ﺳﻼﻡ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ
اﻳﺎ ﻋﻘﺪ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ﺩﻭ ﺳﺎﻝ و ﺑﻌﺪ اﺯﺩﻭاﺝ ﺑﺎ ﻳﻚ ﺩﺧﺘﺮ ﺷﺎﻧﺰﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﻛﻪ ﺑﻌﺪﻱ ﺩﻭﺳﺎﻝ ﻫﺠﺪﻩ ﺳﺎﻟﺶ ﻣﻴﺸﻪ ﺭﻭ ﺻﻼﺡ ﻣﻴﺪﻭﻧﻴﺪ ﺧﻮﺩﻡ اﻻﻥ ﻧﻮﺯﺩﻩ ﺳﻼﻣﺖ ﻣﺸﻜﻠﻲ ﺑﺮاﻱ اﺯﺩﻭاﺝ و اﺩاﺭﻩ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻧﺪاﺭﻡ ﻓﻘﻄ ﻣﻴﺘﺮﺳﻢ ﺑﻌﺪﻱ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﻃﺮﻑ ﻣﻘﺎﺑﻞ اﺯﻡ ﺳﺮﺩ ﺑﺸﻪ.
ﻧﻆﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻴﻪ ﻋﺰﻳﺰاﻥ??
رابطه جنسی از پشت
سلام من تازه نامزد شدم
و میخاستم بپرسم آیا رابطه از راه عقب کدام مشکل یا کدام گناهی داره؟
از نظر دین مبین اسلام کدام گناهی داره یا خیر
لطفا هرچی زودتر جواب بدید
با تشکر
واکنش یک دختر به پیشنهاد جنسی دوست پسرش
می دونم این مطلبی که می نویسم یه کم احتمال داره مشکل ایجاد کنه و بعضی ها خوششون نیاد، ولی به نظر من چیزیه که باید گفته بشه و مطلبی هست که می تونه به بعضی ها کمک کنه. از اون جایی که خودم از نزدیک مشکلات ناشی از ندونستن این مطالب رو در بین دخترهای عزیز و پاک ایرانی دیدم، وظیفم می دونم که این مطلب رو انتشار بدم، حتی اگر به نظر بعضی ها بی ادبی یا به درد نخور بیاد. پیشاپیش عذرخواهی می کنم از بابت رک گویی.
ولی این متن برای کسایی هست که به هر حال -چه دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم- رسیدن به این نقطه ی حساس و من دوست دارم به جای این که انگشت اتهام بگیرم طرفشون، توی این متن کمکشون کنم.
هر کشور و یا منطقه ای، بنا به شرایط اجتماعی و فرهنگی خاص خودش، مشکلات و معضلات اجتماعی و فرهنگی خودش رو داره. به نظر من یکی از مشکلاتی که توی ایران وجود داره، رابطه ی جنسی بین دخترها و پسرها قبل از ازدواجه. این نوع روابط توی فرهنگ ایرانی (چه اسلامی چه غیر اسلامی) از دیرباز پذیرفته نبوده. ولی با نفوذ رسانه ها و فرهنگ های غیر ایرانی در کشور، بیشتر و بیشتر به وجود اومده.
توی فرهنگ ایرانی “باکره” بودن قبل از ازدواج برای دخترها از اصول خیلی مهمیه. من کاری ندارم که به نظر شما این اصل چیز خوبیه یا بدیه. اصلا به این که این اصل از کجا اومده هم کاری ندارم؛ چه بخوایم چه نخوایم به عنوان یک مطلب خیلی مهم وجود داره.
من خودم دخترها و پسرهایی رو می شناسم که قبل از ازدواج با هم رابطه ی جنسی داشتن، ولی وقتی ازشون سوال می کنی که موقع ازدواج به نظرت بهتره طرف مقابل باکره باشه یا نه، اکثرا می گن آره. یعنی این یه چیزیه که حتی اگر رعایت هم نکنن، رعایت کردنش رو خوب می دونن.
