پاسخ ها

متاهلم ولی به دلیل خود ارضایی در مجردی هنگام نزدیکیم با شوهرم ارضا نمیشوم

متاهلم ولی به دلیل خود ارضایی در مجردی هنگام نزدیکیم با شوهرم ارضا نمیشوم

مشخصات فردی:

جنسیت: زن

سن: 26

وضعیت تاهل: متاهل

فرزند: دوم خانواده

تحصیلات: لیسانس

شغل: کارمند

سابقه مراجعه به روانشناس ، دلیل مراجعه، نوع درمان و نتیجه: خیر
داروی مصرفی و میزان آن: خیر
سابقه مصرف سیگار، الکل و یا دیگر مواد مخدر، میزان و نوع آن: خیر
شرح مسئله: من 9ماه است که ازدواج کردم ولی به دلیل خود ارضایی که در دوران مجردیم میکردم موقع نزدیکی با شوهرم ارضا نمیشوم و حتی تحریک هم نمیشوم از آن طرف شوهرم ارضا میشه و این موضوع خیلی باعث اذیت شدن من میشه که من و باز به سمت خود ارضایی میکشه.شوهرم درباره خود ارضایی گذشته و الان من خبر نداره ولی میدونه که موقع نزدیکی ارضا نمیشوم و این موضوع باعث بی میلی من برای نزدیکی با شوهرم شده.میخواستم ببینم چاره ای هست؟میتونم با استفاده دارو مشکلم و حل کنم؟بارها خواستم به دکتر مراجعه کنم ولی اینکه بگم خود ارضایی میکردم باعث خجالتم شده و نرفتم.

 

پاسخ ها

با سلام،دوست عزیز خودارضایی فقط* یکی* از دلایل به ارگاسم نرسیدن میتونه باشه در واقع درصدی از زنان بدون علت خاص اصلا ارگاسم رو تجربه نمیکنن(چیزی طبیعی هم هستش) حتی استرس-کاستیها و دغدغه های زندگی میتونن علت بی لذتی جنسی باشن پس نه شما و نه بنده نمیتونیم بدون بررسی های لازمه تشخیصی در این خصوص بدیم پیشنهاد بنده اینه که از یک سکس تراپ بمنظور سبب شناسی و حل موضوع کمک حضوری بگیرین.بله جای نگرانی نیست اکثرا اوقات با مراجعه علت کشف و با راهکارهای درمانی مناسب مشکل حل خواهد شد.شاد و موفق باشین.

پاسخ توسط: سجاد مردانی

با سلام دوست عزیز.یکی از عوارض معمول خودارضایی کم شدن رضایتمندی جنسی در زندگی مشترک است.واقعیت این است که دختران و پسران با بلوغ دچار یکسری تغییرات هورمونی و جسمانی می شوند و راهی برای ارضای آن ندارند و ممکن است به سمت خود ارضایی کشیده شوند.نیاز جنسی یک روند فیزیولوژیکی دارد که باید طی شود و خودارضایی یک راه غیرمعمول ارضایی نیاز جنسی است و بعلت اثرات روانی که دارد معمولا توصیه نمیشود.زمانی که فردی اقدام به خودارضایی می کند خیلی سریع فاز هیجان جنسی اتفاق می افتد و جنبه های مهم و عاطفی در یک ارتباط صحیح جنسی را دریافت نمی کند و دچار خلاء عاطفی، افسردگی، اضطراب و عدم اعتماد به نفس می شود و بعد از ازدواج در یک رابطه زناشویی دیگر تحریک نمی شود و در به ارگاسم رسیدن دچار مشکل می شود چرا که با خودارضایی شرطی شده است تا در یک وضعیت خاصی که خود را تحریک می کند به ارگاسم برسد و به هنگام نزدیکی به همسر خود به یاد رفتارهای خود می افتد و گمان می کند تنها در آن شرایط می تواند به ارگاسم برسد.ساختار فکری جنسی در زنان و مردان متفاوت است.(مردان با دیدن و تمرکز و زنان با نوازش و تخیلات فانتزی). وقتی که شما خود ارضایی میکنید و بعد در یک رابطه واقعی هستند در این زمان مغز شما نمی داند، از تفکری که شما می کنید دستور بگیرد و هورمون ها را ترشح کند و یا از سنسورهای حسی که در حال نوازش است.در اصل به اوج لذت واقعی نمی رسند یعنی شاید انزال داشته باشند اما به ارگاسم واقعی نمی رسند، در این زمان مغز نمی داند از کدام حس باید فرمان بگیرد{از تجسمی که در تخیلات فکری است و یا از نوازشی که صورت می گیرد} هورمون ها را ترشح کند.بنابراین توصیه ما این است زمانی که در رابطه هستید باید در لحظه بوده و تمرکز کنید و فکرتان را کنترل کنید ودر همان جا باشید.باید در کنار همسرتان احساس آرامش و امنیت کنید تا یک رابطه خوبی داشته باشید.ارگاسم نشدن خود را مسئله ای در نظر نگیرید که بخواهید آن را شخصی تلقی کنید و یا در خود بریزید.باید آن را با همسرتان مطرح کنید و سر در بیاورید که مشکل از کجا است .بعد از آن در صورت پابرجا بودن مساله با یک روانشناس متخصص و آشنا به مسایل رابطه ای مشورت کنید. بهتر است به سکس تراپ مثل خانم دکتر امانی در مرکز مشاوره مهر مراجعه نمایید.موفق باشید

پاسخ ها

دوجنسگرایی سوال مشاوره

دوجنسگرایی

مشخصات فردی:

جنسیت: مرد

سن: 33

وضعیت تاهل: متاهل

فرزند: دوم خانواده

تحصیلات: لیسانس

شغل: ماساژور

سابقه مراجعه به روانشناس ، دلیل مراجعه، نوع درمان و نتیجه: بله در حال مشاوره رفتن هستم
داروی مصرفی و میزان آن: سرترالین
سابقه مصرف سیگار، الکل و یا دیگر مواد مخدر، میزان و نوع آن: فقط سیگار حدود5 سال
شرح مسئله: با سلام بعد از ازدواج کماکان رابطه جنسی خود را با پارتنرم در نقش مفعول ادامه دادم بعد از گذشت 2 سال متوجه شدم نزدیک به دو ماه است که با زنی بیوه رابطه دارد من در رابطه با رابطه جنسی با همسرم مشکل چندانی ندارم اما بسیار پارتنرم را دوست دارم به شدت عاشقانه این موضوع مرا به جنون دارد میکشد به نظرتان باید چه کنم ؟

 

پاسخ ها

با سلام،دوست عزیز بهتره جلسات مشاوره رو ادامه و در کنارش از نظر هورمونی و جسمی ارزیابی و بررسی بشین میتونین از سکس تراپ کمک بیشتری بطور حضوری بگیرین.شاد و موفق باشین.

