۵ ساله که ازدواج کردم همسرم اخلاق خیلی خوبی داره اما یکی از رفتاراش که باعث ایجاد مشکلات زیادی در زندگی ما شده اینه که وقت زیادی رو با دوستاش میگذرونه بارها راجع به این موضوع با هم صحبت کردیم اما هیچ وقت به یک نتجه واقعی نرسیدیم احساس می کنم اون نمیتونه منو درک کنه کم کم دارم از این رابطه سر خورده میشم ما یه دختر ۳ سالو نیمه داریم که هر کسی ارزوی داشتن دختری مثل اونو داره به خاطر دخترم هم که شده می خوام رابطمونو حفظ کنم اما واقعا خسته شدم بارها فکر جدایی ذهنمو اشفته کرده نمی دونم واقعا چه کار کنم کمکم کنید ما واقعا مشکل اساسی نداریم امااین مشکلات کوچک داره زندگی مارو خراب می کنه نمی خوام اینطوری بشه راستش ما اسون همدیگرو به دست نیاوردیم قبل از ازدواج یعنی دوران عقد اونو دوست نداشتم می خواستم ازش جدا بشم اما بزرگترا پا درمیونی کردن وما ازدواج کردیم بعد ازدواج من واقعا عاشقش شدم حتی به خاطر اون ترم اخر دانشگاه رو رها کردم اما الان در رشته دیگه مشغول تحصیل هستم شوهرم مدرس دانشگاه هست نمی دونم چرا به اینجا رسیدیم نمی دونم
4 نظرات
Or use one of these social networks