ازدواج موقت با همسر سابق

مشاوره خانواده: ازدواج موقت با همسر سابق

 

سوال:

سلام
من مدت دو سال است که ازدواج کرده ام همسرم قبلا ازدواج کرده بود ولی به دلیل مشگلاتی که با همسر سابقش داشت با وجود یک بچه از هم جدا شدند.ما زندگی خوبی داریم و من همسرم را خیلی دوست دارم ولی گاهی همسر سابقش باعث ناراحتی در زندگیمان میشود همسرم بعد از کلی مشاجره و کشمکشی که با او داشته میخواد با او ازدواج موقت کنه ومیگه اصلا دل خوشی از اون نداره و اینکارو فقط به خاطر بچه اش انجام میده آخه اون پیش مادرش زندگی میکنه همسرم همه تصمیماتش رابه من میگه ومنو درجریان میذاره و در صورت تائید من اونو انجام میده حالا من نمیدونم چیکار کنم ازطرفی دلم برای اون بچه میسوزه که بی پدر بزرگ میشه!واز طرفی میترسم که شوهرم را ازدست بدم !راستی یادم رفت بگم ماالان یه دختر 4 ماهه هم داریم ازشما خواهش میکنم کمکم کنید بگید جیکار کنم جه تصمیمی بگیرم ؟و یه سوال دیگه اینکه ایا ممکنه بعدا ازدواج موقت را به دائم تبدیل بشه؟ آقای کریمی لطفا به سوالم جواب بدین باتشکر

جواب:

سلام

شما دو دغدغه دارید اول اینکه: می ترسید همسرتون رو از دست بدید یعنی همسر شما عاشق اون زن بشه و شما رو طلاق بده و با او زندگی کنه و دوم اینکه: می ترسید ازدواج موقتش به ازدواج دائم مبدل بشه و اون زن هووی شما بشه، اولین راه حل مشکل شما اینه که اطمینان پیدا کنید اولا: شوهرتون بخاطر عشق اون زن اونقدر از شما زده نخواهد شد که طلاقتون بده یا حد اقل ازدواج همسر شما با اون زن دائمی نخواهد شد وثانیا: حرفای دیگران بر شما اثر منفی نخواهد گذاشت و از اجازه ای که دادی پشیمونت نخواهند کرد

پس اگر این دو اطمینان رو داری به شوهرت اجازه ازدواج موقت بده اما اگر چنین اطمینانی نداری دومین راه اینه که در صورت امکان این اطمینان رو به دست بیاری مثلا اینکه با شوهرت صحبت کنی و ببینی می تونه قانعت کنه و با حرفاش اطمینان اول رو به دست بیاری یا اینکه به خودت مراجعه کنی و ببینی می تونی مطمئن بشی که از حرفای دیگران اثر نخواهی پذیرفت

اگر بازم نتونستی به نتیجه برسی من در ادامه مواردی رو که ممکنه در تصمیم گیریت موثر باشه -به عنوان سومین راه- بیان می کنم:

در مورد اینکه می ترسی عاشق اون زن بشه و تو رو طلاق بده عرض می کنم: طلاق یک زن معمولا ربطی به عشق زن دیگه نداره بخاطر اینکه ذات مردها بر خلاف زنها طوریه که می تونن به بیش از یک زن عشق بورزند بدون اینکه علاقه یکی در دل اونا جایگزین علاقه دیگری بشه، البته اگر محبت به زن دیگه نداشته باشند یا اینکه اون زن ازشون بخواد ممکنه او رو طلاق بدن پس اگر برفرض شوهر شما عاشق اون زن بشه در صورتی که شما رو مثل الان دوست داشته باشه طلاق شما منتفی است مگر اینکه علاقه اش به اون زن خیلی زیاد بشه و اون زن ازش بخواد که تو رو طلاق بده