پاسخ توسط: سجاد مردانی

با سلام. دوست عزیز تمایلات جنسی شما اختلال است و نیاز به درمان تخصصی و حضوری دارید. زیرا به نظر می رسد مشکلات هورمونی دلیل این رفتار باشد و تا زمانی که مشکل هورمونی ازبین نرود درمان روانشناسانه و شناختی تاثیر نخواهدداشت. جلسات مشاوره خود را ادامه دهید. اگر مشکل جسمانی و هورمونی در کار نبود به سکس تراپ مراجعه کنید و یا مجدد وسالتان را در سایت مطرح نمایید.موفق باشید

سکس خشن

ارتباط خشن

مشخصات فردی:

جنسیت: مرد

سن: 30

وضعیت تاهل: متاهل

فرزند: اول خانواده

تحصیلات: کاردانی

شغل: کارمند

سابقه مراجعه به روانشناس ، دلیل مراجعه، نوع درمان و نتیجه: خیر
داروی مصرفی و میزان آن: خیر
سابقه مصرف سیگار، الکل و یا دیگر مواد مخدر، میزان و نوع آن: خیر
شرح مسئله: باسلام. با توجه به موارد زیر مسئله ام رو توضیح میدم. س: مساله از چه زمانی آغاز شده است؟ و آیا شروع آن با اتفاق خاصی همراه بوده است؟ — ج : در حالت کلی بنده در کوچکی در خیال خودم دوست داشتم زن ها رو عذاب جسمی بدم.باور کنید نمیدونم چرا. با این اوصاف بنده چه در زمان مجردی و چه الان وقتی که بیرون از خونه هستم به هیچ زنی نگاه نمیکنم. اما وقتی هم که ازدواج کردم همیشه در میان رابطه با همسرم یک مقدار خشن هستم(دندون میگیرم/دوست دارم بزنم) (فقط در رابطه این حالت رو دارم). اصلا اهل دعوا نیستم تا حدی که اگر بیرون مقصر نباشم باز هم کوتاه میام. ولی در رابطه زناشویی دوست دارم همسرم منو بزنه و یا حالت خشن داشته باشه (اگرچه تا حال تن به خواسته ام نداد. چون طبیعتش خیلی آروم هست) — س : فکر می کنید این مساله تا چه حد در روابط ، شغل و دیگر زمینه های زندگی شما تاثیر گذاشته است؟ — ج : در زمینه شغلی و حالت کلی زندگی هیچ تاثیری نداره ولی در رابطه زناشویی اصلا لذتی در کار نیست و یک نوع حرکت نمایشی هست تا لذت بردن. — س: تا کنون برای حل مساله خود چه اقدامی کرده اید؟ — ج : هیچ ، چون اصلا نمیدونم چرا چنین حالتی در من هست که دوست دارم زنم به من حالت تجاوز داشته باشه. — س: در حال حاضر در چه وضعیتی به سر می برید؟ — ج : یک حالت نا امیدی نسبت به وضعیت خودم. چون نمیدونم چرا اینطوری ام و همسرم هم که اصلا با این روش حال نمیکنه چون اون آروم رو دوست داره. —————————— اگه میشه جواب رو میل کنید. ممنوم خواهش میکنم من رو سوق ندید به سکستراپ چون اهل گیلانم و در گیلان دسترسی ندارم

 

با سلام به دوست عزیز. واقعیت این است همیشه بین یکسری از صاحب نظران روانشناسی این بحث مطرح بوده است که افراد خشم خودشان را کاملا کنترل کنند یا اینکه ان را ابراز کنند. ابراز نکردن خشم باعث اسیب به درون و از دست رفتن ارامش فکری شود برون ریزی ممکنه عواقب بدتری داشته باشه ممکنه فرد هم به خودش و هم به اطرافیان اسیب بزند بنابراین اکثر روانشناسان معقتدند که بهتر است خشم خود را کنترل کننند. در هر صورت لازم است در بعضی از موارد لازم است که خشم کاملا کنترل شود در بعضی موارد لازم است کمی برون ریزی شود همه اینها بستگی به ان موقعیت و موضوع مورد خشم وجود دارد.برای رهای از این درگیری ذهنی بهتر است در مورد ان موضوعی که شما را ناراحت کرده با ان فرد بعد از اینکه کمی ازام شدید صحبت کنید چون بروی برداشت شما از اون موضوع ناراحتی تاثیر زیادی میگذارد.مطالعه این کتابها میتواند کمک تان کند.”این قدر عصبانی نباش “نویسنده/ مترجم: رونالد پاترافرون/ نفیسه معتکف . و “مجموعه قوانین جذب در روابط “نویسندگان/ مترجم: استر هیکس ، جری هیکس/ آزیتا نجات مهر. موفق باشید.

پاسخ توسط: ریحانه مرادی

با سلام. دوست عزیز احتمالاً شما دچار اختلال مازوخیسم هستید. مازوخیسم یا آزار طلبی جنسی جزء دسته ی نابهنجارهای جنسی محسوب می شود. در این بیماری فرد از آزار و اذیت در آمیزش جنسی لذت می برد. بستن چشم، کتک زدن، ادرار کردن، تحقیر کردن شریک جنسی و یا مجبور کردن او به انجام اعمال حیوانی از روش هایی هستند که فرد مریض برای لذت بردن از رابطه ی جنسی استفاده می کند. این افراد شاید به خود نیز آزار برسانند. آزار طلبی جنسی معمولاً در سنین بزرگسالی آشکار می شود و با لذت بردن از آزار دیگران در بازی های دوران کودکی آغاز می شود. هیچ تئوری جامعی وجود ندارد که بتواند علت مازوخیسم را توضیح دهد. با این حال نظریه های گوناگونی در این مورد وجود دارد، از جمله اینکه به این موضوع اشاره میکند که ناهنجاری های جنسی به علت محروم شدن فرد از یک رایطه ی جنسی با کیفیت مطلوب است و این در افرادی که از سکس محروم هستند قوی تر است. وقتی آنها بالاخره به این عمل می رسند در یک وضعیت آشفته و برانگیخته قرار می گیرند و در این وضعیت رفتار آزار طلبانه با رابطه جنسی پیوند می خورد. تئوری دیگری وجود دارد که طبق آن افراد مازوخیسمی می خواهند بر دیگران تسلط داشته باشند و این باعث می شود آنها رفتاری خشن داشته باشند و به این وسیله از دیگران برتر باشند. بعضی دیگر اشاره به تحمل درد و رنج در دوران کودکی دارند برای مثال مورد تجاوز یا سوء استفاده قرار گرفتن را دلیلی برای مازوخیسم می دانند و همین طور چندین تئوری دیگر. به هر حال من این تشخیص را صد درصد بر روی شما نمی گذارم و به شما پیشنهاد می کنم که با یک سکس تراپ مشورت کنید، تا هم تشخیص قطعی برایتان گذاشته شود هم راه درمانی مناسب به شما پیشنهاد شود. دوست عزیز زندگی و رابطه شما ارزش این را دارد که وقت و هزینه بگذارید و برای درمان اقدام کنید. در گیلان هم روانشناس خوب وجود دارد امااگر موفق نشدید اگر لازم بود برای درمان به تهران بیایید این کار را حتما انجام دهید. مشکلات روانی و اختلالات بیشتر از مشکلات جسمانی نیاز به درمان دارد بنابراین غافل نباشید.موفق باشید