خوب، برگردم سر اصل مطلب. چیزی که شخصا خودم مشاهده کردم اینه که دخترهای ایرانی به دلیل این که عموما بسیار پاک و معصوم و بی تجربه هستن (حداقل در دوران نوجوانی)، وقتی با موقعیتی رو به رو می شن که باید در اون موقعیت نسبت به پیشنهادها و مسائل جنسی واکنش نشون بدن، یه جورایی گیر می کنن و گیج می شن.
به عنوان مثال معمولا دخترها بدون چشم داشت رابطه ی جنسی و برای برقراری یه رابطه ی پاک که در ذهنشون قرار هست منجر به ازدواج بشه با پسرها آشنا می شن، و با پیش رفتن رابطه، وقتی به نقطه ای می رسن که از طرف پسر پیشنهاد جنسی یا نیمه جنسی بهشون داده می شه، نمی دونن چه طور واکنش نشون بدن.
چند شب پیش با یه دختر صحبت می کردم. خیلی ناراحت بود. می گفت مدتیه که خیلی ناراحته. پرسیدم چرا؟ گفت: “چند ماه پیش پسری که عاشقش بودم بهم گفت که یا باید نیازهای جنسیش رو رفع کنم، یا می ره دنبال یکی می گرده که نیازشو براش رفع کنه”… (بماند که دختر چه جوابی داده بود و رابطه به کجا کشیده شده بود).
ولی این مورد فقط یک مثال هست، از مثال های متعددی که در اون دخترها قربانی خواسته های پسرها می شن، یا به عبارتی، به خواسته های پسرها تن می دن.
یه دختر دیگه می گفت: “اولین دفعه ای که رابطه ی جنسی داشتم خیلی ناراحت بودم. چند شب از گریه خوابم نبرد.” پرسیدم: “آخه اگر همچین چیزی انقدر ناراحتت می کرد، چرا تن دادی؟” گفت: “جوون بودم؛ هیچی از مسائل جنسی نمی دونستم. وقتی دوست پسرم گفت که باید همچین کاری کنیم، من هم با خودم فکر کردم که چون دوست دخترش هستم وظیفم اینه و باید انجام بدم”.
راستش اینه که بله، اتفاقا توی دنیا دوست دخترها و دوست پسرها معمولا رابطه ی جنسی دارن. ولی فرهنگ و اصالت ایرانی کجا، استانداردهای سخیف دنیای مدرن کجا؟ وقتی کسی در فرهنگ و جامعه ی ایرانی بزرگ شده، ولی تجربه ها و آموزش های جنسیش رو از دنیای غیر ایرانی گرفته، خوب نتیجش همینه.
خیلی دلم به حال این دختر سوخت. می گفت: “هر موقع بهش فکر می کنم گریم می گیره. حالا چه طور با یه پسر پاک ازدواج کنم؟ یعنی من هم مجبور می شم با یه پسری ازدواج کنم که هزارتا کار کرده قبل از ازدواج؟”
بگذریم، خاطره بسه… برم سراغ اصل مطلب.
دخترهای عزیز ایران زمین، معمولا به دلیل درگیری عاطفی و عاشقی، سختشونه به سینه ی عشقشون دست رد بزنن. دخترهای بی تجربه ی ایران زمین، سختشونه در موقعیت های حساس بگن “نه”.
می دونم شاید یه کم به نظر مسخره بیاد، ولی می خوام به عنوان یه پسر، اینجا به دخترهای خوب و پاکی که این سایت رو می خونن، یه درس کوچیک در زمینه ی “نه” گفتن به پسرها بدم. البته قبل از هر چیز باید بگم: شدیدا بهتره اصلا آدم نذاره به همچین جایی کشیده بشه رابطه. اگر از همون اول آدم جلوی یه سری چیزا رو بگیره، توی همچین مشکلاتی گیر نمی افته. اصلا اگر آدم حرف خدا و پیغمبر و بزرگ ترها رو گوش بده معمولا گندش در نمی آد!!!!
