آیا قصدش ازدواجه؟

مشاوره ازدواج : آیا قصدش ازدواجه؟

 

سوال:

سلام

من مدت یک ماهی هست که از طریق یه واسطه با یه آقا آشنا شدم اول به عنوان خواستگار <ولی قرار شد که همدیگرو بیرون ملاقات کنیم .توی برخورد اول از همدیگه خوشمون اومد ولی ایشون گفتن برای ازدواج باید عاشق طرفشون بشن > نمیدونم باید چکار کنم آیا اصلا ادامه بدم > لازم به ذکر که خیلی تمایل دارم با ایشون ازدواج کنم

 

جواب:

سلام

ایشون اشتباه می کنه همین مقدار که شما همو پسندیدید کافیه و عشق قبل ازدواج لازم نیست بلکه مضر هم هست چون جلوی شناخت رو می گیره و انسان یا عیبای طرفش رو نمی بینه یا می بینه و توجیه می کنه که اشکال نداره و یا اینکه می گه اشکال نداره بعد ازدواج خوب می شه و در نتیجه بعدا به مشکل می خورن

تازه اگه عاشق شدید و بعدا به خاطر مخالفت خانواده ها نتونستید ازدواج کنید کلی باید رنج بکشید تا همو فراموش کنید

شاید بگید که از کجا معلوم بعدا عشق ایجاد بشه جوابش اینه که اگه تناسبهای فکری اعتقادی اخلاقی رفتاری باشه بعد ازدواج این علاقه حد اقلی به عشق پایدار مبدل می شه پس وقتی که یه علاقه حد اقلی ایجاد شد کار عاقلانه اینه که به سرعت به سمت خواستگاری برن

لذا صلاح شما با توجه به این حرفا در اینه که به ایشون بگید که رسما به خواستگاری شما بیاد و اگه مخالفت کرد مطالبی رو که عرض کردم بهش بگید و اگه قبول نکرد ادامه دادن با ایشون خطرناکه چون وقتی کسی استدلال منطقی رو نمی پذیره ادم شک می کنه که نکنه قصدش سو استفاده باشه و بخواد شما رو وابسته کنه و بعد با استفاده از دلبستگی شما هر بلایی که بخواد سرتون بیاره چون وقتی عاشقش بشید ممکنه تن به کارهایی بدید که الان تصورش رو هم نمی کنید

موفق باشید

چرا علاقه مند نمی شم؟

مشاوره ازدواج : چرا علاقه مند نمی شم؟

 

سوال:

سلام

من 22 سالمه.پولدارم .تحصیلکرده ام.زیبا هستم .خانواده مذهبی دارم . پدر سر شناسی دارم.تعداد خواستگارام خیلی زیاده اصلا نمی دونم کدوم یکیشو انتخاب کنم. خواستگارای غریبه رو ندیده رد می کنم چون اعتماد ندارم و بین فامیل خواستگار خوبی دارم ولی به هیچ کس علاقه مند نبودم ونشدم. دلمم نمی خواد تنها باشم.با دو تا از پسرای فامیل که خواستگاری اومدن به اصرار خانواده ها صحبت کردم ولی اصلا خوشم نیومد با اینکه خیلی ایده ال بودن. به اینکه عشق بعد از ازدواج به وجود میاد کاری ندارم من الان می خوام عاشق بشم. که نمی شم چیکار کنم؟ من نمی دونم عشق یعنی چی؟ عاشق شدن چطوریه؟ واقعا به کی میشه دل بست؟ پسر خوب زیاده اخه کدومشون؟ چرا من به هیچ کس نمی تونم فکر کنم؟ این عشقی که همه درباره اش حرف میزنن چیه؟کجاست؟

 

جواب:

