سلام سه ساله با ی پسری هستم قصدمون ازدواجه و خیلی با هم خوبیم و همدیگه رو دوس داریم من تقریبا گذشتمو بش گفتم و بعضی وقتا ک حرف از گذشته میاد باهم دعوا میشیم.من از گذشتم متنفرم همیشه با خودم فک میکنم کاش بش نگفته بودم.من همه چی رو بش نگفتم کم کم میگم بعضی وختا مجبور شدم بش دروغ بگم چون میترسیدم بره و تنهام بذاره و واسه همین دروغا خیلی ازم ناراحت میشه و دیگه زیاد باورم نداره اما با این وجود خیلی رابطه خوبی داریم.من باید چیکا کنم کارم اشتباه بوده تو زندگی دچار مشکل میشیم?
چرا من هر روز از یک مرد خوشم میاد
دوست دارم هر روز با یک پسر دوست شم گفتگو کنم و بعد یک مرد دیگه را میبینم و قبلی را فراموش میکنم چرا
مهریه (زیاد یا کم)
سلام به همه کاربران عزیز.
من پسر هستم ولی خیلی دوست دارم بدانم خود دخترا(بدون در نظر گرفتن حرف پدر مادر و فامیل و..) چه نوع مهریه را دوست دارن وتا چه مقدار؟
من دخترم و خیلی تنهام و اصلا نمیتونم با کسی دوست شم؟
من نمیتونم ارتباط بقرار کنم – اعتماد بنفسمو از دست داد واقعا خسته شدم از تنهایی خواهش میکنم کمک کنید؟
ایا برای ازدواج حتما باید عاشق شد؟
آیا ازدواج بدون عشق، مىتواند معنایى داشته باشد؟
من به دختری در دانشگاه علاقه دارم اما نمیتونم بهش بگم به چنددلیل؟
من تا حالا با جنس مخالفم رابطه نداشتم البته منظورم نوع خاصی که الان هست اما تو رابطه اجتماعی خیلی عادی هستم باهاشون و این خانم رو هم فقط برای ازدواج میخوام نه دوستی اما چند تا مشکل هست که بهم اجازه جلو رفتن رو نمیده
اولیش خانوادم هستن که مطمئن هستم قبول نمیکنن.دوم شغلم هست که فعلا ندارم و دنبالش هستم از طرفی نمیخوام قولی بهش بدم و بهش عمل نکنم و بیخودی امیدوارش کنم .از طرفی چند تا مورد هم دیدم که رفتن و پیشنهاد دادن و دختره هم قبول کرده اما بعدش دختره با کس دیگه ای ازدواج کرده نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنمایی کنید .ممنون
نظرتون درمورد ازدواج بعد ازدوستی پسر و دختر چیه؟
نظرتون رو درباره ی ازدواج دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج بگید؟
اختلاف سلیقه با پدر و مادر درمورد ازدواج؟
چند ماهه که در دانشگاه با پسری آشنا شدم .هر روز با هم در ارتباطیم و فکر می کنم که ابراز علاقه اش بهم واقعیه.ولی خانواده ام با هاش مشکل دارن.چون از یک شهر دیگه اومده و عقیده دارن که ما فرهنگامون به هم نمی خوره.از طرف دیگه فقط یک سال از من بزرگتره و خانواده ام میگن تجربه نشون داده که اختلاف سنی کم عدم تفاهم میاره.یه مشکل دیگم داره اینه که وضع مالیش به خوانواده ما نمی خوره ولی خوب آخه ما دو تامون دانشجوی پزشکی هستیم و حتما در آینده وضع مالیه خوبی پیدا میکنیم چون از نظر اخلاقی خیلی پسر خوبیه و به شدت دوسم داره البته خودمم بهش علاقه دارم دلم نمیاد به خاطر مسائلی که به نظر من مهم نیست رابطمون رو قطع کنم از طرفی هم دوست ندارم تو روی پدر و مادرم وایسم.لطفا راهنماییم کنید که ادامه رابطه ای که اینجوری رو هواست وممکنه به نتیجه ای نرسه و روز به روز داره وابسته ترمون میکنه درسته؟
از همه چی خسته شدم شوهرم نمی تونه منو درک کنه ۱۲ سال تفاوت سن داریم احساس می کنم افسرده شدم کمکم کنید؟
۵ ساله که ازدواج کردم همسرم اخلاق خیلی خوبی داره اما یکی از رفتاراش که باعث ایجاد مشکلات زیادی در زندگی ما شده اینه که وقت زیادی رو با دوستاش میگذرونه بارها راجع به این موضوع با هم صحبت کردیم اما هیچ وقت به یک نتجه واقعی نرسیدیم احساس می کنم اون نمیتونه منو درک کنه کم کم دارم از این رابطه سر خورده میشم ما یه دختر ۳ سالو نیمه داریم که هر کسی ارزوی داشتن دختری مثل اونو داره به خاطر دخترم هم که شده می خوام رابطمونو حفظ کنم اما واقعا خسته شدم بارها فکر جدایی ذهنمو اشفته کرده نمی دونم واقعا چه کار کنم کمکم کنید ما واقعا مشکل اساسی نداریم امااین مشکلات کوچک داره زندگی مارو خراب می کنه نمی خوام اینطوری بشه راستش ما اسون همدیگرو به دست نیاوردیم قبل از ازدواج یعنی دوران عقد اونو دوست نداشتم می خواستم ازش جدا بشم اما بزرگترا پا درمیونی کردن وما ازدواج کردیم بعد ازدواج من واقعا عاشقش شدم حتی به خاطر اون ترم اخر دانشگاه رو رها کردم اما الان در رشته دیگه مشغول تحصیل هستم شوهرم مدرس دانشگاه هست نمی دونم چرا به اینجا رسیدیم نمی دونم
چطور میتونم کسی که دو سال با اون بودم رو از یاد ببرم؟
سلام…
من خیلی تنها هستم و تو زندگیم فقط یه دوست داشتم که اوقاتم باهاش پر میشد
اما بخاطر اختلافات از هم جدا شدیم
الان خیلی دلم میگیره از تنهایی
هر روز تو گوشیم میگردم یکی پیدا کنم زنگ بزنم با هم حرف بزنیم اما…
خیلی دوس دارم درکم کنید
به خدا تنهایی خیلی بده :’(