در مورد اینم که می ترسی ازدواج موقتشون به دائم مبدل بشه عرض می کنم: شما باید اول روشن کنی که این ازدواج موقت تا چه زمانی می خواد ادامه پیدا کنه؟ چون اگر ازدواج همسرت بخاطر تربیت دخترشه خب دخترش که همیشه نیاز به تربیت داره پس قاعدتا این ازدواج موقت تا دخترش بزرگ بشه ادامه پیدا خواهد کرد پس عملا به ازدواج دائم شباهت پیدا می کنه مگر اینکه قصد همسرت این باشه تا زمان خاصی ادامه بده مثل اینکه بخواد بعد هفت سالگی، دخترش رو از اون زن بگیره و این ازدواج موقت رو تا اون زمان ادامه بده و در این صورته که احتمال دائمی شدن این ازدواج موقت مطرح می شه که در این زمینه باید عرض کنم: دائمی شدن ازدواج در صورتی که همسر شما بهش علاقه مند بشه ممکنه و شاید همسر شما هم در این زمینه نتونه به شما اطمینان بده که چنین چیزی اتفاق نخواهد افتاد چون دل دست خود انسان نیست و نمی تونه علی رغم وجود ارتباط طولانی اطمینان بده که در اینده بهش دلبسته نمی شه پس شوهر شما نمی تونه چنین اطمینانی رو به شما بده مگر اینکه با توجه به خصوصیات اون زن و رفتارهایی که از او سر زده و مشکلاتی که ایجاد کرده بتونی مطمئن بشی که همسر تو دلش به سمت چنین زنی نخواهد رفت و به او علاقه مند نخواهد شد

موفق باشید

شوهرم دوستم داره اما دوست دختر هم داره

مشاوره خانواده : شوهرم دوستم داره اما دوست دختر هم داره

 

سوال:

سلام

من مدت سه ساله با پسرعمه ام ازدواج كردم و خیلی همدیگه رو دوست داشتیم والان هم داریم ولی شوهرم دنبال دوست دختراش هم هست وبه من میگه كاری به من نداشته باش من زندگیمو دوست دارم و گاهی اوقات دوست دارم تفریحی دنبال این مسایل برم همین كارش اعصابم رو بهم ریخته گاهی شبها دیر برمیگرده خونه خسته شدم اصلا با این رفتارش نمیتونم كنار بیام ترو خدا بهم بگید چیكار كنم .

 

جواب:

سلام

ازدواج به انسان ارامش می ده و معمولا وقتی همسرش مخالفه سراغ غیر همسر نمی ره مگر اینکه علت یا مشکلی وجود داشته باشه مثل اینکه تنوع طلب شده باشه یا اینکه ارتباطش با همسر خوب نباشه ، در مورد همسر شما با توجه به اینکه به قول خودش تفریحی این کار رو می کنه می شه حدس زد که علت این باشه که اون تنوع طلب شده و رابطه با دخترای دیگه به دهنش مزه کرده و می خواد لذت رابطه با غیر شما رو هم بچشه

اگر این طوره شما باید تلاش کنید که حتی الامکان اونو از این کار باز دارید یک راه باز دارنده اینه که در صورت امکان بهش بگید: کار خلاف هرکس بر دیگران اثر داره ایا نمی ترسی که این ارتباطات تو بر منم اثر بذاره و بخاطر تفریح و سرگرمی به سمت ارتباط تلفنی یا اس ام اسی و یا حضوری با مردها کشیده بشم؟ اگر گفت نه بهش بگید من نمی خوام چنین کاری رو بکنم اما خیلی مطمئن نباش و بترس از اینکه منم مثل بعضی از زنهایی که بخاطر خیانت شوهرشون مقابله به مثل کردند به این راه کشیده بشم اگر گفت که من تو رو می کشم بهش بگو اگر جزای ارتباط حرام مرگه پس اگر من الان تو رو بکشم کارم درسته اگر گفت زن با مرد فرق داره بهش بگو در ارتباط حرام زن و مرد فرقی ندارند همون طور که کار زن خلافه کار مرد هم خلافه

اگر این راه افاقه نکرد و اون به کارش ادامه داد در مرحله بعد در صورتی که تونستی بهش بگو حالا که تو بخاطر تفریح سراغ دخترای دیگه می ری به منم اجازه بده با مردهای دیگه دوست بشم و با اونا اس ام اس بازی کنم یا تلفنی حرف بزنم یا اینکه باهاشون بیرون برم و خوش بگذرونم با این کار غیرتش رو به جوش میاری و اون به بدی کارش پی می بره و بلکه دست از این عملش برداره

البته این کارها رو در صورتی انجام بده که خطری تهدیدت نکنه لذا اگر خطر داره ازش صرف نظر کن