سلام

عشق، محبت شدیدی است که در اثر دیدن زیبایی ظاهری یا باطنی طرف مقابل ایجاد می شه و معمولا با یک نظر دیدن یا یک جلسه صحبت کردن ایجاد نمی شه لذا بسیاری از زن و شوهرها که زندگی پایداری هم دارند با عشق ازدواج نکرده اند بلکه عشق شدید بین اونا ، بعد ازدواج ایجاد شده اونم به دلیل اینکه زیبایی های گفتاری و اخلاقی و رفتاری در طرف مقابلشون دیده اند

لذا می بینیم اونایی که قبل ازدواج عاشق شده اند اکثرا ارتباطاتشون زیاد بوده و علتش هم روشنه چون محبت شدید یک دفعه به وجود نمیاد بلکه در طی یک پروسه زمانی و با دیدن زیبایی های متعدد طرف مقابل ایجاد می شه و معلومه که این حالت معمولا با یکی دو جلسه صحبت اونم به طور رسمی ایجاد نمی شه

البته نمی شه انکار کرد که بعض افراد در یکی دو جلسه یا حتی با صرف دیدن طرف عاشق شده اند اما این موارد خیلی زیاد نیستند، بنا بر این اگر شما بخواهید عاشق بشید باید تن به ارتباطات طولانی و احیانا غیر شرعی بدید تا عشق طرف در دلتون بشینه که عملا با توجه به مذهبی بودن شما امکان نداره، علاوه بر این که این عشق مضر هم هست چون باعث می شه عیبای طرف رو نبینید یا توجیه کنید و بگید بعدا خوب می شه

خلاصه اگر می خواید ازدواج خوبی داشته باشید در پی عشق قبل ازدواج نباشید که نه تنها به صلاح زندگی اینده شما نیست بلکه ایجاد شدنش هم عملا با توجه به مذهبی بودن شما امکان نداره

البته من نمی گم که اگر از کسی اصلا خوشتون نیومد قبولش کنید بلکه عرض می کنم اگر با توجه به نقاط مثبتی که داره احساس کردید که دلتون می خواد همسرش بشید همین مقدار برای جواب مثبت دادن کافیه و این مقدار علاقه حد اقلی بعد ازدواج زیاد خواهد شد

البته اگر موردی اومد که خوب بود ولی شما اونو پسند نکردید سعی کنید علت عدم پسند رو پیدا کنید و برطرفش کنید، یا اینکه جلسات صحبت رو بیشتر کنید و اگه نقاط مبهمی هست روشن کنید تا شاید طرف مورد پسند شما قرار بگیره

موفق باشید

می گه تا عاشق نشه ازدواج نمی كنه

مشاوره ازدواج : می گه تا عاشق نشه ازدواج نمی كنه

 

سوال:

سلام

من یك برادر 27 ساله دارم كه می گه تا عاشق نشه ازدواج نمی كنه.از طرفی آدم معتقدی هست و من مطمئنم دوست دختر نداره و اصلا دنبال دوست دختر و این جور مسائل نیست. وقتی من یا مامانم دختری را به اون معرفی میكنه سریع جبهه میگیره و میگه من هیچوقت با كسی كه شما انتخاب می كنید ازدواج نمی كنم.میگه به خواستگاری رفتن بدون آشنایی قبلی توهین به دختراست.مطمئن هم هستم كه با هیچ دختری آشنا نیست.حتی مامانم میگه هر كسی را می خواهی معرفی كن تا یك تحقیقی انجام بدیم و بریم خواستگاریش اما پاسخ می ده من هیچ دختری را نمی شناسم.میگه از ازدواج سنتی بدم میات.تو ازدواج سنتی همه در درجه اول ظاهر و وضعیت مالی طرف مقابل را می بینن و در خیلی از موارد پنهانكاری می كنند و دروغ می گند و هیچوقت در ازدواج سنتی اشتیاق لازم و عشق به وجود نمیات.دنبال برقراری ارتباط هم با دخترا نیست و میگه صحبت با نامحرم و این جور روابط از نظر شرعی مشكل داره.ما چیكار كنیم؟

