‌کنید، این باشد که به همسر خود گله کرده و از وی بخواهید که با آن ها درگیر شوند. ولی توصیه می کنم که این راه‌حل‌ اشتباه را فراموش کنید، چون نه تنها سودمند نیستند، بلکه روابط شما را با خانواده همسر و به تبع آن با همسرتان تیره و تار می‌کند. به جای آن باید به شیوه‌ای صحیح به آن ها بفهمانید که خط قرمز‌های روابط‌شان با شما کجاست. خیلی مؤدب و مهربان باید جلوی کنجکاوی‌های مادرشوهر را بگیرید. باید بدون اینکه از کوره دربروید، با کلام مناسب و واژه‌گزینی صحیح این مسأله را حل کنید. یادتان باشد که اختلاف داشتن در زندگی کاملاً طبیعی است و یک مشکل محسوب نمی‌شود، بلکه شیوه حل اختلاف است که همواره می‌تواند مشکل‌ساز باشد. این را بدانید شما باید در برخورد با آدم‌های مشکل (هر که باشد، دوست، همکار یا مادر شوهر) حد فاصل را رعایت کنید و مشکل را ختم نمایید وگرنه آنها از کاه، کوه می‌سازند و بحران درست می‌کنند. همچنین به خودتان آرامش بدهید و با متانت بگذارید آنها هر چه می‌خواهند بگویند و فقط شنونده باشید. پاسخ شما بهتر است فقط تأیید و «بله، سعی می‌کنم» باشد و بعدش دنبال کار خودتان بروید؛ چون این افراد هیچ قلقی ندارند و باید حر‌ف‌هایشان را در کمال آرامش شنید و تأیید کرد تا گفتگو کوتاه شود. البته اگر صحبتشان با نظر شما موافق نیست می توانید بدون ابراز مخالفت فقط آن را تأیید نکنید. مطمئن باشید در هر شرایطی از زندگی با خانواده همسر می‌توانید لذت ببرید، به شرط آنکه شیوه حل اختلافتان را بلد باشید و مرزها را حفظ کنید.