پس اگر نتونستی این کارها رو انجام بدی و راه بی ضرری هم برای باز داشتنش از این کار خلاف نداری، قبل اینکه بگم چه کنی مقدمتا عرض می کنم : این مساله از دو جنبه قابل بررسی است یکی: از جنبه دینی و دوم : اثرش بر زندگی،

از نظر دینی رابطه نادرست با نامحرم گناهه و غیر از اینکه اخرتش رو خراب می کنه بر معنویتش هم اثر منفی می ذاره لذا اگر چندان مذهبی نیستید و این مساله براتون مهم نیست که هیچ اما اگر مذهبی هستید بدونید که این ارتباطات ممکنه که اثر منفی شدیدی بر اعتقادات و رفتارهای دینی همسر شما بذاره و حیات دینی اونو در معرض خطر جدی قرار بده و از رفتارهای دینی دورش کنه لذا شما باید سعی کنید که اگر این رابطه ها قطع نمی شه لا اقل حلال بشه پس بهش بگید که اگر می خواد رابطه ای برقرار کنه لا اقل از طریق ازدواج موقت این کار رو بکنه که لا اقل اثر منفی معنوی نداشته باشه و از دین و دیانت دورش نکنه

جنبه دوم مساله اثرش بر زندگی است که اگر اثر چندانی بر زندگی شما نداره و رابطه اش با شما خوبه و احساس ترس نسبت به سرد شدنش نمی کنی در این صورت سعی کن که یه همسر ایده ال بشی و تا جایی که ممکنه با رفتار و برخورد خوب به خودت جلبش کنی و از نظر جنسی هم حسابی بهش برسی و دلربابی کنی و با ارایش و پوشش محرک و متنوع زمینه برقراری رابطه خوب زناشویی رو فراهم کنی تا رضایتمندی خوبی از بودن در کنار تو داشته باشه و چسب دلش به تو زیاد بشه تا در نتیجه اولا: تدریجا تفریح در کنار تو رو به اون دخترا ترجیح بده و ثانیا: امکان اثر گذاریت بر او زیاد بشه و یعنی بخاطر محبتش به تو نتونه ناراحتیت رو ببینه و تو خصوصا در زمانی که محبتش به تو زیاده بتونی بهش بگی که اگه منو دوست داری بدون که این کارات منو عذاب می ده و نمی تونم تحمل کنم اگر گفت به کار من کاری نداشته باش بگو می خوام اما نمی تونم دست خودم نیست چه کنم؟ اگر این طور برخورد کنی ممکنه بخاطر رضایتمندی از ارتباط با تو و محبتش به تو و از طرف دیگه بخاطر پرهیز از ناراحت کردن تو، تدریجا از این کارش دست برداره

اما اگر خدای نکرده به جایی رسیدی که ارتباطاتش با دخترا اثر منفی بر زندگی گذاشت و رابطه اش با تو سرد شد و تدریجا زندگیت رو به خراب شدن رفت در این صورت کارهای قسمت قبل رو انجام بده و سعی کن که اونو به سمت خودت جلب کنی و اگر افاقه نکرد و اثرات منفی بیشتر شد در این صورت می تونی تهدیدش کنی که اگر ادامه بده به دیگران مثل خونواده خودت یا خونواده اون یا دوستان و اشنایانش اطلاع می دی و ابروش رو می بری تا بلکه از این کارهاش دست برداره

موفق باشید

هرزگی شوهرم

مشاوره خانواده : هرزگی شوهرم

بازدید : مرتبه

تاریخ : دوشنبه نوزدهم دی 1390

سوال:

سلام
حدود 2سال نامزد بودم و 5ماهه که تو خونه خودمم از لحاظ روابط جنسی هیچ کمبودی واسه شوهرم نزاشتم اما حدود 4روزه که متوجه شدم که توی فیس بوکش قسمت مشخصات نوشته:من ،شیطون وبا نمکم وخیلی هم عاشق سکسم.این در حالیه که چی بشه که به من میلی نشون بده الان 4روزه باهاش کاملا قهرم و هرچی فکرمیکنم توجیه نمیشم که چرا این کارو کرده و به هیچ وجه نمیتونم نمیتونم ببخشمش این درحالیه که ازدواج ماباهم باعث تعجب همه شد چون من خیلی از همه لحاظ ازش سرم کمکم کنید تصمیم من فقط اینه که انقدر بی محلش کنم تا خودش طلاقم بده