 

جواب:

سلام

در ظاهر مشکل شما با برادرتون اینه که نه خودش کسی رو معرفی می کنه که شما به خواستگاریش برید و نه خواستگاری سنتی رو قبول می کنه و دلیلشم اینه که خواستگاری سنتی درست نیست چون اول از همه به ظاهر و مسائل مالی توجه می کنند و در خیلی موارد دروغ می گن و پنهان کاری می کنند و عشق در این نوع ازدواج ایجاد نمی شه

اما به نظر من مشکل اصلی ایشون نادرست دونستن خواستگاری سنتی نیست بلکه علت اصلی اینه که ایشون فکر می کنه : عشق باید قبل ازدواج به وجود بیاد و از خواستگاری سنتی هم به این دلیل بدش میاد که توان ایجاد این عشق رو نداره وگرنه معلومه که اول توجه کردن به ظاهر و وضع مادی طرف دلیل نادرستی این نوع خواستگاری نیست همچنین پنهان کاری و دروغ رو هم با تحقیق می شه معلوم کرد

پس علت اصلی تنفر ایشون از خواستگاری سنتی اینه که فکر می کنه عشق در ازدواجی که با خواستگاری سنتی انجام بشه به وجود نمیاد

در نتیجه نظرات ایشون در زمینه عشق باید اصلاح بشه تا تن به خواستگاری سنتی بده که ایشون در این زمینه سه فکر اشتباه داره:

اول اینکه: فکر می کنه عشق باید قبل ازدواج ایجاد بشه که جوابش اینه که : عشق قبل ازدواج نه تنها مفید نیست بلکه مضره چون جلوی شناخت رو می گیره، بلکه اونی که لازمه پسند طرفینی است که هر کدوم بخوان طرف همسرشون بشه و همین مقدار کافی است

و دوم اینکه: عقیده داره اگر قبل ازدواج عشق به وجود نیومد بعد ازدواج هم ایجاد نخواهد شد که جوابش اینه که وقتی پسند طرفینی و یک علاقه حد اقلی باشه بعد ازدواج بخاطر وجود هماهنگی های طرفینی و رابطه شیرین زناشویی عشق پایدار بینشون ایجاد می شه

و سوم اینکه : به نظر او در خواستگاری سنتی عشق به وجود نمیاد که جواب این حرف هم اینه که همون طوری که گفته شد عشق قبل ازدواج مضره و یک علاقه حد اقلی کافیه که اونم در خواستگاری سنتی به دست میاد پس این نقطه قوت خواستگاری سنتی است که سبب ایجاد عشق نمی شه بلکه به یک انتخاب عاقلانه با مشورت والدین کمک می کنه و به همین دلیل ضریب پایداری خانواده رو بالا می بره

چه جوری نامزدی رو به هم بزنم؟

مشاوره ازدواج : چه جوری نامزدی رو به هم بزنم؟

 

سوال :

سلام

مدتی است با پافشاری خانواده با دختر داییم که 5 سال از من کوچیکتره نامزد کردم.من 24 سالمه و دانشجو هستم و چون نیاز شدیدی به ازدواج داشتم قبول کردم.اون از نظر باطنی دختر خوبیه و تناسب خونوادگی کاملی داریم.اما من بر خلاف اون هیچ احساسی نسبت بهش ندارم واز چهره و صدا و حتی راه رفتنش خوشم نمیاد.اون تو این مدت کوتاه به من وابسته شده اما من هر چی تلاش می کنم بی فایدس.الانم چند روزه دیکه با هم ارتباطی نداریم ومن میخام این رابطه رو بر خلاف میل همه به هم بزنم.چون احساس می کنم آینده خوبی با هم نداریم.لطفا سریعتر راهنماییم کنید

 

جواب :