ولی خوب، ما هم جوونی کردیم و می دونیم که شیطون آدمو گول می زنه. حالا اگر به هر دلیلی رابطه به نقطه ای رسید که از دخترای عزیزی که این سایت رو می خونن همچین درخواستهایی شد، یه سری پیشنهاد دارم که با استفاده ازش می تونین درخواست رو رد کنین:
۱) اولین چیزی که امکان داره اتفاق بیافته اینه که دختر پاک به دلیل پاک بودن مسخره شه. (حتی امکان داره بین خود دخترا پیش بیاد) امکان داره بعضی افراد دخترهای پاک رو به مسخره بگیرن که مثلا فلانی حتما یه عیبی داره که هنوز دوست پسر نداره. یا مثلا فلانی عقب افتادس و جذاب نیست و از این مزخرفات.
جوابی که می شه توی این موقعیت ها داد اینه که: “من می تونم توی چند ثانیه مثل شما ناپاک بشم، ولی شما هرگز نمی تونین مثل من پاک بشین؛” (همون طور که یه آدم پاک می تونه به راحتی معتاد شه، ولی یه معتاد نمی تونه به راحتی پاک شه.) با این جواب، دختر پاک نشون می ده که نه تنها وضعیتش مشکلی نداره، بلکه یه درجه هم از فرد مسخره کننده بالاتره.
۲) امکان داره پسر با این استدلال درخواست نزدیکی کنه: “بهم نشون بده که چه قدر منو دوست داری. بهم نشون بده که چه قدر به نیازها و خواسته هام اهمیت می دی”.
جوابی که می شه در این موقعیت داد اینه: “تو هم با انتظار کشیدن تا بعد از ازدواج بهم نشون بده که چه قدر برات اهمیت دارم!” یا می شه جواب داد: “تو که حاضر نیستی از این خواسته هات برای یه مدت کوتاهی بگذری، از کجا معلوم در آینده برای زنت (من) از خواسته های خودت گذشت کنی؟”
۳) پسر می تونه این استدلال رو بکنه: “ما که دیر یا زود قراره با هم ازدواج کنیم. حالا چه فرقی می کنه اسممون توی شناسنامه ی هم باشه یا نه.” این استدلال خیلی استدلال شیکیه. فکر می کنم شاید از استدلالهای دیگه بیشتر به کار بره برای رسیدن به هدف.
جوابی که دختر می تونه به این استدلال بده اینه که بگه: “پس حالا که قراره ما دیر یا زور با هم ازدواج کنیم، پس بذار شب ازدواجمون رو یه شب به یاد موندنی کنیم.”
۴) یه چیز دیگه که خیلی مد شده اینه که گفته می شه “تماس جنسی یه چیز خیلی نرمالیه” یا مثلا این که “تماس جنسی داشتن که چیز عجیبی نیست. از نیازهای عادیه”. این هم از اون استدلال های خیلی شیکه. با این همه فیلم و چیزای غربی هم جور در میاد. توی فیلم می بینیم دیگه، یارو نیم ساعت نیست که با خانومه آشنا شده، توی صحنه ی بعدی با هم همخواب می شن! خوب، با این همه کثافت که می ره توی مغزمون، همچین استدلالی کردن هم چیز بعیدی نیست.
خلاصه، جواب به این استدلال می تونه این باشه: “خیلی چیزا توی دنیا نرماله. دستشویی رفتن هم نرماله. ولی آدم هر جایی یا هر وقتی که نمی ره دست شویی. هر چیزی راه و روش خودش رو داره. ارتباط جنسی هم راه و رسم خودش رو داره. راه و رسمش هم این نیست که آدم قبل از ازدواج…”
۵) استدلال آخری که به ذهنم می رسه الان اینه که پسر جو عاشقی داشته باشه. شیدا باشه و عاشق و غیره و بگه: “من عاشقتم. عاشق همه چیزتم. عاشق چشات، عاشق صدات، عاشق بدنت. نمی تونم ازت دوری کنم. می خوام لمست کنم، می خوام…” شاید این حرفا خیلی شیرین و شاعرانه باشه، ولی می شه بهش جواب خوبی داد.
