سلام.امیدوارم همه خوب باشید.من یه پسر ۱۹ساله هستم با قد۱۵۰سانت.بخاطر قد ام خییییلی رنج کشیده ام خیییییبلی.نمیخاهم همه اش رو بگم.من قراره تا۲ماه دیگر برم خارج از کشور(اروپا) اون هم دایمی.دلم نمیخاهد پیش بستگانم برم تو اروپا(پسرهای عمو،پسرهای خاله،و دختران خاله و عمه)چون اونها بعضی حرفایی میزنن و بعضی شوخی هایی میکنن بخاطر قد ام که دلم آتیش میگیره و یه جوری من حس میکنم منو خیلی ناتوان،ضعیف و حقیر میدونن.همه اونها زندگی خوب دارن از هر نگاه.مثلا هر یکیشون دوست دخترها دارن،دوستانی دارن که باهاشون تفریح و مسافرت میرن،باشگاه زیبایی اندام میرن اما من چه؟؟دوست دختر نمیتونم داشته باشم،نمیتونم زیبایی اندام برم آخه قد من۱۵۰هست چگونه برم زیبایی اندام.کسی باهام دوست نمیشه از خودم متنفرم.میدونم آنها میدونن چقدر حقیر،و لهه لهم کاملا شکسته وقتی باهام شوخی میکنن قد مو در میان میارن..من میخاهم از آنها دورتر و یه جای دیگر برم و یه زندگی جدید آعاز کنم.اماااا.نمیدونم با حس غربت و تنهایی چه کنم؟؟آیا میشه به مرور به تنهایی عادت کنم؟؟چقدر طول خواهد کشید؟نکنه نتونم تنهایی رو تحمل کنم؟؟آیا تصمیمم درسته و یا غیر منطقی؟؟لطف
من نامزد کردم ولی عاشق پسرداییم شدم
من عاشق پسرداییمم اما اون دلش یه جای دیگه گیره ،من نامزد دارم ولی نمیتونم بهش زلبنندم در واقع علاقه ای بهش ندارم چون ۱۲سال ازن بزرگتره ……..من ۱۵سالمه مبخوام زنبال نوجونیم برم میشه کمکم کنید که دل پسرداییم به دست بیارن ،اون خیلی مغرور هرچند بار که نگاش کردم نگام کرده منم زود نگاهمنو ازش گرفتم ،قبلا خیلی باهامراحت حرف میزد ولی از وقتی نامزد کردم حتی جواب سلاممو به زور میده .لطفا کمک کنید دارم دیونه میشم از این اوضاع
چاق تر شدن خانمم
چاق تر شدن خانممسلام. من خانمم ۲۷ سالشه اندامش خوبه ولی خودش دوس داره کمی تپل و پر بشه میگه از بس اطرافیان بهم گفتن لاغری ناراحتم. اگه میشه راهنمایی کنید. ممنون
اذیت و آزار
سلام دوستان ۲۴سالمه ۵سال پیش با پسری اشنا شدم دوستیمون صمیمی شد همیشه باهم بودیم ولی اون خطرناک نشون میداد من رابطمو کمرنگ کردم دیدم بدتر شد تهدیدم کرد محل نذاشتم اون ۳۲سالشه تو شهری که زندگی میکنم همه به اسم میشناسنش هر کاری میخواد براش انجام میدن خیلی وقته باهاش رابطه ندارم اما همه شهر رو اجیر کرده میان طرفم هر کی به یه روشی میفرسته که اذیتم کنن فکرم مشغوله تو شهر خودت ۱نفر باشی بعدش تمام شهر ضد تو باشن فکرشو بکن دیگه به هیچ کس نمیتونم اعتماد کنم شرایطم بد شده چندبار بهشگفتم ما دیگه باهم سنمی نداریم ولی اون ول کن نیست زندان هم رفته تا حالا که دوام اوردم میخوام برم شهری دیگه بدون این که کسی بفهمه کارو کاسبی کنم زندگی کنم خانوادم نمیذارن براشون توضیح دادم درک نمیکنن فکر میکنن من دیوونه شدم بهشون میگم من تو این شهر داغون میشم ولی میگن متاهل شو درست میشه در صورتی که به نظر خودم اینه که ادمی که تو یه چاه میفته نباید خودشو بندازه تو چاه بزرگتری تو خیابون جاهای شلوغ راه میرم چون کاملا میشناسمش قبلا ازش دیدم کاراش برنامه ریزی شده هستن که تو دردسر نیفته خانوادم درک نمیکنن که من باید برم زندگیم قشنگ میشه ولی تو این شهر لعنتی اخرش میبازم هم جوونیمو هم زندگیمو بهشون میگم کل شهر ضد من هستن میخندن میگن دیوونه ای وقتی که رفتم زیر خاک شاید بفهمن ولی دیگه دیره چون این جریان ۳ساله داره ادامه پیدا میکنه بالای ۲۰نفر تا حالا فرستاده که باهام طرح رفاقت بندازن بکشونم جایی ولی من قیچیشون کردم فامیلی ندارم چندتایی هستن که چندبار بهشون گفتم پشتمو خالی کردن همیشه سر تر بودم ازشون از