سلام

ظاهر و قیافه دختر باید مورد پسند پسر قرار بگیره و اگه پسری از ظاهر و قیافه دختر خوشش نیاد بهش می گم که اصلا جلو نره و خواستگاری نکنه اما وضعیت شما تفاوت می کنه بخاطر اینکه اولا نامزد شدید و به هم زدنش ممکنه لطمه ابرویی براتون داشته باشه و ثانیا اون دختر به شما وابسته شده و رها کردنش باعث ضربه روحی به او می شه

البته فکر نکنید که می گم با این وجود عدم تمایلی که دارید بازم قبول کنید بلکه توصیه من اینه که در صورت امکان تلاش کنید تا عدم تمایل شما به میل قلبی حد اقلی مبدل بشه یعنی به جایی برسی که اونو بپسندی و دلت بخواد که همسرت بشه، اگه این مقدار علاقه ایجاد شد برای ازدواج کافیه و بعد ازدواج این علاقه کم معمولا بخاطر وجود تناسبهای فکری اعتقادی و اخلاقی رفتاری و همچنین ارتباط عاطفی و جنسی به عشق پایدار مبدل می شه

همچنین لازمه توجه داشته باشید که قیافه و ظاهر تدریجا عادی می شه و اونی که بین زن و شوهر می مونه اخلاقها و رفتارهاییه که اونا رو به هم جذب می کنه چون زن و شوهر با فکر و عمل همدیگه زندگی می کنند نه با قیافه طرفشون .

با توجه به مطالب فوق من به شما نمی گم در حال حاضر ازدواج کنید چون ممکنه بعدا علاقه ایجاد نشه و به دردسر بیفتید بلکه می گم اولا روی مطالبی که عرض کردم فکر کنید تا به قیافه بیش از حد اهمیت ندید و ثانیا یه تلاش مختصر دیگه بکنید و ببینید که با ادامه نامزدی شدت زدگی شما از ظاهرش کم می شه یا نه در این تلاش سعی کنید به نقاط مثبت فکری و اخلاقی و رفتاریش بیشتر توجه کنید

اگه بعد از اینکه یه مقدار گذشت در صورتی که دیدی که یه مقدار تمایل هرچند کم پیدا شده ادامه بده تا وقتی که علاقه ات به حد لازم برای ازدواج برسه اما اگه دیدی هیچ تغییری در دلت ایجاد نشده تصمیم به بر هم زدن نامزدی بگیر و در مرحله اول تدریجا از خود دختر فاصله بگیر و کمتر طرفش برو و اگرم یه وقت رفتی یا اون تماس گرفت مثل همیشه نباش و یه خورده سرد برخورد کن و تدریجا برخورد سرد رو زیاد کن تا اون حساب کار دستش بیاد و بفهمه که اتفاقی افتاده و حدس بزنه که شما اونو نمی خوای

اگه این کار رو بکنی قبل اینکه رسما به هم خوردن نامزدی رو بفهمه متوجه می شه که احتمالا اونو نمی خوای در نتیجه وقتی به هم زدن شما رو می فهمه خلاف توقعش نیست و کمتر بهش سخت می گذره چون بخاطر برخوردهای تو احتمالش رو می داده

در مرحله بعد با پدر و مادر صحبت کن و اگر گفتند که ناراحت نباش علاقه در طول زندگی ایجاد می شه حرفایی رو که گفتم بهشون بگو و تاکید کن که وقتی کسی اصلا نسبت به طرف مقابل هیچ تمایلی نداره تضمینی برای ایجاد علاقه نیست و اگرم علاقه ایجاد نشه زندگی بدون علاقه مرگ تدریجی است