جواب به نظرم اینه: “چه خوبه که عشقمون رو با هوس لکه دار نکنیم! چه خوبه که این عشق رو به وقت خودش شکوفا کنیم”
چرا عشقها دوام نداره؟ چرا؟
سلام
چرا امروزه کلمه عشق بی معنی شده؟؟؟
چرا دیگه دخترا و پسرا نسبت به عشقشون بی تفاوت شدن چرا براشون مهم نیست سر عشقشون چی میاد؟؟؟
چرا عشق ها زودگذر شده؟؟؟
چرا بعضی ها عادت را با عشق اشتباه میگیرن؟؟؟
چرا دیگه کسی برای نگه داشتن عشقش تلاش نمیکنه؟؟؟
بخدا عشق چیزی نیست که راحت بشه فراموش کرد عشق چیزیه که همه جای دنیا برای داشتنش و نگه داشتنش میجنگن که حفظش کنن ولی تو کشور ما خیلی کم رنگ شده پیش خودشون میگن این نشد بعدی ولی باور کنید عشق اینطوری فایده نداره خدا یکی عشق هم یکی .چرا خیلی ها هستن عشقشون را کنار میذارن و نسبت بهش بی تفاوت هستن؟ واقعا درستش نیست بیایم یکیو وابسته کنیم و بعد ولش کنیم بدون دلیل بریم حتی اگه دلیل هم داشته باشه باز نمیشه عشق را کنار گذاشت .کلمه عشق خیلی وقته بی حرمت شده و کسی براش ارزش قائل نیست و هرکی هرکیو مبینه میگه عشقم..وقتی آدم به کسی میگه عشقم در قبالش مسئول میشه یعنی میشه همه زندگیش یعنی میشه تمام وجودش.عشق یعنی بخشیدن دوست داشتن با هم بودن و فراموش نکردن و نگران هم بودن نه اینکه بگی عشقم و بری دنبال کار خودت و فراموشش کنی.عشق یعنی هر لحظه بیاد اونطرف بودن . عشقو نمیشه فراموش کرد عشقو نمیشه کنار گذاشت عشقو نمیشه بخاطر اشتباه ترکش کرد.کاشکی خیلی ها معنی عشق را میفهمیدن و درک میکردن تا متوجه میشدن عشق چیه عشق عادت نیست…ممنون میشم سوال ها را جواب یدید و نظرتون را بگید
.تشکر از مدیر سایت.
سرد مزاجی
با سلام خدمت مدیر محترم سایت لطفا مشکل منو رو سایت تان قرار بدین تا با همفکری بقیه بتونم مشکلم را حل کنم.
دوستان عزیز من یک مرد سی و دو ساله هستم و چهار سال است که ازدواج کرده ام موقع نزدیکی با زنم واقعا مشکل دارم چون خانم من خیلی سرد مزاج است و من اگر یکسال طرفش نرم اصلا به روی خودش نمی اره که من نیازهایی دارم بعضی وقتا واقعا دلم می گیره که چرا ازدواج کردم باور کنید قبلا نمی تونستم ولی الان توانایی اینو دارم که برم دبنال زن صیغه ای و یا زنای روسپی که خودم را ارضا کنم ولی کسر شان می دانم مثل مردای بی شخصیت تو خیابان دنبال زن بگردم تا خودم را ارضا کنم، البته اینو بگم خانم من برای من واقعا زیباست و من خیلی دوسش دارم و به خاطر عشقی که بهش دارم باهاش ازدواج کردم، ضمنا با توجه به مشغله زیاد خیلی بتونم هفته ای دو نهایتا سه بار دلم می خواد این کار را بکنم./ از همکارای شرکت تا خیلی زنهای دیگه بهم پیشنهاد دادن که با اونها باشم و یا اتفاقی شده تو برف و باران زنی را سوارم کنم بهم پیشنهاد رابطه دوستی و… بدهد.
