با پسری دوست بودم اونقدراذیتش کردم که بالاخره ترکم کرد

من پسری رو دوست اشتم که اونقدر اذیتش کردم که دیگه اصلا تمایلی به دیدنم نداره و ترکم کرده ولی من نمی تونم بفهمم چی میگه چه کار کنم ؟

با پسری دوست بودم اونقدراذیتش کردم که بالاخره ترکم کرد کسی که می گفت عاشقمه و دوسم داره من چکار کنم ؟

احساس میکنم کسی منو دوست نداره

سلام احساس میکنم کسی منو دوست نداره برای همین احساس تنهایی و گریه کردن می کنم چی کار کنم؟

خودم علت این تنهایی رو برای خودم چاقی که دارم تلقی میکنم و اعتماد به نفس ندارم و از چاقیم خجالت میکشم و هر کاری برای رژیم گرفتن میکنم نمی شه و از دیگران کناره می گیرم فقط چون چاقم اونجوریم چاق نیستم و قدم بلنهده 186 هست وعلت اینکه کسی منو دوست نداره چه دختر و چه پسر برای خودم چاقیمو معنا می کنم لطفا کمک کنید

افسردگی و خودکم بینی دارم

سلام دوستان. دختری هستم بیست و شش ساله فوق لیسانس که پدر و مادرم وقتی بچه بودم از هم جدا شدند و دوباره بعد از هفت سال با هم ازدواج کردند. من از بچگی مدام زیر دست عمو و عمه و پدربزرگ و مادربزرگ و خانواده والدینم بودم. از همون بچگی شخصیت منو خرد کردن و هر کاری که می کردم به بدترین شکل ممکن باهام دعوا می کردن و بهم حرف های زشتی می زدند متاسفانه پدر و مادرم هییییییییییییچ وقت از من طرفداری نکردند و سکوت اختیار کردن با اینکه من خیلی دختر اروم و توداری بودم و هستم و کسی رو اذیت نمی کردم الان هم که بزرگ شدم به دخالتهاشون ادامه می دن و منو جلوی جمع خرد می کنن و متاسفانه اینقدر بددهن هستن که من نمی تونم دهن به دهنشون بذارم و به همین علته که من یا جایی نمی رم یا اگه برم از اونها دور می شینم تا باهاشون صحبت نکنم و دائما اونها من رو با دیگران مقایسه نکنند دیگرانی که من نسبت به اونها موقعیت خیییییییییییییلی بهتری دارم اونها اونقدر من رو پایین می بینن که یک بار به مادرم پیشنهاد دادند که من با مردی ازدواج کنم که بیست و سه سال از من بزرگتره و در خارج زندگی می کنه و از لحاظ ظاهر بسیار بده و تازه  از تیپ من خوشش نمیاد واقعا دیگه نمی دونم چیکار کنم دلیل افسردگی و خودکم بینی من هم همینه لطفا کمکم کنید.

احساس می کنم بی ارزش ترین آدم روی زمینم

احساس می کنم بی ارزش ترین آدم روی زمینم کسی اصلا آدم حسابم نمی کنه باوجود اینکه سعی در برقراری ارتباط سالم اجتماعی هستم…….

باسلام
بنده خانمی مجرد 25 ساله ام خیلی اوقات احساس تنهایی شدید می کنم احساس می کنم بی ارزش ترین آدم روی زمینم کسی اصلا آدم حسابم نمی کنه باوجود اینکه سعی در برقراری ارتباط سالم اجتماعی هستم اما متاسفانه این حس را دارم که کسی از من خوشش نمی آید و به گونه ای باعث آزارشون هستم و اگر هم اطرافیان رفتار خوبی با من دارند صرفا برای پیش رفتن کارهای خودشون هست و بنده را آدمی احمق فرض می کنند به خاطر همین از خودم بدم میاد از اینکه احساس وابستگی واسه انجام هر کاری می کنم از خودم خسته شدم دلم می خواد آدمی مستقل و خود شکوفا باشم لطفا راهنماییم کنید تااز این باتلاق بیرون بیام

چند نفر تو مدرسه مسخره ام میکنند

همش به خاطر اینه که من بدن ضعیفی دارم و اینکه سبیلهای صورتم بلنده هرموقع که چشاشون به من می افته بطور معناداری می خندند.قدم خوبه سوالم اینه که چرا به خاطر این چیزه کوچیک خودم رو این قدر ناراحت میکنم؟چیکار کنم از مقدارش کم تر شه؟15 سالمه اول دبیرستان میخونم اعتماد به نفس پایینی دارم.

قیافمو دوس ندارم

سلام.من پسرمو 18 سال دارم.راستش به هیچ عنوان قیافمو دوس ندارم و به نظرم تو آینده نمیتونم دختری رو که میخوام به دست بیارم.از اون طرفم ندیدم کسی تاحالا در مورد قیافم بد بگه اتفاقا خیلیم تعریف میکنن.از دوستو معلم و دختر عمو و زن عمو تا همسایه ها از قیافم تعریف میکنن و مدام این حرفو میگن که خوشگل و خوشتیپی ولی واقعا نمیدونم چرا خودم همچین احساسی دارم.مثلا دیروز یکی از دوستام گفت که خوشبحال زنت میشه که همچین شوهر خوشگلی داره.ولی مهم خودمم که اصلن قیافمو دوس ندارم.از قیافه همه خوشم میاد به غیر خودم.وقتی عکسی از پسری میبینم میگم کاش من این بودم.تاحالا هم با دختری دوس ندارم.مدام به خودم میگم اگه دوس دختر داشتم حداقل این اعتماد به نفس تو خودم ایجاد میشد که خوشگلم ولی…