اگر پدر مادر شما گفتند که برای ما بد می شه به هم بزنیم و این کار رو نکردند شما به رفتارهای مرحله اول ادامه بده و هرچه می گذره رابطه رو کمتر و برخورد رو سردتر کن تا جایی که اگر اعتراض کرد که چرا این طور برخورد می کنی بهانه هایی بیار که واضحه الکیه تا بفهمه که قصه چیز دیگه است و بعد شما تلویحا بهش بگو که راضی نیستی و زمانی که براش واضح شد که تمایل نداری به خودش بگو که می خوای نامزدی رو تموم کنی

موفق باشید

کسی دوستم نداره

مشاوره ازدواج : کسی دوستم نداره

 

سوال:

سلام

من یک مشکل دارم که نمیدونم چکارش کنم من یه دختر 26 ساله ام که هنوز ازدواج نکردم . این قضیه خیلی ازارم میده . اعتماد به نفسم کم شده . تحت فشارم . فکر میکنم کسی دوستم نداره . من چیکار کنم؟

 

جواب:

سلام

شما الان از دو چیز رنج می کشید اول اینکه: هنوز نتونستید ازدواج کنید دوم اینکه: فکر می کنید کسی شما رو دوست نداره

هر وقت خواستگار براتون اومد مواظب باشید ایده ال گرا نشید و تا جایی که می شه سخت گیری نکنید و حتی اگه شده از ملاکهای ترجیحی (که بودنش بهتره اما اگرم نباشه چندان اتفاقی نمیفته) کوتاه بیایید تا زودتر بتونید ازدواج کنید

در مورد اینم که می گید کسی منو دوست نداره عرض می کنم اگر فکر می کنید نیومدن خواستگار نشونه اینه که کسی شما رو دوست نداره این فکرتون اشتباهه، بخاطر اینکه واقعیت اینه که هرچند پسر زیاده، اما پسرایی که از نظر مالی و امکاناتی اماده ازدواج باشن کم هستند لذا نسبت پسرهای اماده ازدواج به دخترای اماده بسیار کمتر می شه و در نتیجه یه پسر می بینه که گزینه های زیادی برای انتخاب کردن هست، پس سراغ اونی می ره که به نظرش بهتره به همین خاطر سراغ دخترای کم سن تر می ره و کمتر سراغ هم سنهای شما میاد یا اگر تحصیلاتش از شما پایین تر باشه سراغ اونی می ره که تحصیلاتش پایین تره، ولی در عین حال شما فکر می کنید که عیب از شما است در صورتی که مشکل از شما نیست بلکه مشکل از فرهنگ غلط ازدواج در جامعه است که با سختگیری شون سبب شده اند که بسیاری از پسرها عملا نتونند ازدواج کنند و در نتیجه بسیاری از دخترهای خوب و با فضل و کمال و زیبا ازدواجشون به تاخیر بیفته

پس باید گفت که خوشبختی بسیاری از پسرهای بدون امکانات مالی و شما دخترها فدای رسومات و توقعات بی جای خانواده ها شده، پس از این جهت ناراحت نباشید و بدونید که مشکل از شما نیست

موفق باشید

دیگه دارم از ازدواج زده میشم

مشاوره ازدواج : دیگه دارم از ازدواج زده میشم

 

سوال:

سلام

آخه چقدر آدم خویشتن داری کنه و دم نزنه اینقدر حس نیاز عاطفى به حضور یه مرد رو در خودم سركوب كردم كه دیگه دارم از ازدواج زده میشم، یه مدت که من خواستگارام زیاد بودن و هى میومدن و میرفتن كه من سِنم كم بود حالا هم كه من ۲۳ سالمه بازم هستن اما پا پیش نمیگذارند دیگه نمیدونم چكار كنم؟ تنها راه فرارم ازین قضیه اینه كه خودمو با اینترنت و كتاب و این چیزا سرگرم كنم كه ازین وضعیت راضى نیستم آخه خواستگارهایی که الان دارم اصلا به دلم نمی شینن گاهى میگم كاش همون قدیما كه خواستگارام خیلى بهتر از الان بودن مخصوصا از لحاظ اخلاق، ازدواج میكردم ، لطفا بگین چه كنم؟