پاسخ توسط: هدی کریمی

با سلام.دوست عزیز مشکلی که شرح دادید در بسیاری از خانواده ها رواج است.بهر حال ولرد شدن به یک خانوده جدید استرس زا است و نحوه برخورد افراد خانواده با شما متفاوت است.هر شخصی دید متفاوت به اطراف دارد و با دیگران برخورد متفاوتی می کند پس نگذارید نحوه بر خورد غلط آنها روی شما اثر سوء بگذارد.مهم ترین چیز برای شما محبت همسرتان است که دارید.پس دیگر خود را درگیر روابط دیگران نکنید.به طور کلی توصیه هایی برای برقراری ارتباط بهتر با خانوده همسر وجود دارد که من برایتان بازگو می کنم : راهکار برای بهتر ارتباط برقرار کردن با خانواده شوهر: 1- معصومانه برخورد کردن یکی از ویژگی های عشق، معصومانه برخورد کردن است. زن باید با خود چنین سوالی مطرح کند که آیا همسرم را دوست دارم یا خیر؟ و هر کاری می توانم برای عشقم انجام دهم یا خیر؟ و یا در رابطه با مواردی که همسرم به آن علاقه دارد، چگونه عکس العمل نشان دهم؟ 2- دیدن پدیده از دید مخاطب یعنی افراد اصرار نداشته باشد که هر چیزی که من می‌بینم درست است. اگر زنی، خود را جای مخاطب (مادرشوهر) و یا جای کسی که همسرش با آنها یک مدت زندگی می‌کرده، بگذارد و از دید آنها نگاه کنند، بسیاری از تنش‌ها از بین می‌رود. زنان نباید اصرار داشته باشندکه همین که ما به ظاهر می بینیم، درست است؛ زیرا در این روش باعث می‌شود بسیاری از چالش‌ها بوجود آید؛ ولی زمانی‌که خود جای خانواده همسر بگذارند و از دید آنها نگاه کنند، این چالشها و یا تنشها از بین می رود. در تعریف این موضوع می‌توان به یک داستان بسیار جالب اشاره کرد؛ روزی کودکی از پدرش یک کاغذی می‌گیرد و از او تقاضا می‌کند که پاکتی به او بدهد. پدرش عصبانی می شود که برای چه می‌خواهی ؟ پدر کارش را رها کرده به دنبال پاکت می‌گردد و بالاخره پیدا می‌کند. دوباره فرزندش می‌گوید: پدر به من یک خودکار بده. این بار پدر عصبانی می شود و به حرفهای فرزندش اصلا اهمیت نمی‌دهد. وقتی فرزندش پاکتی با محتوای کاغذ مچاله به پدرش می‌دهد، پدر عصبانی می‌شود و آن را به سطل زباله پرتاب می‌کند. فرزندش به او می‌گوید:«چرا به سطل زباله انداختی؟ آن هدیه‌ای از طرف من به شما بود. آن کاغذ مچاله از هزاران بوسه‌های من، پر شده بود و هربار به کاغذ بوسه می‌زدم، آن را تا می‌کردم، به خاطر همین مچاله شد.» شاید ما از دید خود رفتار اطرافیان را در نظر می‌گیریم؛ کاملا زشت و مچاله و بی‌حرمتی باشد، ولی وقتی از دید مخاطب به آن نگاه کنیم، سرشار از بوسه است. وقتی خانواده همسر به زن حرفی می‌زنند که به نظر زن تند می‌آید بیشتر از جنبه دوست داشتن نگاه کرده و جنبه مثبت آن را ببیند. 3- رابطه‌های بدون حضور همسر زن باید زمانی‌که همسرش در خانه نیست، به صورت تلفنی و یا حضوری با خانواده همسرش ارتباط برقرار کند و یا جویای حال آنها شود. این باعث می‌شود که خانواده همسر بپذیرند که برادر و یا پسر آنها دراین ارتباط واسطه نبوده و خود عروس‌شان تمایل دارد که با آنها ارتباط برقرار کند. 4- برای خانواده همسر وقت بگذارید حتما عروس خانواده، زمانی را برای با خانواده همسر تعیین کند و با صحبت کردن و گپ زدن، علاقه خود را نسبت به خانواده همسر نشان دهد. با این روش این علاقه دوطرفه می‌شود. 5- با خانواده همسر مشورت کنید عروس خانواده حتی امکان دارد مثلا پختن غذایی را از قبل بلد باشد؛ اما دستور پخت آن را دوباره از مادرشوهر و یا خواهر شوهرش بپرسد. این نشانه احترام گذاشتن به مادرشوهر است. با این روش می‌تواند رابطه ها را کاملا تشدید کندو حتی امکان دارد در برای انجام کاری از قبل مصمم باشد؛ اما بازهم به نشانه احترام با مادر و پدر و خواهر همسرش، با آنها مشورت کند. 6- به همسر خود اجازه بدهند که زمانی را با خانواده خود، تنها باشد زن و شوهر نباید در هرجا کنار هم باشند. زنان باید به همسران خود اجازه بدهند که وقتی را برای خانواده خود صرف کند و با هم راحت باشند؛ زیرا با این روش، خانواده همسر چنین تصوری را نمی کنند که عروس‌شان در روابط آنها اختلال به وجود آورده است.

پاسخ ها

بیماری های روانی جنسی

بیماری های روانی جنسی

مشخصات فردی:

جنسیت: زن

سن: 30

وضعیت تاهل: متارکه

فرزند: دوم خانواده

تحصیلات: لیسانس

شغل: حسابدار

سابقه مراجعه به روانشناس ، دلیل مراجعه، نوع درمان و نتیجه: بله.1بار برای حل مشکل همسرم
داروی مصرفی و میزان آن: خیر
سابقه مصرف سیگار، الکل و یا دیگر مواد مخدر، میزان و نوع آن: خیر
شرح مسئله: باسلام.میخواستم بپرسم مردی که متاهله و36 سالشه وهمیشه دنبال اینه که دیگرانو لخت ببینه(خانومها)ویا اینکه خودشو(….) به دیگران نشون بده (حتی افرادنزدیک خانوادش)و بعدش هم کاملا”انکار کنه(اینکه واقعا”یادش نمیاد یا هاشامیکنه رو نمیدونم)،مشکل روانی داره؟

 

پاسخ ها

با سلام.دوست عزیز میل شدید نمایش آلت تناسلی به بیگانه یا کسی که انتظار چنین اقدامی را از جانب بیمار ندارد، «نمایشگری» اطلاق می شود.خیلی به سن و سال و متاهل یا مجرد بودن بستگی ندارد.و نوعی اختلال جنسی به حساب می آید و این کار را همراه اضطراب، افسردگی و شرمی که در نتیجه ی آن احساس می کند، انجام می دهد. به نظر می رسد که اقدام به عورت نمایی یا همان خودنمایی جنسی، اغلب با احساسات ترس و بی قراری و برانگیختگی جنسی شروع می شود. وقتی این احساسات، بر فرد چیره شد، در پی رهایی از آن بر می آید.بهترین کار مراجعه به یک سکس تراپ مانند خانم دکتر امنی در مرکز مشاوره مهر و دکتر بشارت است.موفق باشید