این اخلاقش منو اذیت می کنه، هیچ دارویی استفده نمی کنه التماسش هم می کنم پیش مشاور بریم می گه نه تو مشکل داری هر موقع خواستی من حاضرم و و اقعا هم تمکین می کنه ولی مثل یک تکه درخت بی احساس دراز می شود ومن اصلا در چنین حالتی نمی تونم با ایشان رابطه دلخواه برقرار کنم. و واقعا دارم افسرده می شوم.
شما عزیران چه راهکاری برای من دارید.؟؟؟
عدم درک و همفکری همسر
با سلام و وقت بخیر. همسرم در زندگی بیشتر مطیع خانواده بالاخص خواهرشون هستن و کمتر در امور زندگی با من مشورت و همفکری میکنه همین مساله باعث شده تا نیازهای جنسی شوهرم رو بر آورده نکنم و الان به همین خاطر روز به روز از لحاظ عاطفی داریم از هم دور میشیم به نظرتون باید چه کار کنم؟
سلام.من۱۵سالمه قدم۱۷۵هست میخوام بلند تر شوم .کلاس بسکتبالم میرم چی کار کنم؟
ایا قد من رشد خواهد کرد؟
خیانت همسرم راه حل چیست
با سلام.من الان ۴ ساله که ازدواج کردم و یه پسر ۲۰ ماهه دارم، و ۱۰ سال اختلاف سنی داریم شوهرم وکیله و خیلی آبروش براش مهمه. من به خواست خانواده ام ازواج کردم و شوهرم هم بعد از اینکه به خواستگاری من آمد و جواب رد دادم مجدداً بعد از یک سال شخصاً دوباره من و از خانواده ام خواستگاری کرد. من در ماه های اول ازدواجم با یکی از هم کلاسی های پسر دوران دانشگاه تا حدودی صحبت میکردیم نه چیزی بیشتر تا اینکه شوهرم متوجه شد و من را مجبور کرد ۵۰۰سکه مهریه ام را صلح کنم و میخواست طلاقم دهد تا مهرم را صلح کردم دیگه اسمی از طلاق نیاورد و گفت بهت یه فرصت میدم و منم که دیگه کم کم به شوهرم علاقه مند شده بودم دیگه با کسی صحبت نکردم تا اینکه شماره هایی روی گوشیش میدیدم که خودش میگفت موکلا و بعد فهمیدم دوست دوران مجردیش دوباره بهش زنگ میزنه بعد از یک سال از ازدواجمون تصمیم گرفتیم با رژیم غذایی بچه دار بشیم و حتی شوهرم با من رژیم گرفت بعد از مدتی که پسرم به دنیا اومد و ۱۴ ماهش بود توی ماشینش اونم اتفاقی یه گوشی پیدا کردم و شماره کسی رو توش دیدم که گاهی اوقات به گوشیش زنگ میزد و ازش میپرسیدم کیه قسم جلاله میخورد که من اصلا باهاش حرف نمیزنم و اس ام اس های عاشقانه بینشون رد و بدل شده بود و اون خانم راه کار هایی به شوهر من پیشنهاد کرده بود که مثلاً کتکش بزن یا باهاش سکس نداشته باش که زود تر طلاق بخواد ازت،و اون خانم هم با من تماس گرفت و میگفت ما سه سال قبل از ازدواج شما با هم دوست بودیم تا اینکه شوهر من باهاش رابطه اش رو قطع کرده و بعد از ازدواج من مجدداً رفته سراغش و از اینکه با من ازدواج کرده اضهار پشیمانی کرده ازش خواسته که دوباره باهاش حرف بزنه ازش که پرسیدم این چیه خودش همه چیو حاشا میکنه و میگه من اگه اونو میخواستم قبل از تو میرفتم خواستگاری اون، بعد از اینکه مهریه رو بخشیدی