پاسخ ها

حمام کردن پسرم

حمام

مشخصات فردی:

جنسیت: زن

سن: 37

وضعیت تاهل: متاهل

فرزند: ششم خانواده

تحصیلات: دیپلم

شغل: خانه دار

شرح مسئله: با سلام پسری 16 ساله دارم که گاهی که می خواهد به حمام برود از من می خواهد که پشتش را لیف بکشم البته او پسر خوبی است و اهل کار های ناجور نیست ولی خوب در حمام در برابر من با حداقل پوشش یعنی یک شورت بسیار کوچک قرار می گیرد البته او خودش هم در صحبت با من می گوید که از این کار خجالت می کشد اما کار دیگری از دستش بر نمی آید و مجبور می شود که برهنه در مقابل من قرار بگیرد ضمن اینکه پدرش هم به خاطر شغلی که دارد و بخش زیادی از ماه را خانه نیست نمی تواند این کار را انجام دهد و من فرزند پسر دیگری ندارم که این کار را انجام دهد و خودم مجبورم این کار را بکنم به نظر شما او مشکلی دارد و آیا من به این کار ادامه دهم؟

 

پاسخ ها

باسلام.مادرعزیزعزیز با توجه به قرارداشتن پسرتون در سن نوجوانی وافزایش میل جنسی در این سن، عکس العمل پسرت دراین سن طبیعی است اما بهتراست برای اینکه از مشکلات جنسی پیشگیری شود شما این خواسته اش را تقویت نکنید و به مرور از کمک به او در حمام بکاهید و دلیلت را به صورت انتزاعی برای ایشان توضیح دهید .موفق باشید

پاسخ توسط: لیلی رسولی

با سلام؛دوست عزیز رفتار پسرتون ممکنه طبیعی و یا علتهای مختلفی داشته باشه که جای سبب شناسی و بررسی بیشتر داره در این خصوص سوالات زیادی واسه ما مطرح میشه که توضیح بیشتری میطلبه اما قویترین تشخیص در خصوص مشکلی که فرمودین میتونه اختلال عورت نمایی یا نمایشگری (exhibitionism)باشه در واقع در این انحراف جنسی فرد مبتلا دوسداره برهنه بشه وقسمتهای جنسی بدنش توسط مخاطبش دیده بشه اگر فرزند شما از برهنه شدن لذت نمیبرد شاید از لباسهای پوشیده تری استفاده میکرد ویا با خجالتزده شدن کنترل بیشتری اعمال میکرد.مادر عزیز بهتره دلایل کارشو ازش بخوای و با ملایمت توضیحاتی ازش بخوای و بهتره مدتی به هر بهانه ای خواستشو رد کنی و اصلا در حمام ظاهرنشی اگر ایشون عورت نمایی(لذت بردن از برهنه شدن و به نمایش گذاشتن آلت و اندامهای جنسی) داشته باشن ممکنه خارج از حمام نیز به بهانه ای برهنه بشن در هرصورت اگر احساس میکنین پسرتون از این کارش لذت میبره و نمیتونه از این کارش دست بکشه و تداوم داره بهتره از یک روانشناس بمنظور ارزیابی و بررسی بیشتر کمک حضوری بگیرین.در پایان در صورت تمایل میتونین پاوری مرتبط با مشکل مذکور جهت شناخت و داشتن سرنخ های بیشتر از ایمیلم دریافت نمائید.شاد و موفق باشین.

پاسخ توسط: سجاد مردانی

سلام. مادر عزیز پسر شما در سنی قرار دارد که میل جنسی فراوانی دارد و از هر راهی برای ارضای جنسی استفاده می کندو دارای جهت گیری جنسی می شود.به نظر می رسد پسرتان با عورت نمایی سعی در ارضای روانی میل جسی خود داردن که اگر جلوی ان گرفته نشود و برخود صحیح صورت نگیرد جهت گیری جنسی کژکاری خواهد داشت و به خود ارضایی اعتیاد وار کشیده میشود. بنابراین سعی کنید به این رفتار او بی توجه باشید و از پدرش برای توضیحات مسائل جنسی کمک بگیرید. از پدرش برای راهنمایی و شناخت بیشتر کمک بگیرید. اگر موفق نشدید از یک روانشناس کمک بگیرید.موید باشید

پاسخ ها

چرا کسی مرا انتخاب نمی کند؟؟؟؟

چرا کسی مرا انتخاب نمی کند؟؟؟؟

مشخصات فردی:

جنسیت: زن

سن: 31

وضعیت تاهل: مجرد

فرزند: سوم خانواده

تحصیلات: فوق لیسانس

شغل: بیکار

سابقه مراجعه به روانشناس ، دلیل مراجعه، نوع درمان و نتیجه: بله و افسردگی و کمالگرایی و تفکار پریشان .
شرح مسئله: سلام و خسته نباشید به شما مشاوران محترم و صبور من دختری31 ساله ام و کاملا امیدم را برای ازدواج و برقرار ی ارتباط با جنس مخالف از دست دادم.دختر مذهبی هستم و یا بهتر است بگویم بودم ولی دیگر این روزا طاقتم طاق شده . همه جا دختران زیبا و خوش قد و بالا را تحویل میگیرند حتی اگر با چندین نفر در ارتباط باشند بارها دیدم دوستانم که قبل ازدواج ارتباطهای نامشروعی با پسرها داشتند باز هم چشم پسرا دنبال همین ها بود و اصلا برایشان مهم نبود که چه گذشته ای دارند یا حداقل زیاد به گذشته توجه نداشتند.من دختری معمولی هستم با قد 155 . زیاد بلند نیستم . هیچ کس به من توجه نمیکند خب راستش حسودی ام میشود با اینکه تحصیل کرده ام و اخلاق و اعتقادات خوبی دارم و نماز میخوانم اما هیچوقت مورد توجه نبودم و یا از طرف پسرانی مورد توجه هستم که یه ایراد ظاهری دارند همیشه حالا با خودم فکر میکنم حتما خیلی بدریخت و قیافه ام که هرچی کورو کچله اطراف منو گرفته ! خیلی هم خجالتی ام و بلد نیستم با جنس مخالف درست رفتار کنم . شاید سالی یک خواستگار هم نداشته باشم.دیگر خسته شدم ازینکه همه میگویند عرضه نداشتی حداقل تو دانشگاه یه مورد ازدواج پیدا کنی.ساکت و گوشه گیرم و خیلی اهل حرف بیخود زدن با پسرا نیستم ولی داره آینده ام خراب میشه حالا مدتهاست هیچ خواستگاری ندارم . به وفور هم میبینم دوستان زیبای من همیشه مورد توجه پسرا هستند و خواستگاران و توجهات زیادی دارند ولی من حتی یک پسر نیومد باهام حرف بزنه چه برسه خواستگاری کنه. حتی استادان به حرف انها بیشتر گوش میکنند و حتی نشده یه بار یه استادی با دقت به من گوش بده و دوستام همیشه با استادا و بقیه راحتند. من زیاد هم زشت نیستم و حتی از نظر بعضی قیافه ام خوبه ولی دیگه خودم حالم از خودم به هم میخوره و تازگیا هم فکر میکنم دیگه پیر و زشت تر شدم. خواهش میکنم کمکم کنید من که نمیتونم برم منت یکیو بکشم با من ازدواج کنه هرچی هم با شخصیت هستم و کاری به پسرا ندارم هیچکس تحویلم نمیگیره . میترسم روزی 35 ساله بشم و هنوز هم کسی نباشه که به من دل ببنده … تو را به خدا کمکم کنید. مقاله ها و کتابهای روانشناسی زیادی خوانده ام ولی وقتی با 4 نفر از دوستام تو دانشگاهم و هر پسری میاد به یکی گرم میگیره و من تنها میمونم و باید برم دنبال کار خودم شما بگید کی میتونه این حال منو توصیف کنه.من نیازی به خوش و بش با پسرا ندارم مشکل من عدم توجه پسرا به منه ! که اصلا دلیلشو نمیدونم.نمیدونم چرا جذب نمیکنم کسیو و برای هیچ پسری جذاب و دلچسب نیستم خواهش میکنم منو ازین عذاب روحی نجات بدید .

