من دیوانه وار عاشق پسری مغرور هستم .نمیدونم او چه حسی دارد.

ما با هم دوست نیستیم .ولی من می پرستمش و از فکرش نمی تونم در بیام . نمیدونم چه حسی به من دارد. به ندرت با هم حرف میزنیم. .من اگر او را به دست نیاروم نابود میشم و دیوانه و در ضمن دوستام فکر میکنن او با من دوست بوده

چطور همسر خسيس‌مان را درمان كنيم؟

خسيس‌ها از دیدگاه علم

از نظر علم روان‌شناسی «سخاوت روح» یکی از ویژگی‌های مثبت روحی – روانی و رفتاری است که تقریبا در همه افراد- با اندکی تفاوت در میزان آن- وجود دارد. اما در برخی افراد این ویژگی رفتاری اجازه یا فرصت بروز و ظهور پیدا نمی‌کند و همین ناتوانی ، آنها را به فردی خسیس(اسكروچ) تبدیل می‌کند.

آنها حتی در ابراز احساسات هم خساست می‌کنند! به این مثال توجه کنید؛ مدیر مؤسسه‌ای از اينكه کارمندان‌اش به خوبی کار می‌کنند، آگاه است اما خساست او اجازه نمی‌دهد تا با پاداش مالی يا حداقل تشويق زباني از همکاران‌اش تشكر و تقدير كند.

خانواده در سایه خست
بعد از تشکیل خانواده، خسیس بودن یکی از طرفین، به شدت بر روابط زوجين و رابطه آنها با يكديگر تاثیر می‌گذارد؛ تا حدی که شاید به جدایی بینجامد؛ مگر آنکه هر دو نفر (زن و شوهر) مبتلا به مشکل خساست باشند تا بتوانند از بودن در کنار هم لذت ببرند. از مهم‌ترین مشکلات زندگی افراد خسیس با خانواده (همسر و فرزندان) می‌توان به این موارد اشاره کرد:

– ناتوانی در برقراری ارتباط عاطفی؛ این افراد حتی نمی‌توانند از ساده‌ترین کلمات محبت‌آمیز برای بیان احساسات خود استفاده کنند. جالب اینکه اگر هم از این کلمات استفاده کنند، آزادی و آرامش در رفتارشان دیده نشده و همیشه حالتی از گرفتگی و ناراحتی در رفتار آنها مشاهده می‌شود.

– فاصله عمیقی در روابط زن و شوهر دیده می‌شود؛ سایه دائمی خساست در زندگی مشترک، باعث جدایی آنها از هم می‌شود چون یکی از طرفین نمی‌تواند نیازهای عاطفی و روحی- روانی طرف مقابل را برآورده کند. بگذریم از اینکه رفع نیازهای دیگر به طور کامل از یاد رفته است.

– ارتباط زن و شوهر به بحث‌ها و رفع نیازهای مالی محدود می‌شود. در نهایت نیز برای رفع هر نیاز- پس از یک جدال طولانی – باید همه افراد خانواده از چهارچوبی که فرد خسیس تعیین می‌کند، پیروی کنند.

– مردان یا زنان خسیس هر مسئله‌ای را با مسائل مالی می‌سنجند و «پول و درآمد» مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده در زندگی آنهاست. مثلا معیار محبتشان، مبلغ، کیفیت یا نوع هدایای خریداری شده است، نه زیبايی این كار.

– رفتارها آزادانه نیست؛ ترس از بروز واکنشی نامطلوب از سوی فرد خسیس بر همه رفتارها و روابط سایه افکنده و آزادی عمل را از همه افراد خانواده – به ویژه همسر – سلب کرده است.
– این افراد در برآوردن نیازهای فردی‌شان هم امساک می‌کنند؛ تا حدی که سلامتی‌شان هم در معرض خطر قرار می‌گیرد.
روح و روان، اسیر امساک

از طرفی عناد دائمی آنها با جمع، باعث تنها ماندن‌شان می‌شود و همین امر باعث تشدید افسردگی خواهد شد. در واقع عقاید آنها باعث می‌شود تا همیشه تنها بمانند؛ حتی اگر به ظاهر، دیگران آنها را طرد نکنند.