 

جواب:

سلام

اولا : تا زمانی که احتمال داره زندگی درست بشه فکر طلاق رو از سرت بیرون کن و به جای اون فکر کن که چه طور می شه مشکل رو حل کرد

ثانیا: شوهر تو فقط چند جمله نوشته، کار دیگه ای که نکرده تازه اینکه گفته عاشق سکسه حرف نادرستی نیست مردها عموما عاشق سکس هستند منتها تو بهش تهمت زدی که هرزه است  و فکر کردی این حرفا رو زده که رابطه با غیر تو برقرار کنه در صورتی که این فکر درست نیست چون چه دلیلی داره کسی که این حرفو می زنه در صدد این باشه که به این وسیله شریک جنسی پیدا کنه و با دیگران سکس کنه مگر گفتن اینکه من عاشق سکسم نشون دهنده هرزگی است؟

شاید بگید که اگر قصدش ارتباط با دیگران نیست پس چرا این رو اونجا نوشته جوابش اینه من نمی تونم قسم بخورم که همسر شما قصدش ارتباط با زنهای دیگه نبوده اما می تونم بگم که این کارش بیشتر از اونی که از تمایلش به برقراری رابطه جنسی با زنها حکایت کنه، نشون دهنده شدت هیجان جنسیشه یعنی به عبارتی این مساله نشون می ده که ایشون از رابطه با شما ناراضی است و ارضا نمی شه و ارامش لازمه رو به دست نمیاره و لذا چون هیجانش اروم نشده این حرفو اونجا نوشته، نه اینکه قصدش پیدا کردن مورد برای رابطه جنسی باشه

پس شما به جای اینکه بهش تهمت هرزگی بزنی و فکر جدا شدن از او رو بکنی باید مشکل رابطه کم جنسی او با خودت رو حل کنی چون اگر این مساله حل بشه ممکنه نه تنها دیگه از این حرفا نزنه بلکه حتی فکر رفتن سراغ کس دیگه رو هم نکنه

پس به جای قهر و فکر طلاق کردن علل سردی همسرت رو بررسی کن و اگر لازم شد به مشاور مراجعه کنید تا رابطه شما اصلاح بشه و زندگیتون گرمی لازمه رو به دست بیاره و اونم دیگه از این حرفا در فیس بوکش ننویسه

موفق باشید

با یک زن مطلقه رابطه داره

مشاوره خانواده: با یک زن مطلقه رابطه داره

 

سوال:

سلام
من زنی هستم 23ساله،5ساله ازدواج کردم و یک پسر4ساله دارم،تا 3ماهه پیش زندگیه خوبی داشتم و مشکلی با همسرم نداشتم و هردو از زندگیمون و از بودن باهم لذت میبردیم،تا اینکه 3ماهه پیش متوجه شدم همسرم با یه خانم دیگه(مطلقه) رابطه داره،باور و تحملش خیلی برام سخت بود اما تمام سعی ام رو کردم که عجولانه تصمیم نگیرم و از تمام ظرفیت ذهن و فکرم برای حفظ زندگیم استفاده کنم،همسرم چندین بار گفته که ارتباطشو با اون  خانم قطع
کرده اما بعد متوجه شدم که دروغ میگه و همچنان رابطه داره،من از نظرزیبایی هیچ کمبودی ندارم و هرگز مشکلی در رابطه ی ما نبوده و از هیچ نظر برای همسرم کم نذاشتم والبته همسرم کسی بود که از افرادی که که کارای مشابه کار الان خودشو انجام میدادن متنفر بود و حتی با دوستش برای همچین موضوعی مشاجره کرده و الان هم میگه منودوست داره ونمیخواد ازم جدا شه اما نمیتونه اون خانم رو هم فراموش کنه..من با اون خانم هم صحبت کردم اما
حاضر نشد که رابطشو با همسرم قطع کنه.. نمیدونم چیکار کنم،اگه از همسرم جدا شم میدونم که مشکلات زیادی واسه خودمو پسرم بوجود میاد و از طرفی هم نمیتونم با این شرایط ادامه بدم،خواهش میکنم کمکم کنید.. اگه امکانش هست ایمیل منو بذارید دوستان هم ببینن و نظر بدن با تشکر