 

پاسخ ها

با سلام.دوست عزیز ازدواج رویدادی چند محوری است و هر کسی برای ازدواج مطمئنا ملاک های بسیاری دارد که چهره یکی از آنهاست ولی تنها عامل نیست.نگذارید اتفاقات زندگی اطرافیان بر زندگی شما تاثیر بگذارد.شما راه خودتان بروید و روی خودتان کار کنید.ملاک های یک دختر برازنده را حفظ کنید و مهارت های ارتباطی خود را تقویت نمایید.شبکه اجتماعی خود را وسیع تر کنید و ارتباطاتتان را بیشتر نمایید.در اینده زندگی نکنید همین امروز را درست پشت سر بگذارید.ازدواج یک اتفاق است و سر زمان خود برای هر کسی پیش می آید پس نا امید نباشید.

با سلام به دوست عزیز.همه ما برای اینکه بتونیم با دیگران ارتباط موثر و تاثیر گذاری داشته باشیم بیش از اینکه زیبا باشیم بایدنیاز به این داریم که ارتباط برقرار کردن درست با دیگران رو بلد باشیم.زیبایی یک مسئله کاملا نسبی و هر فردی تعریف خودش را از زیبایی دارد مهم ترین عاملی که ما بتونیم دیگران را تحت تاثیر قرار دهیم داشتن همین مهارت های ارتباطی است( حالا میخاد با جنس مخالف باشه یا همجنس خودت).شما باید در صحبت کردن تان با دیگران اول کاملا به آنها گوش دهید و توجه کنید تا وقتی که شما هم صحبت می کنید ان توجه را از آنها بگیرید.وقتی در زمان گفتگو با طرف مقابلتان توجه لازم رو نمی دهید و غرق تو افکار خودتان هستید خوب مسلما همان میزان توجه هم دریافت می کنید.گاه لازم است برای ایجاد ارتباط یا استمرار ارتباطات خود مهارت‌های صحبت کردن را هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی ارتقا دهیم.برای صحبت کردن با افراد باید شیوه ای متفاوتی را به کار گیریم با هرکسی باید متناسب با ویژگی های شخصیتی فرد برخورد کنیم. به آهستگی و با ملایمت صحبت کنید. ملایم کردن صدا در بیان احساسات، هیجانات و حتی ترس نیز موثر واقع می‌شود و اگر همیشه با نرمی و ملایمت صحبت کنید، بهتر می‌توانید دیگران را متقاعد سازید و مخاطب نیز افکارش را بر گفتار شما متمرکز می‌کند.هرگز آن طور که خودتان می‌پسندید صحبت نکنید، زیرا ممکن است مایل باشید با صدای بلند صحبت کنید، اما شنونده از صدای بلند شما بیزار باشد. بنابراین باید بدانید که در چه محیطی با مخاطب صحبت می‌کنید و محیطی که در آن به سر می‌برید ساکت است یا شلوغ، با توجه به این مساله تن صدای خود را تنظیم کنید.نحوه صحبت کردن شما بیانگر میزان احساساتتان از آنچه می‌گویید می‌باشد به این معنا که وقتی شروع به صحبت می‌کنید،‌ هرجمله‌ای که در صحبت‌هایتان به کار می‌برید، نشان‌دهنده احساسات شما از مساله مورد نظر می‌باشد و دیگران با شنیدن صحبت‌ها و عقاید شما نسبت به آن مساله، به احساسات درونی‌تان پی می‌برند. پس سعی کنید همیشه از کلماتی استفاده کنید که می‌دانید در نگرش و روحیه طرف مقابل اثر مثبت می‌گذارد و او را متقاعد می‌سازد.همچنین با بالا بردن اعتماد بنفس و راهکارهایی که در این زمینه در سوالهای گذشته داده شد می تونه تا حدودی بهتان کمک کند.و این را بدونید که درست ازدواج برای زندگی یک دختر در فرهنگ ما سرنوشت ساز است اما همه زندگی ما وابسته به این مساله نیست شما با برنامه ریزی و در نظر گرفتن اهدافی برای خودتان و زندگی تان بدون ازدواج در جهت مستقل شدن خودتان تلاش کنید.موفق باشید.

پاسخ ها

تاثیر رابطه جنسی با دوست دختر

تاثیر رابطه جنسی با دوست دختر

مشخصات فردی:

جنسیت: مرد

سن: 18

وضعیت تاهل: مجرد

فرزند: اول خانواده

تحصیلات: دیپلم

شغل: محصل

سابقه مراجعه به روانشناس ، دلیل مراجعه، نوع درمان و نتیجه: خیر
داروی مصرفی و میزان آن: خیر
سابقه مصرف سیگار، الکل و یا دیگر مواد مخدر، میزان و نوع آن: خیر
شرح مسئله: سلام خسته نباشید من با دختری15ساله دوستم و میخوام باهاش ازدواج کنم خواستم بدونم چرا رابطه جنسی و وابسته کردنش از مقعد خرابه؟ لطفا نگوید برید از فلان کتاب پیداش کنید خواهشا کامل و ساده توضیح دهید با تشکر

 

پاسخ ها

با سلام . دوست عزیز همکارم به درستی شما را ارهنمایی کرده است. شما در سن نوجوانی هستید و این خانم نیز تازه 15 سال دارد و مطمئنا به بلوغ روانی کافی برای تصمیم گیری نرسیده است و شما نیز در اوج هیجان می خواهید رابطه جنسی برقرار کنید آن هم از نوع نامتعارف این در حالی است که شما شناخت درستی از هم ندارید.وقتی بزرگتر شده و وارد جامعه شید ، درس بخوانید می بینید ملاک انتخابتان تغییر کرده و ممکن است هر دوی شما پشیمان شوید اما به دلیل وابستگی نمی توانید تصمیم بگیرید علاوه بر آن حتی اگر ازدواج هم بکنید به دلیل رابطه قبل ازدواج از سن کم از رابطه درست لذت نمی برید و درگیر خواهید بود. در این بین از بین رفتن آبروی خانم ، ایجاد بیماری برای ایشان و مشکلات جسمانی را نیز باید در نظر بگیرید.هر گز این کار رت آغاز نکنید.