رفتارهای دیگری مثل حرص و ولع دائمی برای همه چیز، شک و تردید، حسابگری و خود‌محوری از دیگر اختلالات روحی- روانی افراد مبتلا به بیماری خساست است. این افراد فراموش کرده‌اند که تیر تیز رفتارهای نامطلوب و تهاجمی آنها، بیش از همه، روح و روان همسر و فرزندان‌شان را زخمی می‌کند.

با آنها چه کنیم؟

اول از همه به‌خاطر بسپاریم که بیماری همسر خسیس ما هیچ گاه درمان نمی‌شود؛ بنابراین فقط باید تلاش کنیم تا رفتار او را تعدیل و ترمیم کنیم. درمان قطعی‌ای برای این بیماری وجود ندارد؛ فقط با این شیوه‌ها مي‌شود با او مدارا کنیم:

– طبیعت افراد خسیس را باور کنیم و بپذیریم که به بیماری امساک و خساست بیمارگونه دچار هستند. این باور باعث می‌شود تا رفتارهای او برایمان قابل تحمل باشد.

– مقابله به مثل نکنیم؛ این مقابله هیچ اثری جز تکرار رفتارهای نامطلوب او ندارد. حتی این رفتارها می‌تواند با شدت بیشتری تکرار شود.

– پیش از خرید هر وسیله‌ای برای منزل با همسرمان مشورت کنیم. با وجود اختلاف‌نظر، مشورت‌کردن ضروری است تا پس از خرید با لجبازی او روبه‌رو نشویم. به این ترتیب، مانع از جنجال شده و زمینه‌سازی کرده‌ایم.

– برای خرید‌های شخصی تنها برویم ولی قبل از بیرون‌رفتن از منزل، حتما به همسرمان اطلاع بدهیم تا احساس کنارگذاشته‌شدن به او دست ندهد. توافق کنیم که این تصمیم برای سلامت روحی- روانی هر دوی ما لازم است.

– بعضی افراد مبتلا به خساست، تلاش می‌کنند تا این صفت نامناسب را اصلاح کنند. در اين صورت با درك مشكلشان و تلاشي كه براي ترك اين صفت مي‌كنند، به آنها کمک کنیم.

– زمانی که از رفتار همسرمان غمگین و عصبی می‌شویم، ناراحتی‌مان را ابراز کنیم؛ البته نه با دعوا و جنجال بلکه به او توضیح بدهیم که از رفتارهای او ناراحت می‌شویم و خجالت می‌‌کشیم. این توضیح و ابراز ناراحتی ما به شکل منطقی، تلنگری برای تجدیدنظر در رفتارهای نامناسب اوست.

– اگر فرزندمان از رفتار همسرمان رنجید، مقابله به مثل را به او یاد ندهیم. فقط به فرزندمان توضیح بدهیم که این عقیده پدر یا مادر توست و باید به عقیده آنها احترام بگذاری. فقط دفعه بعد طوری رفتار کن که با سرزنش او روبه‌رو نشوی.

– برای تقسیم دخل و خرج منزل، همفکری کنیم تا به تدریج تغییراتی در شرایط ایجاد شود.

– با دوستان و آشنایان قطع رابطه نکنیم؛ این راه چاره نیست. با حفظ تعادل در رفت و آمدها این مشکل به تدریج برطرف خواهد شد.

– از روانپزشک، روان‌شناس يا مشاور کمک بگیریم.

چگونه می توان از خودارضایی دست کشید؟

چگونه می توان از خودارضایی دست کشید؟

مدتهاست این مشکلو دارم دخترم 23سالمه هرکاری می کنم نمی تونم این عمل بدروترک کنم هروقت که این کارو میکنم به شدت احساس گناه می کنم توروخداکمکم کنید من باید چیکارکنم بعضی وقتا حالم ازخودم به هم می خوره اخه این چه بدبختیه که من دچارشم بیشترشبها این کارومی کنم درطول روز می تونم جلوی خودموبگیرم گاهی هم که ترک می کنم غیرارادی انجام می دم خسته شدم توروخدا به دادم برسید