 

جواب:

سلام

اگر تهدید همسر به جدایی یا گفتن به خونواده اش اثر داره و به جدایی کشیده نمی شه، می تونید این کار رو بکنید تا بلکه رهاش کنه اما اگر یکی از دو راه یعنی طلاق یا ساختن با وضع فعلی در جلوی شما است، چاره ای نیست جز اینکه در این زندگی بمونید و اون زن رو از زندگی شوهر بیرون کنید چون طلاق خسارتش برای شما و فرزندتون بسیار بیشتره و اصلا به صلاح شما نیست

البته منظورم از بیرون کردن اون زن این نیست که بخواید با عصبانیت و بد خلقی و بدرفتاری شوهر رو وادار به قطع رابطه کنید بلکه منظورم اینه که سعی کنید از راه تحویل گرفتن همسر و گرم کردن زندگی کاری کنید که تدریجا از اون زن کنده بشه، بخاطر اینکه شدت عمل شما با همسر اثر عکس داره و اونو بیشتر به سمت اون زن می بره

پس گرچه سخته اما سعی کنید وضع فعلی رو به عنوان انتخاب بد میون بد و بدتر قبول کنید و امیدوار باشید که با رفتار مناسب بتونید همسر رو از منجلابی که گرفتارش شده بیرون بکشید

ارتباط همسر با دختران دانشجو

مشاوره خانواده : ارتباط همسر با دختران دانشجو

سلام
مدت 4 سال است که ازدواج کردم از هفته دوم عقد متوجه شدم که همسرم همچنان با دخترهایی که می شناخته ارتباط داره و این موضوع منو خیلی اذیت می کرد.همسرم تمایلی برای بردن من نشان نمیداد که البته مادرش هم مقصر بود همسر من تنها فرزند مادرش بود و پدر و مادرش از هم جدا شده بودند.لازم به ذکره که همسرم موقع ازدواج 36 سال داشت و من 33 سال.خلاصه 6 ماه عقد بودیم و پس از یک مسافرت رفتیم خونه خودمون اما این وضعیت ادامه داشت تا اینکه ما بچه دار شدیم و همزمان همسرم دانشگاه قبول شد متاسفانه دانشگاهشون پر از دخترای ناجور است و ما هز هفته سر این مسئله باهم بحث می کنیم.همسرم ذاتا آدم چشم چرانی است.من چی کار کنم.لطفا پاسخم را در سایت بدهید من ایمیل ندارم.

جواب:

سلام

با توجه به اینکه چهار ساله این رابطه ها ادامه داره و همسر شما بنا نداره که ازش دست برداره کاری که شما باید بکنی اینه که اگر می تونی کاری کنی که از اون ارتباطات دور بشه اما اگر نمی شه لا اقل طوری رفتار نکنی که دخترها جای تو رو در دل همسرت بگیرن و سبب بشن که نسبت به تو سرد بشه و به سمت اونا بره

به عبارت دیگه شما به جای اینکه سعی کنی اون دخترا رو از همسرت دور کنی یه کاری کن که شوهرت رو ازت نگیرند یعنی اگر می بینی گیر دادن اثر نداره به جای اینکه بهش گیر بدی و بازخواستش کنی یا باهاش دعوا کنی کاری کن که از همه نظر یک همسر ایده ال براش باشی تا دلش به تو و زندگی با تو گرم باشه و از نظر ظاهر و ارایش و ارتباط زناشویی هم خوب تحویلش بگیری تا ارامش جنسی هم پیدا کنه تا شاید تمایلش نسبت به رفتن به سمت دخترا کمتر بشه

اگر این طور رفتار کنی ممکنه که نتونی از ارتباط با دخترا دورش کنی اما لا اقل موجب می شی که اون دخترا نتونن همسرت رو ازت بگیرند

موفق باشید

نامزدم چت نامشروع می کنه

نامزدم چت نامشروع می کنه!

