دختر تنها – از تنهایی رنج می برید؟ (7 علت تنها ماندن بسیاری از خانم ها)

دختر تنها – از تنهایی رنج می برید؟
دختر تنها و غمگین – رهایی از تنهایی
یکی از بدترین تجره های بشر تنهایی است!! مخصوصا در این دور و زمانه که بیشتر تعاملات از حالت فیزیکی به حالت دیجیتالی در آمده و اکثر رفت و آمد ها کم شده، آدم بیشتر احساس تنهایی می کند. تو دنیا یکی از دلایل عمده خود کشی تنهایی و افسردگی بیش از حد و احساس تنها بودن است.
به قول آی تنر نویسنده کتاب تنهایی می گوید : تنهایی تجربه ای شخصی است که گریبان همه ما را می گیرد.
بسیاری از دختر خانمها در ایمیلهایی که برای ما ارسال می کنند، از اینکه تنها هستند و از تنهایی خود در عذابند به شدت گلایه دارند. لزوما این افراد افسرده و منزوی نیستند، بلکه بلکه در اجتماع سرشان شلوغ است! خانم پزشکی که در اوج کار روزانه احساس تنهایی می کند و می نویسد: من دختر تنهام چکار کنم؟!! یا تنهایی من با همه فرق داره، تنهایی عذابم میده و…
جمله : من تنهام و تنهایی عذابم می دهد بسیار شنیده می شود!!
برای همین برای این مسئله باید دست بکار شد و همینطور بی تفاوت از کنارش نگذشت.
البته اگر شما دختر تنهایی هستید به معنی این نیست که درگیر هیچ رابطه ای نیستید!! بلکه شاید دور و برتان شلوغ هم باشد، ولی باز یه ندایی ته دلتان هست که میگوید شما دختر تنهایی هستید. این غم مزمن روی قلب شما سنگینی می کند و شاید یک دفعه وسط جمع، غبار غربت روی قلبتون بنشینه و باز هم احساس تنهایی!!
به قول سعدی شیراز: هرگز وجود حاضر غائب شنیده ای؟ *** من در میان جمع و دلم در جای دیگر است.

برای غلبه بر احساس تنهایی یک سری کارها هست که باید انجام بدهید.
و قدم اول اینست که دقیقا مشخص کنید ریشه تنهایی شما چیست.
قبول این که تنهایی یک احساسه و نه یک واقعیت مسلم و دائمی و بررسی دلایل آن میتواند اولین قدم به سمت بهبود باشد.
دائم خودتون رو مورد سرزنش و انتقاد قرار ندهید. بعضیها عادت دارند خودشان را بدبخت و بیچاره تصور کنند. از اینکه تصور کنند تلخ ترین زندگیه دنیا را دارند لذت می برند(لذت خودآزاری) دوست دارند دیگران فکر کنند که از آنها بدبخت تر تو دنیا وجود نداره!! و…
باید بدونید که همه ما آدما بسته به شرایط روحیمون بعضی وقتا بی حوصله میشویم، بی انگیزه میشیم، افسرده میشیم(خصوصا اگر دختری در دوران پریود باشه) حتی حوصله عزیز ترین کسای زندگیمونو نداریم!!
ولی مهم اینه که سریع ازش عبور کنیم. این که حس تنهایی بیاد سراغ ما آدما طبیعیه، ولی موندگاری تو این حس خیلی جالب نیست و به مرور ممکنه به روان شما آسیب بزنه. همیشه تو صحبت با مردها به این نکته اشاره می کنند که از دخترای افسرده و بی انگیزه فراری هستن. مردا خودشون اینقدر مشکل دارن که حساب نداره. لحظات با هم بودن نباید به جلسه مشاوره روانشناسی و سنگ صبور شدن برای شما رقم بخوره!!