پاسخ توسط: فرشته نوری

با سلام. دوست عزیز شما فقط 18 سال دارید و این خانم 15 سال. چه از ازدواج می دانید ؟ معیار شما برای انتخاب هم چه بوده است ؟ چقدر شناخت از ازدواج دارید و چه مهاتر هایی دارید ؟ دوست عزیز با افزایش سن و قرار گرفتن در اجتماع آدم ها دچارتغییر معیار ها می شوند و در سنین نوجوانی و اوایل جوانی به دلیل بالا بدن سطح هیجانات و احساسات بیشتر تصمیم گیری ها بدون منطق و احساسی است و با بزرگتر شدن و کم شدن احساسات معیار ها تغییر می کند و با حقیقت ازدواج و رابطه آشنا می شوید بنابراین اگر رابطه جنسی قبل آن وجود داشته باشد نمی توانید درست تصمیم بگیرید، بدون دلیل و منطق درست به هم وابسته شده اید و حالا که بزرگتر شده اید با مخالفت خانواده ها ، بی علاقگی خودتان و تغییر معیارتان رو به رو شده اید و جدا شدن هم برای هر کدام شما سخت خواهد بود. علاوه بر آن ارتباط جنسی که شما بیان کرده اید بسیار بسیار آسیب جسمانی و روانی ایجاد می کند که ممکن است شما را در دردسر بزرگی بیاندازد و حتی ایجاد بی علاقگی خانم از رابطه جنسی نماید. توصیه میکنم به دلیل سن کم شما و ایشان به هیچ وجه این روابط را آغاز نکنید.سعی کنید تکانه های جنسی خودتان را کنترل کنید.

رفتار جنسی در گذشته

رفتار جنسی در گذشته
مشخصات فردی:

جنسیت: مرد

سن: 28

وضعیت تاهل: مجرد

فرزند: دوم خانواده

تحصیلات: لیسانس

شغل: کارمند

سابقه مراجعه به روانشناس ، دلیل مراجعه، نوع درمان و نتیجه: بله برای درمان سندروم روده تحریک پذیر
داروی مصرفی و میزان آن: سیتالوپرام ایمی پرامین کلوفاک
سابقه مصرف سیگار، الکل و یا دیگر مواد مخدر، میزان و نوع آن: بله سیگار و الکل مصرف کردم اما در حال حاضر نه
شرح مسئله: با سلام ازسال 88 تا سال 92 با یک پسر دیگر رابطه جنسی داشته ام اکنون از کارهای گذشته خودم نادمم ولی از نظر روحی روانی وضع خوبی ندارم و کامل منزوی شدم بیشتر اوقات روز را در اتاقم سر میکنم بدون هیچ هم صحبتی اصلا حرف زدن برام دشوار شده مدام به خود کشی فکر میکنم حس میکنم بدنم کثیف شده و ادم شریفی نیستم لطفن کمکم کنید سابق مصرف قرص های ضد افسردگی هم دارم بیش از همه به علت گذشته جنسی خود از ازدواج کردن میترسم فکر اینکه همسرم چه دیدی نسبت به من که قبلا همجنس گرایی کردم میتونه داشته باشه داره دیوونه ام میکنه

 

 

 

 

با سلام و ادب. دوست عزیز همانطور که همکارم اشاره کرده است ممکن است شما به دلیل شناخت کم و وجود میل جنسی زیاد در دورانی از زندگی اشتباهی را انجام داده باشید که الان پشیمان هستید و دیگر این گرایشات و رفتار ها در شما وجود ندارد.البته این به معنای این نیست که مشکلی وجود ندارد، نه مسلما نیاز است شما برای شناخت مشکلات روانی ایجاد شده و علت اصلی گرایش به این رفتار را بررسی نمایید.اما در هر حال وقتی این گرایشات نباشد و شما پشیمان باشید مطمئن باشید که کافی است و لازم نیست همسرتان در جریان اتفاقات گذشته که تداخلی در زندگی آینده ندارد قرار گیرد. بنابراین لازم برای شناخت این افکار منفی و کنترل انها مراجعه حضوری داشته باشید و یا کتاب مطالعه نمایید. مقالات همین سایت نیز می تواند بسیار کمک کننده باشد.موفق باشید

پاسخ توسط: ناهیده آین

 

 

 

با سلام. دوست عزیز زندگی جنسی شما در گذشته الگوی اشتباهی بوده است که نیاز به بررسی بیشتری دارد . مثل اینکه علت همجنس گرایی در شما چه بوده است ؟ از چه زمانی شروع به همجنس گرایی کرده اید ؟ آیا قبل این رابطه ، تجربه سو استفاده جنسی داشته اید یا خیر؟ اما در هر حال الان 2 سال است که دیگر اینکار را انجام نمی دهید و این نشانه بسیار خوبی است . همین که دیگر تمایلی به اینکار نداشته و آن را ترک کرده اید امیدوار کننده است.دوست عزیز خیلی از مواقع تمایلات و تجربیات جنسی نادرست هر فردی ، بدون فهم اشتباه بودن یا اختلال بودن اتفاق می افتد. بنابراین شاید با شناخت بیشتر و درک بهتر مشکلتان خیلی به خودتان کمک کرده و بتوانید با اشتباهتان کنار بیایید. در مورد ازدواج نیز اگر این تمایلات الان وجود ندارد و شما از کارتان پشیمان هستید، نیازی نیست به همسرتان در خصوص رابطه اشتباه قبلی بگویید. دوست خوبم برای تغییر حالتان نیاز است افکار منفی را بشناسید و با انها مبارزه کنید. کتاب از حال بد به حال خود را مطالعه کنید.موفق باشید

پاسخ ها

وسواس شوهرم در حین رابطه جنسی

وسواس شوهرم در حین رابطه جنسی

مشخصات فردی:

جنسیت: زن

سن: 32

وضعیت تاهل: متاهل

فرزند: سایر خانواده

تحصیلات: کارشناس ارشد

شغل: خانه دار

سابقه مراجعه به روانشناس ، دلیل مراجعه، نوع درمان و نتیجه: نه
داروی مصرفی و میزان آن: نه
سابقه مصرف سیگار، الکل و یا دیگر مواد مخدر، میزان و نوع آن: نه
شرح مسئله: با سلام من مدت 6ماهه ازدواج کردم در این مدت به ندرت در رابطه جنسی ارضا شدم متاسفانه همسرم از یک نوع وسواس رنج میبره ..مثلا بعضی کارها که در رابطه برای من جذاب است رو انجام نمیده گاهی فکر میکنم براش چندش آورم.. با اینکه به نظافتم خیلی اهمیت میدم نمیدونم چیکار کنم بعضی وقتها خیلی اذیت میشم و سر خورده و عصبی میشم.. لطفا راهنمایی کنید

 