اشکان

با سلام. لطفا در مورد مشکلم که در زیر اوردم کمکم کنید در ضمن در صورت امکان برای مشکل منم یک پست قرار بدید.
من با دختری یک سال دوست بودم و ما در مورد ازدواج و آینده صحبت می کردیم. اواخر دوران نامزدیمون از طریقی متوجه شدم نامزدم در زمان دوستیمون با یک نفر ارتباط تلفنی داشته و پس از مدتی تمومش کرده خیلی بهم ریختم اما بخودم گفتم این اشتباهش در عوض اشتباهات من قبل از دوستیمون و چون دوسش داشتم ادامه دادم. بعد از نامزد شدنمون من حدود 6 ماه تمام وقت کار میکردم و وقت کمی داشتم از طرفی نامزدم و خانوادم با هم مشکلاتی داشتن و هر چند وقت یبار دعوا داشتیم با هم سر رفتارای خانوادمون نه به خاطر خودمون. اینقدر من از نظر روحی اذیت شدم که یک هفته قبل از عقد به نامزدم گفتم تو نمیتونی با خانوادم و شرایط من کنار بیای بیا ادامه ندیم برو دنبال زندگیت ولی بازم اصرار کرد که من دوستت دارم و میخوام پیشت بمونم.بعد که دیدیم منو دوست دارم گفتم ارزششو داره سختی ها تحمل کنم و پاش وایسادم. حدود دو هفته از عقدمون گذشته بود که متوجه شدم نامزدم چت میکنه با ادامای مختلف اون هم نه چت معمولی بلکه سکس چت. البته اون نمیدونه که من کنترلش می کنم. بازم کلی داغون شدم گفتم شاید بخاطر کم توجهی های منه بهش بیشتر خوبی و توجه کردم یمدت گذاشت کنار چتو اما متوجه شدم تا یه مدت من سرم شلوغ بشه و براش کم وقت بزارم میره سراغ چت جدیدا چت معمولی میکنه. الان 6 ماهی است که میدونم چت میکنه اما بروش نیاوردم شاید درست شه سعی کردم بیشتر توجه کنم بهش اما این موضوع ازارم میده که آیا اصولا زنی که تا چند روز کم محلی دید میره سراغ دیگران ارزش گذشت و فداکاری رو داره؟؟؟؟ در ظاهر هی میگه من بهت وفادارمو عاشقتم و از این حرفا الان دیگه به هما حرفاش شک دارم. لازمه بدونید من بخاطر کارم خیلی در معرض تماس با دخترا هستم بخدا از روزی که نامزد کردم یه نگاه چپ به هیچ دختری ننداختم که به زنم خیانت نکرده باشم اما این شده جوابم!!! میخوام طلاقش بدم چون دیگه بهش اعتماد ندارم. آیا میشه با زنی که تا یه مشکل پیش میاد میره پیش مرد دیگه زندگی کرد؟آیا اگه بهش بگم میدونم چت میکنه و ازش بخام تمومش کنه کاره خوبیه؟ یا اینکه دیگه بهش اعتماد نکنم؟

جواب

سلام
جناب اشکان با توجه به مطالبی که بیان کردید خوشبختانه شما در عمل کردتان موفق بوده اید دلیل موفقیت تان این است که ایشون چت سکسی را کنار گذاشته و به چت معمولی رو آورده این می تونه یه نکته مثبت باشه و نوید بخش ترک این کار مذموم باشه لذا بهتره شما به همین روشی که اتخاذ کرده اید ادامه بدید و از بیان این مسئله خودداری کنید چون اگر این مسئله را به ایشون مطرح کنید تنها کاری که ممکنه انجام بده مخفی کاریه وی ممکنه بعد از اینکه فهمید شما از ماجرا خبر دارید کاراشو با دقت بیشتری انجام بده و سعی کنه رد پایی نذاره تا شما را متقاعد کنه که ترک کرده بلکه حتی اگر این کار رو هم نکنه ممکنه شما اطمینان نکنید و فکر کنید که داره مخفی کاری می کنه
نکته بعدی اینکه شما سعی کنید از لحاظ 
عاطفی و جنسی(در حد دوران عقد)  بیشتر بهش برسید و از کارهای روزانه خود بکاهید و فرصت با هم بودن را بیشتر کنید تا ایشون از نظر عاطفی سیراب شوند در عین حال به پیشرفت کار هم توجه کن و ببین آیا از کم وکیف چت کردن اش کم میشه یا خیر البته فکر نکن یه روزه ترک کنه چون این کار هم یه نوع اعتیاده که متأسفانه خانمتان به ان مبتلا شده و در واقع به یک عادت تبدیل شده هر چند هیچ لذتی هم براش نداشته باشد
نکته آخر اینکه همزمان با انجام نکات ذکر شده سعی کن ایشون را از محیط هایی که به اینترنت و ماهواره و… دسترسی داره باز داری و این کار رو رویه زندگی اینده ات هم قرار بدی لکن نباید مسئله را تابلو کنی و ایشون بفهمه که شما از قضیه بویی بردید بلکه با آرامش و متانت و از باب دل سوزی باید وارد بشی و از خودت شروع کنی مثلا بگی که من با محیط مجازی خوش نیستم چون می ترسم مرا نسبت به خانمم سرد کنه به همین خاطر دوست دارم خانمم هم همین طور باشه