 

جواب:

سلام

برید خدا رو شکر کنید که الان خواستگار دارید اگر یه خورده سنتون بالاتر بره همین خواستگارها رو هم نخواهید داشت

حقیقت اینه که بخاطر شروط مالی فراوانی که برای پسرها لازم شمرده می شه تعداد پسرهای اماده ازدواج زیاد نیست به همین خاطر دخترها خیلی نمی تونن در زمینه انتخاب مانور بدن و دنبال فرد همه چیز تموم باشن و اگر بخوان ازدواج کنند باید یه مقدار از شرایطشون کوتاه بیان

شاید بگید که اینکه خواستگارها به دلم نمی شینن دست خودم نیست، جوابش اینه که باید دید علت اینکه به دل شما نمی شینن چیه؟ چون ممکنه علتش این باشه که شما ایده ال گرا هستید و خصوصیات بالایی رو برای همسر اینده مورد نظر دارید که در این افراد نیست و به همین خاطر براتون جلوه ندارن؟

یا اینکه اونا رو با افرادی که قبلا به خواستگاری شما اومدن مقایسه می کنید و می بینید که مثل اونا نیستن و به همین خاطر به دلتون نمی نشینن.

اگر علت هرکدوم از اینا باشه شما می تونید با تغییر فکرتون دلتون رو هم موافق کنید مثل اینکه بگید درسته اینا ایده ال نیستن اما من هم ادم چند سال قبل نیستم و به همین خاطر باید واقعیت موجود رو قبول کنم و یکی از همین ها رو – بدون اینکه با قبلیها مقایسه اش کنم- بپذیرم تا بتونم ازدواج کنم

اگر این کار رو بکنید اونی که قبلا به نظرتون خوب نمیومد خوب جلوه خواهد کرد و به عبارت دیگه اگر توقعتون رو پایین بیارید دلتون به بهترین فرد موجود -گرچه ایده ال هم نباشه- راضی می شه

درست مثل کسی که می خواد ماشین بخره تا وقتی که ماکسیما در نظرشه ماشین پراید براش جلوه نداره اما وقتی که توقعش رو پایین اورد پراید هم براش زیبا جلوه می کنه

پس در این صورت چاره مشکل شما در پایین اوردن توقع و راضی شدن به فردی است که بیشترین نزدیکی با ملاکهای شما رو داره

موفق باشید

خیلی بدخلق شده ام

مشاوره : خیلی بدخلق شده ام

 

سوال:

سلام

دختری 26 ساله هستم قوق دیپلم.خونواده من از لحاظ اقتصادی در حد متوسط به پایین ولی معتقد و آبرومند هستش.خودمم از لحاظ ظاهری کاملا معمولی هستم.واقعیتش اینه چند ساله که خیلی دوس دارم ازدواج کنم ولی هم خواستگارام زیاد نبوده و یه چندتایی هم که اومدن معیارای منو نداشتن البته معیارای خاصی ندارم فقط دلم می خاد طرفم دیپلم به بالا و پاک و مذهبی باشه ولی مادیاتش واسم مهم نیس.قبلا چند مورد دوستی هم داشتم که به ازدواج ختم نشد البته رابطه فیزیکی به هیپ عنوان .من حتی تو یکی از سایتهای همسریابی هم عضوم ولی اونجا هم اکثرا یا اعتقاداتشون باهام جور نیس یا وضع مالی بالایی دارن یا تحصیلاتشون کمه.از یه طرف وقتی میبینم دستام و آشناهامون حتی کوچیکتر از خودم ازدواج کردن احساس تنهایی و حقارت میکنم. این مسئله حتی تو اخلاقمم روز به روز اثر گذاشته طوری که با مادرم خیلی بد رفتار میکنم .با کوچکترین حرفش از کوره در میرم و جوابشو میدم میدونم کاملا اشتباه میکنم حتی بعدش پشیمون میشم و توبه میکنم ولی باز دوباره تکرار میشه. لطفابگید من چیکار کنم که آرامش درونی برسم و عدم ازدواج باعث بدرفتاریم نشه؟با تشکر.