پاسخ ها

با سلام. دوست عزیز مطمئنا رابطه جنسی که یکی از پایه های زندگی زناشویی است اگر قوی نباشد می تواندمنجر به دلسردی شود. در مورد شما نیز وسواس همسرتان نگرانتان کرده است اما موضوع این است که وسواس ایشان مشکل اوست و ربطی به شما ندارد و هر چقدر هم که شما نظافت را رعایت کنید او به دلیل قوانین و افکار ذهنی نمی تواند با شما ارتباط درست برقرار کند بنابراین بهتر است با او در مورد نیازتان و مشکلتان در خصوص ارتباط جنسی صحبت کنید و بخواهید برای کمک به روش درست ارتباط جنسی و ارضا یک سکس تراپ راهنمایی بگیرید.دوست خوبم الان به فکر نجات زندگیتان باشید و هر طور که شده به رواندرمانگر مراجعه کنید. خانم دکتر راحله امانی ، فیروز سخندانی ، آقای آرش سدهیان می توانند به شما کمک نمایند.موفق باشید

پاسخ توسط: فرشته نوری

با سلام و ادب. دوست عزیز وسواس با رضایت جنسی جور نیست! در روانپزشکی دو نوع وسواس مطرح است؛ «وسواس فکری-عملی» و «شخصیت وسواسی» که هر دو در اختلالات جنسی نقش دارند. درمورد وسواس عملی- فکری می‌توان اهمیت بیش از حد به شست‌وشو، نظافت، نظم، ترتیب یا اشتغال مداوم ذهنی نسبت به یک موضوع یا موضوعات خاص را مثال زد درحالی که شخصیت وسواسی یک شخصیت کمال گرا و بسیار باریک بین، ریزبین، دقیق، مسئولیت‌پذیر، اهل تعهد، منظم و جدی است. درواقع ویژگی‌های این وسواس‌ها با لذت جنسی جور در نمی‌آید. امروزه درکلینیک‌های سکسولوژی این دو مورد خیلی دیده می‌شوند.نکند کثیف یا بیمار شوم! اما وسواس چگونه مانع از یک پاسخ جنسی مناسب می‌شود؟ پاسخ جنسی به طور خلاصه یعنی میل، تحریک و ارضا. کسی که وسواس عملی- فکری ازجمله وسواس نظافت دارد حین رابطه مرتب به این فکر می‌کند که بیمار نشود، خودش یا ملحفه و … کثیف نشوند، باید فورا به حمام برود و … یا برای مثال فردی که وسواس نظم دارد خیلی مقرراتی است و همیشه فکرش مشغول این است که دیروقت شده، فردا باید سرکار بروم و … . در واقع «وسواس شخصیت» خیلی بیشتر از «وسواس عملی- فکری» به رابطه زناشویی آسیب می‌زند به این علت که شخصیت‌های وسواسی افراد کمال طلبی هستند.البته منظور ما این نیست که حتما همسر شما شخصیت وسواسی دارد اصلا. این فقط یک فرضیه است که برای تایید باید به روانشناس متخصص مراجعه کنید.در بحث درمان وسواس دو موضوع مطرح است: گرایش و پاتولوژی بیماری. اگر وسواس فقط به صورت یک گرایش باشد همزمان با سکس تراپی می‌توان با تذکر دادن و توصیه‌های ساده، به فرد آگاهی داد و این گرایش را برطرف کرد. اما اگر وسواس واقعا پاتولوژیک باشد، اولویت با درمان این اختلال روانپزشکی است نه سکس تراپی؛بنابراین در خصوص این مشکل و نیاز های جنسی با همسرتان راحت صحبت کنید و از او بخواهید برای حل این مشکل به روانشناس مراجعه حضوری داشته باشید.خانم دکتر امانی می تواند کمک زیادی به شما نماید

پاسخ ها

شهوت به همجنس

شهوت به همجنس

مشخصات فردی:

جنسیت: مرد

سن: 19

وضعیت تاهل: مجرد

فرزند: اول خانواده

تحصیلات: دیپلم

شغل: دانشجو

سابقه مراجعه به روانشناس ، دلیل مراجعه، نوع درمان و نتیجه: خیر
داروی مصرفی و میزان آن: خیر
سابقه مصرف سیگار، الکل و یا دیگر مواد مخدر، میزان و نوع آن: هرگز
شرح مسئله: سلام من از ابتدای کودکی شهوتی بودم و در سنین کم علاقه به رابطه جنسی داشتم و چند مرتبه هم داشتم هم با جنس موافق و هم با جنس مخالف البته دخولی صورت نگرفت.همچنین از ابتدای بلوغ گرفتار استمنا شدم و الان ۴ماهی هست که استمنا نکردم.از آنجایی که مذهبی هستم،هم خودم هم خانواده،از همان ابتدای بلوغ با نعوظ بیش از حد و نابجا مشکل داشتم.و همچنین عکس و فیلم مستهجن هم زیاد دیده ام.الان هم در یک موسسه فرهنگی فعالیت میکنم و مسئول گروهی از نوجوانان ۱۴و۱۵ سال هستم.در این گروه نسبت به یکی از اعضا علاقه بسیاری دارم ولی تابحال نگاه گناه آلود به او نکرده ام منتها هروقت به او نزدیک میشوم،از لحاظ فیزیکی، متحول شده دچار نعوظ میشوم درحالی که اصلا به مسائل جنسی فکر نمیکنم ولی انگار نسبت به او آلرژی دارم و این خیلی مرا عذاب میدهد چون اصلا قصد گناه ندارم ولی بی اختیار دگرگون میشوم.جوری که قصد داشتم از مسئولیتم کناره گیری کنم ولی دوست دارم که درمان شوم چون حتی وقتی برادرم که ۸ سال دارد یا خواهرم که ۶ سال دارد را میبوسم یا بغل میکنم نیز درمعرض نعوظ قرار میگیرم و سریعا مجبور میشم که از آنها دور شوم درحالی که فقط قصد محبت پاک را دارم ولی ناخواسته با شهوت جنسی خلط میشود.خواهش میکنم کمکم کنید… دارم عذاب میکشم…

 