همین الان یک آبی به صورت خودتان بزنید و اگه فکر می کنید باید برا تنهاییتون گریه کنید، عیب نداره، بشینید گریه کنید. ولی خواهشا بعدش بی خیال بشید. یه کم آزاد باشید و خودتون رو اسیر زندگی نکنید. بگذارید خودتون سرنوشت خودتون رو رقم بزنید. باور کنید بدترین شرایط زندگیو میشه تغییر داد، چون زندگی اون اتفاقاتی نیست که بیرونه و همه چی درونیه. اگر از درون احساس قدرت کنید در بدترین شرایط زندگی هم احساس خوبی دارید.
شاید بد نباشد زندگی فرانکل روانکاو اتریشی رو یک مروری بکنید. او در کتاب معروف خود بنام (Man’s Search for Meaning) به فارسی “انسان در جستجوی معنا”_جزو 10 کتاب برتر تاریخ امریکا از دید کنگره_ خاطرات تلخ زندان های نازی را مرور می کند که تا یک قدمی مرگ پیش رفته ولی امیدش را از دست نداده. او به علت یهودی بودن، زندانی اردوگاه های مرگ (کار اجباری)نازی آلمان شد. پدر، مادر، همسر و برادرش در کوره های آدم سوزی جان باختند. خودش نیز شکنجه ها و مذلتهای بسیار را تاب آورد، بی آنکه بداند لحظه بعدی کار خودش به کوره های آدم سوزی خواهد کشید، یا از نجات یافتگانی خواهد بود که باید جنازه ها یا خاکستر آنها را از کوره ها بیرون بکشند.
روانشناسی رنج انسان در جستجوی معنا رهایی از تنهایی
انسان در جستجوی معنا
او تعریف می کند روزی برهنه و تنها در اتاق کوچک، از نکته ای آگاه شد که بعد ها آنرا “آخرین آزادیهای انسان” خواند. آن آزادی که شکنجه گران نازی نمی توانستند از او بربایند. آنها می توانستند هرچه می خواهند با جسم او بکنند، اما هویت اصلی او همچنان دست نخورده باقی می ماند. زیرا او بود که می توانست تصمیم بگیرد همه اینها چگونه بر او اثر کند. او بعدها از زندانهای نازی آزاد شد.
“برای هر زندانی از بند آزاد شده روزی فرا میرسد که وقتی به دوران اسارت خود مینگرد و تجارب اردوگاهی را زیر و رو میکند، باور نخواهد کرد که چنان روزگار دشواری را تحمل و سپری کردهاست. همچنان که سرانجام روز آزادیش فرا رسید و همه چیز در نظرش چون رویای زیبایی بود، روزی هم فرا خواهد رسید که تجربههای اردوگاهیاش چون کابوس رنجش خواهد داد”
او اعتقاد داشت انسانها می توانند هر چیز ارزشمندی را از دست بدهند، مگر بنیادی ترین آزادی بشر یعنی آزادی انتخاب و آزادی برگزیدن راه خویش. زیرا اختیار زاییده اوضاع و شرایط است و حال آنکه آزادی زاییده درون انسان است.
مطمئن هستم اوضاع زندگی شما بدتر از فرانکل نیست. پس از همین الان می توانید راه جدید خودتان را با تمام قدرت شروع کنید. یادتان نرود هنوز شما در انتخاب مسیر و نگاه به زندگی آزاد هستید. می توانی بدترینها را کنار هم قطار کنید و شاید بهترینهای ممکن! انتخاب با شماست. امیدوارم بهترینها انتخاب تو باشد. برای شروع یک لبخند ساده کافیست …
دختر تنها, دختر تنها و غمگین , تنهایی, رهایی از تنهایی, تنها بودن, تنها , رنج تنهایی , من تنهام , تنهایی من, عذاب تنهایی , غم تنهایی , افسردگی و تنهایی, احساس تنهایی, حس تنهایی, من دختر تنهام, من تنها هستم , ریشه تنهایی, نجات از تنهایی ,من تنها احساس غربت, احساس غریبی