طلاقت میدادم، یا اگه نمیخواستمت ازت بچه نمیخواستم. و پیش خودم فکر میکنم چون آدم خیلی مغروریه و از آبروش میترسه شاید اون خانم تهدیدش کرده که اگه باهام حرف نزنی تو کانون وکلا یا پیش مردم آبروت و میبرم اونم از ترسش حرف زده تا خود دختره خسته بشه چون به هیچ کدوم از حرف های دختره گوش نداده بود و رابطه ما با هم خیلی خوب بود و دست رو قرآن گذاشت و ارواح مادرش رو قسم خورد که غیر از تو هیچ زنی تو زندگیم نسیت ،با این وجود ترس از اینکه دوباره با اون زنه حرف بزنه داره دیوانه ام میکنه، من الان باید چیکار کنم؟ بهش اعتماد کنم یا به نظر شما هنوز با اون خانم در ارتباطه؟
شغل… نظرتون رو بگید …خواهشن
سلام به همه خواهشن همه به سوالم جواب بدن
من خیلی از دو شغل (((نیروی انتظامی____خلبانی))) خوشم میاد خوبی و بدی هرکدوم رو هم حساب کردم ولی بازم به نتیجه ای نرسیدم لطفا شما هم کمکم کنین با توجه به شرایط(خلاصه البته) که پایین ذکر کردم
نیروی انتظامی
۱٫اگه ثبت نام کنم حتما قبول میشم
۲٫ یک سال زودتر حقوق میگیرم
۳٫ پیش خانوادم بیشتر میتونم باشم
خلبانی
۱٫ قبول شدنم ۵۰&50
۲٫اگه واسه خلبانی شرکت کنم و قبول نشم یک سال از زندگی عقب می افتم
۳٫ کمتر خوانده رو می بینم…… وخلاصه
۴٫ و چون رویام از کودکی بوده نمی تونم بدون هیچ تلاشی بیخیالش بشم.. ریسک کنم یا نه وایسم واسه خلبانی و یه سال عمر رو بیخیال بشم ( اگه قبول نشدم) یا مستقیم برم تو نظام ممنون نظرتون رو بگید خواهشن
پدر دختری که دوسش دارم مخالفت میکند
سلام من ۲۶ سالمه دختری را دوست دارم برای ازدواج ولی پدر ایشون مخالف هستن و اجازه نمیدن.
واقعا خیلی ناراحت و نگران هستم استرس و نگرانی تمام وجودمو گرفته اون دختر میگه دوستم داره منم واقعا دوستش دارم ولی میترسم برای این بگه دوستم داره که نخواد دلمو بشکنه.
حتی تماس هاش و اس های که میده بهم خیلی کم شده.خیلی ها هستن همو دوست دارن هرجور شده با هم تماس برقرار میکنن حتی شده تو بدترین شرایط ولی این خانوم هروقت که بقول خودش بتونه اینکارو میکنه
در صورتی که سر کار میره و خیلی راها براش وجود داره با من در ارتباط باشه که اینقدر داغون نباشم .خیلی راها وجود داره که پدرشون را راضی کنه.
واقعا موندم چیکار کنم.خودش میگه دوستم داره اگه داره چرا دیر به دیر ازش خبری میشه؟چرا کارش مهم تر از منه؟؟ کار همیشه هست ولی من شاید نباشم و شاید زنده نباشم.واقعا نمیدونم چی بگم.
ولی نمیدونم چرا این اتفاق نمیفته.اگه دوستم داره چرا این کارها را میکنه اگه نداره چرا بهم حقیقتو نمیگه.واقعا من در حد مرگ دوستش دارم و فکر نبودش منو داغون میکنه.چیکار کنم که بفهمم دوست داشتن واقعی یا نه منو برای ازدواج میخواد یا نه؟ یا چکونه بابای اون دخترو راضی کنم.ممنون میشم راهنمایی کنید.