پاسخ ها

با سلام.احساسات و علاقه های اجتماعی به افراد همجنس سالم میباشند تا آنجائیکه بیش از حد نبوده و یک بعد شهوانی و جنسی به خود نگیرند. وقتیکه علاقه به همجنس بیش از حد شده و حالت شهوانی پیدا میکند ، این مساله تبدیل به گرایش به همجنس (same sex/gender attraction) میشود. دوست گرامی، در مورد علل روی آوردن به همجنس گرایی هنوز توضیحی که مورد قبول همه ی پزشکان وروانشناسان باشد وجود ندارد و برخی متخصصان به علل روانی – اجتماعی وبرخی به دیگر عوامل زیستی (کارکرد نامتعادل غدد و هورمونهای جنسی) اشاره داشته اند. علل هم جنس بازی از دیدگاه روانی ـ اجتماعی آشفته بودن روابط میان والدین وفرزندان، یادگیری های نادرست ومحیط اجتماعی ناسالم می باشد و به طور خلاصه می توان به کنترل نداشتن بر غریزه جنسی اشاره داشت. اما آنچه مسلم است این که چنین رفتاری حتی از جانب افراد مبتلا به این عمل نابهنجار تلقی می شود و لازم است کنار گذاشته شود.1- قبل از هر اقدامی چه خوب است با مراجعه به روان پزشک و انجام برخی معاینات و آزمایشات، از ترشح عادی و نرمال غدد درونریز خود مطمین شوید. چه بسا در اثر ترشح غیرعادی غدد درون ریز چنین تمایلاتی به وجود آمده و با تنظیم ترشح غدد با مصرف دارو تمایلات جنسی شما نرمال شده و به سادگی درمان خواهد شد. یادآوری می شود از مراجعه به روان پزشک امتناع نکنید و خجالت نکشید، که این مسأله احتمالا یک مشکل جسمانی است و همچون دیگر مشکلات قابل درمان. باید درمان شده و قبل از تشدید بیماری، آن را حل کرد. 2- عدم توجه به ذهنیت ها و افکار مبتنی بر تمایل به همجنس و عدم تمایل به جنس مخالف. هیچ گاه به خود تلقین نکنید که: «من به جنس مخالف هیچ علاقه‌ای ندارم و نمی‌توانم این علاقه را در خودم ایجاد کنم». هیچ گاه به خود تلقین نکنید که «علاقه به همجنس و تمایل به برقراری رابطه با جنس مخالف در وجود من نهادینه شده است و امکان تغییر آن وجود ندارد»، چون اولا این گونه نیست و شما با تلاش خود می‌توانید این مشکل را برطرف سازید، و ثانیا، این تصور جلوی هر گونه تلاش اصلاحی شما برای تغییر را می‌گیرد. 3-اجتناب ازتمام ارتباطها، مکانها و موقعیت هائی که انجام اندیشه همجنس گرایی را تداعی می کند. 4- افکار خود را کنترل کنید. سعی کنید به افکار هوس‌آلود در مورد رابطه جنسی با همجنس فکر نکنید. هیچگاه در ذهنتان به این افکار بال و پر ندهید و آن را برای خود نیارایید. برای این کار، تلاش کنید تنها نمانید، چون این گونه افکار بیشتر در هنگام تنهایی به سراغ انسان می‌آید. اگر این افکار، به طور ناخواسته به سراغتان آمد، آن را قطع کنید، از جای خود برخیزید و به میان دوستان یا اهل خانواده بروید و تا زمانی که این افکار کاملا از ذهنتان خارج نشده، جمع دوستان یا خانواده را ترک نکنید. 5- توجه به آثار و عواقب همجنس بازی: انسان به صورت طبیعی تمایل به جنس مخالف دارد. هرگونه کاری که تمایل طبیعی او را منحرف سازد، یک نوع بیماری تلقی می شود. از دست دادن احساسات طبیعی بر جسم و روح انسان تأثیر می گذارد. چه بسا افرادی که به این بیماری مبتلا باشند، گرفتار ضعف قوه جنسی و به اصطلاح سرد مزاجی شوند.

پاسخ توسط: حدیث یوسفی

با سلام.دوست عزیز از نوشته هاتون دو تا احتمال میرود 1- مشکلات هورمونی جنسی که در افراد همجنسخواه وجود دارد. در واقع فرد ظاهر جسمی و جنسی اش متفاوت از درون جسم اش است. برای تشخیص درست باید به یک متخصص غدد داخلی مراجعه کنید تا از نظر هورمونی و جسمی چکاپ و آزمایشات لازم انجام شود و بعد تحت درمان قرار بگیرید. احتمال 2- وجود اختلال وسواس فکری است. برای تشخیص این مورد هم باید به یک روان شناس بالینی مراجعه کنید تا از تمام جوانب بررسی شود که مشکل شما وسواس است یا خیر. توصیه می کنم حتما ابتدا به یک روان شناس بالینی مراجعه کنید و با اطمینان کامل تمام توضیحاتی که در این جا دادید را با مشاورتان درمیان بگذارید . متاسفانه راهنمایی کامل در سایت میسر نیست به دلیل اینکه ارتباط متقابل وجود ندارد. اما مشاورین سایت می توانند شما را در انتخاب درست برای اینکه به کجا و چه کسی مراجعه کنید راهنمایی کنند شهر محل سکونت خود را بفرمایید تا بتوانیم کمکتان نماییم. موفق باشید.

ایا این عشقه؟

ایا این عشقه؟

من دختری هستم۱۹ساله ..یه پسرخاله دارم ۲۲سالشه دانشجو….از وقتی۴سالم بود دور تا دور حیاطمون رو میدویدم و داد میزدم ک من با……(پسرخالم).عروس میشم.از همون موقع دوسش داشتم
یعنی از همون بچگیام ازش خوشم میومد اون تک فرزنده منم ۴تا خواهردیگ دارم قبلنا فک میکردم ک شاید از سرم فکرش بپره ولی هرچی بزرگ تر میشیم عشقم بهش شدید تر میشه اینم بگم من دختریم ک تاحالا دوست پسرنه تلفنی و ن هیچ جوری نداشتم خشکه مقدسم نیستم فقط اینک فقط اونو میخوام ما مشهدیمو و اونام تهرانن چند وقت قبل شمارشو از تو گوشی مادرم برداشتموعیدو بهش تبریک گفتم ما اصلا باهم صمیمی نیستیم اصلا تاحالا باهاش تنهانبودم خیلس خجالتی وسادس از ی ماه پیش قراربود بیادمشهد منم باورکنین شبانمیخوابیدم ک اگ اومد خواب نباشم ی وقت همین هفته پیش اومد ایتم باور کنین ک تو این ی هفته شاید فقط س چهار ساعت خوابیده باشم همش به اون فک میکنم وقتی میاد نمیتونم نگاش نکنم نمیدونم چرا حس میکنم اونم ب من نگاه عاشقونه ای داره نمیدونم چرا دوروز پیش من بهش پیام دادم مستقیم نگفتم دوسش دارم ولی ی جورایی بهش فهموندم اخرش نوشت ک:تو قرارنیود چیزه دیگه ای بهم بگی؟منم براش نوشتم ک ترجیح میدم اول تو بهم بگی اگرم حالا نگی تاقیامت صب میکنم ک اخر بگی…
ولی جواب نداد دیگ دیروزم برگشت تهران من براش ی شعر نوشته بودم ک براش باپیام همشو فرستادم بهم پیام تشکر کرد توشعرم نوشته بودم ک عاشقشم ولی گفت لیاقت منو نداره ک اگ قول بده و بعدش نشه بدتر شکسا میخورم منم نوشتم همه رو فراموش کن منم سعی میکنم فراموشت کنم بیابشیم فقط هموندختر خاله پسرخاله…..
الان حس میکنم غرورموشکستم ک اول جلو رفتم چون فک میکردم یا بلد نیست یام خجالت میکشه الان حس میکنم شایدم تو تهران ی عشق دیگ داره بخدا نمیدونم نگاهاش بهم میگفت دوسم داره
میخوام بدونم الان ک بهم دیگ پیام نداده من بهش پیام بدم دوباره برم جلو اخه خودش ک نمیاد من نمیتونم بهش فک نکنم اگ پیام بدم غرور دخترونم چی میشه بهش چی بگم؟؟؟چیکارکنم دوسم داشته باشه؟؟؟؟