عشق جان فرسا

مشاوره : عشق جان فرسا

سلام

امیڈوارم از طریق شما از این احساس جان فرساکه یک سال و نیم هست بیخیال من نمی شه رها بشم. وارﺩ ﺩانشکاه که شدیم از قبلش به خوﺩم مطمئن بوﺩ که آﺩمی نیستم که بایک نگاه عاشق بشم واسه ازﺩواجی که زمانشو بعﺩ از اتمام کارشناسی ارشﺩ گذاشته بوﺩم و ملاک های سختی هم واسه خوﺩم ﺩاشتم.ولی ﺩو ماه که از وروﺩم به ﺩانشگاه گذشت یه ﺩختر تمام معاﺩلات منو بهم زﺩ و من بی احساس منطقی که واسه هر کارش ﺩلیل می خواست.اسیر احساسی کرﺩ که فکر شبو و روز منو خراب کرﺩ.هرچنﺩ این احساس کاملا هم بی ﺩلیل نبوﺩ.به خوﺩم گفتم این احساس زوﺩ گذره ، صبر کن تمام میشه میگذره ولی نشﺩ.ترم اول تمام شﺩ ترمی که هر روز ایشون رو میﺩیﺩم وکلاس مشترک ﺩاشتیم.با شروع ترم ﺩوم هیچ کلاسی با هم نﺩاشتیم به خوﺩم گفتم ﺩیگه پیروزم و این احساس تمام هست ولی نشﺩ نشﺩ نشﺩ. با شروع ترم سه از مهر امسال همه ی کلاس هام با ایشون مشترک هست هر روز میبینمشون و هر شب بی خوابی نا آرومی اسیری من بیشتر میشه. حتی یک لحظه چهره ی معصومش از ذهنم نمیره.سر کلاس ها به سختی تمرکزم به ﺩرس میره.من هیچ حرفی نسبت به احساسم به این خانم نگفتم تا فکرشون یه ذره هم مشغول نشه اگه من میسوزم بسوزم ولی این خانم أسیب احساسی نبیننﺩ.حالا از شما میخوام بگیﺩ کمکم کنیﺩ چه کنم تا از این حس رها شم.چه کنم چه کنم؟ چیکار کنم که فکر این خانم منو آراﺩ کنه.ببینیﺩ من میﺩونم الان سن ازﺩواجم نیست از همه مشکل هاش و راه و رسمش به خوبی آگاهم فقط می خوام از این حس رها شم آقای کریمی این دختر خانم بر حسب ظاهر میگم از نظر پوشش و حجاب و متانت و سر به زیری دقیقا چیزی هستند که من واسه ازدواجم ملاک بود.الان نمی تونم ازدواج کنم چون خانواده ام این بحث رو منتفی می دونند و درک نمی کنند که من به بلوغ فکری واسه ازدواج رسیدم.یه چیزی هم که شاید مفید باشه اینه که من الان خوابگاه هستم و شهر محل سکونتم با ایشون فرق داره یک مقدار بیرون از کلاس ها می توانم بیشتر تمرکزم را جمع کنم ولی درون کلاس ها کم هست.این احساس کمتر نشده و بیشتر هم شده.کمکی کنید من این احساس را بتونم فراموش کنم.داخل سایت هم بذارید نظر دوستان رو هم بدونم.اجرکم عندالله

جواب:

