سلام من مدتی هست که احساس میکنم حرف زدنم داره یادم میره؟
سلام دوستان من آدمی هستم که خیلی استرس و وسواسی هستم اول وسواسم روی لباسم بود بعد روی موهام حالا هم روی حرف زدنم من آدمی بودم با روابط اجتماعی قوی مدتی هست که احساس میکنم حرف زدن برام سخته یعنی هر حرفی رو میخوام بزنم یک ساعت راجع بهش فکر میکنم دوتام بهم شک کردن دیگه اون صمیمیت قبل باهام ندارن بهشون هم حق میدم خودمم به دکتر معرفی کردم ولی یه سری قرص داد که خوردمشون یه هفته اول خیلی خوب بود ولی کم کم اونم اثرش کم شد برگشتم به حالت اول خواهشا کمک کنید خیلی دارم اذیت میشم بابت این مسئله باور کنید همین العا یک ساعت فکر کردم تا تونستم این توضیحاتو به شما بدم.
كمكم كنيد من عاشق دوست دوست پسر سابقم شدم
من قبلا از اون خوشم مي امد تا دوستش به من پيشنهاد داد من فبول كردم بعداز يه مدت ما با هم تموم كرديم بعد از اون دوستش به من پيشنهاد داد حالا من و اون عاشق هميم اما نمي تونيم بهم برسيم چون من با دوستش دوست بودم حالا بايد چيكار كنم كمكم كنيد خواهشا
من عاشق مردی شدم که زن و بچه داره خیلی عاشقشم چی کار کنم
واقعا دوستش دارم براش میمیرم حاضرم برای یک لحضه باهاش بودن جونم را بدم وای نمی دونم چی کار کنم واقعا عاشقشم کمکم کنید
همسر آیندم میگه بیا شهر ما>>>چی کارکنم؟
همسر آیندم میگه بیا شهرما اینجا کار زیاده….ولی شهرشون خیلی دوره …..شمال کجا زاهدان کجا؟
تورو خدا کمک کنید…..اون خیلی ماهه و خیلی زود رنجه…نمیدونم چظور بهش بگم نه….اصلا توقع نداره بهش نه
بگم…شدیدا بهم وابستس……میترسم کار احمقانه ای بکنه
شما رو بخدا کمکم کنید…..
لطفا کمک کنید منو مادرم از دست بابام چیکارکنیم خیلی ادم بی شخصیتیه همیشه از جانب اون کمبود داشتیمو داریم
از اول زندگی به مادر بیچارم سختی داده همیشه مثل یه حیوون بوده و هست بلد نیست محبت کنه همش داد میزنه بی شخصیته بی تربیته هیچ وقت پیش همسایه ها ابرو نداریم همیشه از ازدواج نگرانم نمیتونم مادرمو تنها بذارم مادرم موقعیت طلاق نداره یعنی سرمایه ای نداریم هرکس ظاهر منو مامانمو میبینه فکر میکنه خیلی خوشبختیم چون به ظاهرمون خیلی میرسیم و خنده روییم مامانم خیلی خیلی خیلی زیبا و جوونه برعکس بابامه دلم واسه مامانم میسوزه حسرت یه شوهر خوب و یه رابطه ی زناشویی لذت بخش تو دلش مونده بابام هیچ حسنی جز پول دراوردن نداره زندگی با اون دیگه برامون سخته من21سالمه ومادرم 37سالشه عمرش با اون حروم شد من دانشجوام دوست داشتم یه شغل پر درامدداشتم تا مادرمو نجات بدم
زندگی همش عشق نیست. حداقل ده درصدش عقل هم هست دیگه!
سلام
من روی صحبتم با همه کسایی که توی چاله عشق افتادن! هست
به قول انشتین:عشق مثل ساعت شني ميمونه همزمان كه قلبتو پر مي كنه مغزتو خالي مي كنه
خوب کسی که عشق بدون عقل رو پیش برده اشتباه کرده. باید اون ساعت شنی رو معکوس کنه.
ما اکثراً آدم های تحصیل کرده ای هستیم. سوال من از همه اینه : چرا عقلمون رو دست دلمون می دیم؟
الف- عدم آگاهی بخاطر جامعه محکوم کننده
ب- عدم اراده
ج-اقوای خود بخاطر رهایی از سایر مشکلات
د- شما بگید