مهسا

این عشق نیست این علاقست

 

زیبا

خیلی دیوووونه اییی… البته ببخشیدا… اصلا دیگه بهش توجه نکن و غرور و قارتو حفظ کن تو یبار ب طور غیر مستقیم بهش فهموندی و این جوابو گرفتی و دیگه جلو نرو بذار سنگین باش و بی توجه … اون اگه تورو بخواد بلاخره یروز میاد … ولی با این گفته هات تورو نمیخواد بیخیالش بشو .. درضمن وقتی دیدیش اصلا انگار ن انگار بی توجه باش و سنگین و مث ی دختر پسر خاله معمولی باش … این اتفاق تو برا دوست منم اتفاق افتاد اون علاقه ب پسر عمش داشت دقیقا مث تو بود ولی پسر عمه همین جوابی ک پسر خالت ب تو داد پسر عمه دوسم ب دوسم داده بود و بعد از مدتی پسر عمش بایکی دیگه ازدواج کرد…. تو هم احساستو برا این پسر خالت نزار حیفه.پاک نگه دار برا شوهر ایندت .دیگه خود دانی… یاحق

 

نه هیچ وقت غرورت. رو نشکن

 

مهتا

سلام عزیزم؛به نظر من اگه دوستش داری و فکر میکنی لیاقت دوست داشتن داره ؛ولش نکن

 

محمد

جان مادرت اینکارو نکن !!! ای بابا کجا دیدی که یه دختر بیاد جلود اینقد صریح… بابا من یه پسرم اگه یه دختر این بگه حتما یه فکرایی در موردش میکنم البته ۱۰۰ درصد به نظرم اینو با مادرش یا خواهرش در میون گذاشته ………..نه دیگکه تو جلود نرو تا این حد اگه بخوادت دنیا رو زیرو رو میکنه تا گیرت بیارهاگرم نه که هیچ………
مواظب باش ازت سو استفاهده نکنه…………

 

مهسا

عزیزم بیخیالش شو وگرنه تااخرعمرت پشیمون میشی

 

سالار 911

سرسنگین باش،بگو خب

 

تينا

عزیزم به نظر من حتی اکر ذره ای به تو علاقه داشته باشه خودش میاد سراغت خود خودتو سبک نکن

 

ایران

فراموشش کن اینجوریش خیلی خطناکه حتی اگیه اومد گفت دوست داره یاور مکن از من گفتن

 

لیندا
ارسال شده 2 روز پیش

به نظر من اصلا بهش فکر نکن چون حسیه خودت برا خودت به وجود آوردی فراموشش کن

 

س.

نه بیخیالش نشو مهسا الکی میگه تو دوسش داری خیلی عالیه اگه اونم دوستت داشته باشه ببین فقط یه چیزایی هست ناراحت نشیا اصن منظورم تو نیستی فقط میگم هواست باشه اینجوری نشی که پسرا از دخترایی که خودشونو بهشون میچسبونن بدشون میاد میدونی پسرا از دخترای مغرور خوششون میاد به نظر من تو که شمارشو برداشتی و بهش اس دادی دیگه اس نده تا یه چراغ روشن نشون بده بری جلو الان دیگه خیلی ضایس میدونی که چی میگم حالا فک میکنی ترشیدی دنبال شوهری اگرم باهاش حرف زدی یادش بنداز به دوران قدیم به وقتایی که باهم بودید میدونی نگو دوسش داری چون یه بار گفتی فقط یه کاری کن که بگه دوست داره خیلی حرف زدم ولی ابجی هواست باشه کاری نکن ازت زده بشه اروم و متین و با وقار سنگین و رنگین اینایی که میگم واسه دخترای فامیل صدق میکنه اخه تو فامیل ما خدا داده دختر یکم تجربه شده ایشالا که موفق باشی . ولی میدونی اینم بگم برم یه دختر عمع داشتم این هم سن من بود عاشق داداشم بود بهم گفته بود خب بعد داداشم بهم میگف وای اینو نگاش کن ولم نمیکنه هی اس میده خیلی جلفه زنگ میزنه اذیت میکنه هیچی نمیگه فوت میکنه از این حرکتا خیلی بدش اومده بود ولی یه دختر خاله دیگه داشتم یه روز داداشم دیدش خیلی سنگین و رنگین بود اومده بود از راه دانشگا خونه ما تا باباش بیاد دنبالش فقط یه سلام به داداشم کرد همین یه ماه بعدش رفتن خاستگاریش الانم عروسیشه میدونی هرچی جلو چشم که نه چه جوری بگم ببینتت ولی نتونه بهت برسه خواستنی تر میشی و اینکه میگن مث بالش هرچی سرد تر خواستنی تر !!!! خدافس ابجی

 

bahar—

یهش بی توجه ای کن کاری کن که فکر کنه یه نفر دیگه تو
زندگی ته اونوقت حسودی اش گل می کنه میاد سراغت

 

شیدام

سلام عزیزم ب نظرمنم جلو نرو پسرا از ادمای سنگین خوششون میاد ن رو جلو اگه دوست داشته باشه خودش میاد جلو

 

ايليا

به فکرش باش ولی بهش نگووقتی یکم تحویلش نگیری خودش درست میشه و برمیگرده پسر ها رو یکم باید بهشون رو نداد رو بدی خیلی پررو میشن

 

samira

عزیزم تو ی بار بهش گفتی که دوسش داری پس حالا بذار ببین اون چیکار میکنه

 

تارا

سلام عزیزم خودتو بخاطر جلو رفتنت سرزنش نکن
بنظر من کار عاقلانه ای کردی تا اخر عمر که نمیتونستی با شک و شبهه زندگی کنی که خدایا بسر خالم منو میخواد یا نه . ولی الان خیالت راحته سعی کن بهش فک نکنی تخیلات وابسته تر میکن

 

مهدی

یجوری حرف میزنید آدم فکر میکنه تو لس آنجلس دارید نظر میدین دین هم ندارین ، تو هر دینی و مذهبی ببینید این تفکر چیزی جز تفکرات شیطانی نیست ، اینی که با شوهرت باشی ولی تو مغز با یکی دیگه از نظر من چیزی کمتر از خیانت به همسرت نداره ، خودت میدونی اگه خدا رو قبول داری بدون این کارت صد در صد اشتباه هست ، چقدر خوبه انسان تو تفکرات خودش هم شرم و حیا رو رعایت کنه چرا چون همین تفکرات پایه اعمال آینده هست ، اینجا خودتو وا بدی راحت بگم بعدا توعمل هم خودتو وا دادی والسلام

 

کاریه که شده ولی حالا شتر دیدی ندیدی محلش نذار سرسنگین باش هروقتم یادش افتادی هواس خودتو پرت کن بت کارایی مثل یاداوری خاطراتی که اون نبتشه یا حب بازی یاتغییر دادن حالتت