از اول زندگی به مادر بیچارم سختی داده همیشه مثل یه حیوون بوده و هست بلد نیست محبت کنه همش داد میزنه بی شخصیته بی تربیته هیچ وقت پیش همسایه ها ابرو نداریم همیشه از ازدواج نگرانم نمیتونم مادرمو تنها بذارم مادرم موقعیت طلاق نداره یعنی سرمایه ای نداریم هرکس ظاهر منو مامانمو میبینه فکر میکنه خیلی خوشبختیم چون به ظاهرمون خیلی میرسیم و خنده روییم مامانم خیلی خیلی خیلی زیبا و جوونه برعکس بابامه دلم واسه مامانم میسوزه حسرت یه شوهر خوب و یه رابطه ی زناشویی لذت بخش تو دلش مونده بابام هیچ حسنی جز پول دراوردن نداره زندگی با اون دیگه برامون سخته من21سالمه ومادرم 37سالشه عمرش با اون حروم شد من دانشجوام دوست داشتم یه شغل پر درامدداشتم تا مادرمو نجات بدم
7 نظرات
Or use one of these social networks