 

جواب:

سلام

ارامش شما به ازدواجه و به نظر من تا بشه ازدواج کنید بهتر از اینه که فکر ارامش از راه دیگه باشید چون ارامش در اون صورت موقتی خواهد بود

برای ازدواج کردن هم شما باید واقع بین بشید و تا جایی که می شه از ملاکهاتون کوتاه بیایید منظورم این نیست که فرد بی اعتقاد رو قبول کنید ولی به نظر من می شه از ملاکهایی مثل تحصیل و وضع مالی کوتاه اومد بخاطر اینکه اختلاف تحصیل و وضع مالی الزاما لطمه به ازدواج نمی زنه اخرش اینه که اگر فرد این چنینی اومد می تونی در موردش با مشاور صحبت کنی و تصمیم بگیری ولی فوری رد کردنش هم درست نیست

بلکه در مورد اعتقاد هم به نظر من اگر اختلاف زیاد نباشه در صورتی که قابل تحمل باشه شاید بشه کنار اومد البته به شرطی که بدونی اعتقادات خودت ضعیف نمی شه

بنا بر این فکر می کنم شما باید هر تلاشی که می تونی انجام بدی تا زمینه اومدن خواستگار رو فراهم بشه

تا زمانی که ازدواج هم نکردی برای اینکه ارامش پیدا کنی باید خودتو مشغول کنی و اگه بتونی کارهایی انجام بدی که علاوه بر اینکه وقتت رو می گیره دلت رو هم مشغول کنه و دوست داشته باشی انجامش بدی خیلی بهتره مثل کارهای علمی مورد علاقه یا کودکیاری

چكار كنیم كه بتونیم پسرا رو به ازدواج بكشونیم؟!

بحث و گفتگو: چكار كنیم كه بتونیم پسرا رو به ازدواج بكشونیم؟!
ی خانم
 
خواهش میکنم به سوالی که ذهن منو مدتهاس مشغول کرده هم خودتون جواب بدید هم بزارید در ملا عام که دوستان نظر بدن
پسرای این دوره زمونه دیگه دنبال زن گرفتن نیستن چون با دخترا راحت دوست میشن و نیاز خودشونو ارضا میکنن.این درسته ک دخترا هم اشتباه میکنن دوست میشن من گناهشونو توجیه نمیکنم ولی دخترا اکثرا قصدشون از ایجاد رابطه ازدواجه که پسرا سواستفاده میکنن ازشون.من خودم همش سعی کردم همه جا مثلا تو دانشگا سنگین باشم و درست رفتار کنم و ساده لباس بپوشم ک متوجه بشن آدم پر توقعی نیستم ک از مشکل مالی هم نترسن به نظر همه هم ظاهر خوبی دارم . خیلیاشونم بهم توجه میکنن ولی متاسفانه همش میخان دوست بشن و ازدواج دیگه واسشون معنا نداره وقتی هم به قصد دوستیشون پشت میکنم دیگه به سمتم نمیان .این قضیه به کرات برای خودم و خیلی از دوستام پیش میاد.باور کنید من از این اوضاع خیلی ناراحتم. ینی پسرا واقعا دوست ندارن آرامش تو زندگیشون باشه و پاک زندگی کنن؟؟آیا دوستی آرامشی که ازدواج تامین میکنه رو براشون تامین میکنه؟؟ اگه واقعا اینجوریه که ما هم بریم دوس شیم.حالا به نظرتون راهی هست که ما دخترا بتونیم پسرا رو به ازدواج بکشونیم.؟؟؟؟؟؟

آقایون اگر یه خانمی عاشقتون بشه چه حسی دارید؟!