خداشونه زمین خوردنمو ببینن اینو دیگه مطمانم شرایطم خیلی بده هر کسی دیگه جای من بود چی میکرد بیشتر وقتا تا صبح بیدارم فکر میکنم به همه چی بعدش خندم میگیره از این همه جریانا که دارم و تنهام فکرش دیوونت میکنه ۹کیلو کم کردم باشگاه که دیگه نمیرم چند بار خواستم برم مشاوره ولی گفتم فردا میگه به خانوادت بگو دیگه حوصله هیچیو ندارم جسمم که هیچ روحمو میبینم که زجر میکشه شرایط سخت رو نمیدونم کی کشیده استرس ترس ایستادگی تنهایی زجر همه چی کاش بیشتر از سنم نمیدونستم اذیتم میکنه وقتی میدونم اسمم رو نمیگم بی نام معرفی میکنم یکی راهکاری بهم بده منتظر نظراتون هستم
شب زفاف و سرد شدن از رابطه
شکل آلت تناسلی خانمم حالمو بد کرد دو هفته اس از ازدواجمون میگذره! بعذ از شب زفاف دیگه باهاش رابطه نداشتم! آیا این تیرگی در آلت خانما طبیعیه؟؟ خانمم پوسته صورت و بدنش روشنه ولی با کمال تعجب دیدم آلت اون تیرگی داره – نه ززززیاد! – چرا ؟ آیا طبیعیه ؟ همه اینجورین ؟ بهم بگید چکار کنم ؟ دارم از رابطه سرد میشم!
يك ماه گذشت و هنوز فراموشش نكردم لطفاً از تجربه هاتون بگين
نمى تونم فراموشش كنم همه گفتن سر ٣ هفته فراموشش مى كنى ولى بعد يك ماه هنوز مثل روز اولم خودش دوست دختر گرفته مطمئنم يك لحظه ام به فكرم نيست
چطوری دوری کسیو که خیلی دوستش داریم تحمل کنیم؟
دوستان خواهش میکنم جواب بدین.چطوری دوری یه نفرو که خیلی دوستش دارم تحمل کنم؟ من خیلی تنهام هیچ کاری نمیتونم بکنم نمیتونم خودمو با چیزی سرگرم کنم همه ی فکرم به اونه شبا خوابم نمیبره.بعضی وقت ها هم فکرای بیخود به سرم میزنه چیکار کنم؟
چجوری بهش بگم عاشقش شدم؟(خیلی ضروریه)
الان تقریبا یک ساله که عاشق دختری شدم که هر روز صبح تو ایستگاه اتوبوس میدیدمش.اما نتونستم احساسمو بهش بگم.دلم میخواد رو در رو همه چیو بهش بگم تا بفهمه چقدر دوسش دارم ولی میترسم از دست بدمش.
از وقتی مدرسه ها تموم شده دیگه ندیده بودمش تا اینکه چندروز پیش اتفاقی تو خیابون دیدمش و فهمیدم کی کلاس میره.حالا میخوام همه چیو بهش بگم و به کمک شما احتیاج دارم.
با تجربه ها و به خصوص دختر خانوما بیان و نظرشونو بگن.
راستی من 17سالمه
اگر متوجه بشوید که کسیکه عاشقش بودید حتی یک ذره دوستتان نداشته و با شما بازی کرده چه میکنید؟
من تمام زندگیمو پای کسی گذاشتم که حالا با حرفاش بهم ثابت کرده که هیچ علاقه ای به من نداشته و تمام این مدت من سر کار بودم و این فرد فامیله نزدیکه منه تا میام خوب شم میبینمش چه کار کنم کی میخواد جواب این دله شکسته و بده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
باید چی کار کنم تا مادرو پدرم باهام بهتر رفتار کنن
Bayad be chi omid var basham be madaram ke behem mige booroo ya pedraram ke baham mesle kolfata harf mizane gonahe man chieeeeeeeeeee man bachashonam khob chi kar koonam bikaram raftam donbal kar vali kar peyda nashod taze man ye dokhtaram nemitoonam ke harjaie beram sare kar khili az dokhtara nemiran sare kar bayad chi kar koonam ta mamanam hey mano ba 2khtaraye hamsaie moghayese nakooone hey mige marzie 2khtar khanoom … ham darsmikhone ham kar mikoone
Dokhtare on hamsayamon mina esmesh tazegia ezdevaj krde shoARESH LISANSE ZABAN DARE VASE TO KHASTEGAR NAYOOMADE
Entezar daran azsob ke pa misham mesle koolfat kar konam man khili ehsae bad bakhti mikoonam az bikarie khodam razi nistam vali khanevadamam nabayad baham ein toori rafter koonan man 25 salame
Karam shode gerye ghose khordan