همسرم دست بزن داره

اوایل زندگی مشترکمون خیلی اخلاقش خوب بود

تقریبا به تمام خواسته هام احترام میزاشت ولی  مدتیه تحت تاثیره مادر و خواهرش از الفاظ رکیک و این اواخر چند بار شدیدا

با سیلی به صورتم زد

نمیدونم قهر کردن و این مه برم خونه پدرم کاره خوبیه یا نه

لطفا راهنماییم کنید

پسري دارم كلاس اول براي مشق نوشتن خيلي اذيت ميكنه ديكته خونه اش خوبه ولي مدرسه نه چكار كنم

معلمش خانمي هست عصبي كه مادرها بارها شكايت كردن كه اين خانم تنبيه بدني ميكنه گوش بچه ها را ميگيره طوري كه ناخنهاي بلندش توي گوش فرو ميره پسرم نتونسته يك رابطه عاطفي با ايشان برقرار كنه از ديكته توي كلاس جا ميمونه ولي توي خونه همون كلمات را درست مينويسه وقتي از مدرسه مياد خوشحال نيست عصبي هست و وقتي عصباني ميشه هي ميگه چاقو بدين خودمو بكشم من فكر كردم تاثير سي دي هاي بازي هست به من بگيد چكاركنم ممنونم

زنم خيلي قر ميزنه خيلي زووووود ناراحت ميشه و قهر ميكنه

صبح زود ميرم سر كار (كارمند بانكم) ساعت 3.5 – 4 ميام خونه باهم ناهار ميخوريم بعد از كمي استراحت ميريم بيرون خريد ميكنيم به ميگم خانم من بعد از چند روز ميخوام برم پيش دوستم كه همكارمم هست البته مجرده قرار ميذاريم كه من 8 تا 10 برم و اونم چون تو خونه تنهاست باباش مياد پيشش من ساعتاي 8.5 ميرم يه دفعه ساعتاي 9.5 زنگ ميزنه ناراحت 2 كلمه حرف ميزنه قطع ميكنه و اس ام اس ميده اصلا ازين رفتارات خوشم نمياد جنبه نداري آدم بهت گير نده تا هرساعت خواستي بمون وقتي فهميدي چرا بايد بياي خونه بيا نفهميديم اصلا نيا اه اه بعدش من راه ميفتم ميرم خونه جلوي روي باباش بهم ميگه حتما بايد دعوات كنم تا بياي منم چيزي نگفتم و لبخند زدم البته ما 10 ماه ازدواج كرديم پدرم 10 روز بعد از عروسي ما فوت كرد وما به دلايل مختلف نتونستيم يه رابطه زناشوئي باهم داشته باشيم ومن آلتم مشكل داره و دارم درمان ميكنم ولي طول ميكشه و اون با خودش ور ميره و منم با خودم كم ميشه باهم ور بريم و من گاهي بازي هاي كامپيوتري سكسي ميكنم و اون ناراحت ميشه من دوسدارم بازيا رو به خاطر همين يواشكي بازي ميكنم ولي ميفهمه و قاطي ميكنه ناراحتي پيش مياد قهر ميكنه خلاصه حسابي بهمم ريخته همش بهونه ميگيره يا ديدم كه رو يه كاغذ برا خودش نوشته بود با اينكه ميدونه من بدم مياد فيلم س ميبينه بازي س ميكنه بدنمو دوس نداره منو دوس نداره باهام س نميكنه نميفهمم چه كنم خيلي اعصابم خورده خيلي دام اذيت ميشم هر كاري بخواد براش مسكنم هرچي بخواد براش ميگيرم هرجا بخواد باهاش ميرم خونواده اون تو شهرمون اند ولي خونواده من نيستن هر روز بايد پدر مادرش رو ببينه هر روز بايد حتما از خونه بره بيرون با اينكه مربي مهدكودكه و 35 تا بچه داره به لباسام اهميت نميده خيلي بي نظمه قرص اعصابم ميخوره البته منم كارم زياد شده خيلي هم تو كارم استرس دارم و هر روز تا 4 سر كارم دوباره 5 ميرم تا 7.5 – 8 منم نياز به استراحت دارم آرامش ميخوام توي خونه كار زياد دارم مادرم تنهاست خواهرم دانشجوي يه شهر ديگس حسابي قاطيم