بحث و گفتگو: آقایون اگر یه خانمی عاشقتون بشه چه حسی دارید؟!
سلام
لطف میکنین 4تاسوال منو بذارین تو سایت تا اقایون جواب بدن.
1.اقایون چه حسی پیدا میکنید وقتی یه خانم واقعا عاشقتون شده باشه ؟وچیکارمیکنن؟
2.اقایون چه حسی پیدا میکنین وقتی یه خانم نه چندان زیبا درمقایسه بااونها عاشقتون میشه ؟وچیکارمیکنن؟
3.اقایون چه حسی پیدا میکنن وقتی یه خانم زیبا عاشقشون میشه ؟وچیکارمیکنن ؟
4.اگه یه خانمی عاشقتون باشه ومدام پیامک بزنه واظهارعشق کنه و خیلی بافشاری کنه ولی شمااون خانمو نپسندیده باشین چه کارمیکنین ؟

با یه پسر چت می کنه

مشاوره ازدواج : با یه پسر چت می کنه

 

سوال:

سلام

پسری هستم 21 ساله با یکی از هم کلاسی هایم رابطه داشتم برای ازدواج یک روز متوجه شدم هم زمان با من با پسری چت میکنه ازش توضیح خواستم گفت که قبل من چند ماهی باهاش رابطه داشته عشقی بوده و بعد از مدتی تموم شده و اولشم اون اول پیام داده و چتش در رابطه با چه خبر و اینا بوده و از من گفته و اونم از دختری که باهاش رابطه داره و قبول کرد که اشتباه کرده و کلی معذرت خواست اما میدونم تو دعوا که بودیم بهش زنگ زده بود و  ازش پرسیده بود که به من چی گفته با توجه به اینکه من رو این مسایل خیلی حساسم تصمیم درست الان چیه؟

 

جواب:

سلام

گذشته هرکس به خودش مربوطه و اگر گناهی کرده باید بین خودش و خدا توبه کنه اما اونی که در ازدواج مهمه اینه که اگر کار خطایی کرده در زندگی اینده اش اثر منفی نذاره و در زندگی مشترک از جاده عفت و پاکدامنی خارج نشه در نتیجه اگر مثلا هرزه و تنوع طلب شده و به کارهای خلاف جنسی عادت کرده باشه، برای ازدواج و زندگی مشترک قابل اعتماد نیست چون احتمال این هست که بعد ازدواج دوباره سراغ کارهای خطا بره

پس شما در مورد این دختر باید بررسی کنی و ببینی که ایا می تونی چنین اعتمادی برای زندگی اینده تون بهش پیدا کنی یا نه؟

اعتماد به اون دختر در گرو اینه که اولا: تقید دینی یا اخلاقی داشته باشه و ثانیا:اهل رابطه های متعدد با پسران نبوده باشه و ثالثا: رابطه اش با اون پسر به هدف ازدواج بوده باشه و رابعا: ارتباطشون جنسی هم نبوده باشه، و خامسا : رفتار و برخوردش با نامحرم شک بر انگیز نباشه و کاملا شفاف باشه، اگر این موارد وجود داشته باشه بهش اعتماد می کنی و می تونی مطمئن باشی که بعد ازدواج پاکی خودش رو حفظ می کنه و زندگی خوبی در کنارش خواهی داشت

اما اگر به هر علت نتونی قلبا شکت رو برطرف و به پاکیش اطمینان کنی و فقط بخاطر عشق به حرفش اعتماد کنی در این صورت ممکنه بعد ازدواج با دیدن رفتارها و یا برخوردهایی که به نظرت مشکوک میاد اعتمادی که داری از بین بره و بهش شک کنی و در نتیجه زندگی برات تیره و تار بشه

بنا بر این قبل از ادامه رابطه این مساله رو روشن کن تا بعدا گرفتار پشیمونی نشی

موفق باشید