سلام

شما عاشق شدی و می خوای خودتو خلاص کنی اما اینو بدون که دلت تنها در صورتی ولت می کنه که از رسیدن به اون دختر نا امید بشه درست مثل کسی که نامزدش مرده و بعد مدتی فراموشش می کنه اما تا وقتی امید به رسیدن به او رو داره تو رو از کار و زندگی می اندازه پس تو به جایی باید برسی که دلت مطمئن بشه به او نخواهد رسید مثل اینکه مطمئن بشی طرفت نامناسبه یا اینکه یقین کنی ازدواج شما نشدنی است ولی تا زمانی که دلت قانع نشه که ازدواج شما ممکن نیست نمی تونه فراموشش کنه و تو هم در اذیت و ازار خواهی بود

علاوه بر اینکه اگر مساله این عشق رو حل نکنی و بعدا ازدواج کنی ممکنه عشق به همسرت تحت الشعاع این علاقه قرار بگیره و نتونی انچنان که باید و شاید عاشقش بشی و دائما خودتو ملامت کنی که چرا با او ازدواج کردی و در نتیجه زندگیت دچار مشکل بشه

بنابر این بهترین راه اینه که تکلیف این عشق رو روشن کنی به این معنی که همون کاری رو که الان درست نمی دونی انجامش بدی یعنی برای خواستگاری اقدام کنی و در نتیجه اگر دیدی که طرف تو رو نمی خواد یا اینکه مناسب هم نیستید یا خانواده ها مخالفند در اون صورت وقتی می بینی که این ازدواج عملا نشدنی است و دلت از رسیدن به اون دختر نا امید می شه و تدریجا به سمت فراموش کردنش می ره

شاید بگی که اگر قصه این طور نشد چی ؟ یعنی اگر به نتیجه رسیدم که طرف خوبه و ازدواج هم شدنی است چه کار کنم؟ در اون صورت که حتما نمی تونم فراموشش کنم

جوابش اینه که اگر همه چیز خوب بود و ازدواج هم امکان داشت خب ازدواج می کنی اخرش اینه که عقد می کنید و بعد که شرایط مالی جور شد تشکیل زندگی می دید

شاید بگی من هنوز سن ازدواجم نیست جوابش اینه که اگر سن ازدواجت نرسیده برای چی خدا حس عاطفی به جنس مخالف رو در تو بیدار کرده که این قدر اذیت بشی پس وجود احساس نیاز به جنس مخالف نشون دهنده اینه که از نظر خدا تو وقت ازدواجته پس این درست نیست که سنت رو برای ازدواج کم بدونی

 

نتیجه اینکه اگر می خوای کار یکسره بشه باید تکلیف این عشق رو معلوم کنی و در نتیجه بتونی فراموشش کنی یا اینکه ازدواج کنی اما اگر این کار رو نکنی دو پیامد منفی ممکنه در انتظارت باشه اول یک اذیت طاقت فرسا که از تلاش و فعالیت تو رو می اندازه و دوم اینکه احتمال به خطر افتادن زندگی اینده

در مورد اینکه گفتی خانواده ات ازدواج رو منتفی می دونن عرض می کنم شما ازدواج رو مطرح نکن بلکه اصل مشکل رو همون طوری که عرض کردم بیان کن یعنی بهشون بگو که عاشق شدی و مشاور گفته که تنها راهش اینه که دلت از رسیدن بهش نا امید بشه و ناامید شدن هم در گرو اینه که به خواستگاری بری تا در نهایت بفهمی که ایا این ازدواج شدنی است یا نه وگرنه ممکنه به پیامدهای منفیش دچار بشی

اگر این طور بگی احتمال موافقت اونا با اقدام بیشتر می شه منتها ممکنه اونا بگن الان وقت ازدواجت نیست که در اون صورت می تونی بهشون بگی اونی که وقتش نیست تشکیل زندگی است وگرنه عقد کردن و حلال شدن دختر و پسر مشکلی برای درسشون ایجاد نمی کنه پس می شه همراه ازدواج درس رو خوند و در موقعیت مناسب هم تشکیل زندگی داد

موفق باشید

ما به شما دختر نمی دیم

مشاوره ازدواج : ما به شما دختر نمی دیم

 

سوال:

سلام.

پسری هستم 23 ساله که بمدت 5 سال است به صورت علنی علاقمند دختر دایی خود که 1 سال از من کوچکتر است میباشم.5 سال پیش برای خاستگاری به منزل دختر دایی خود رفتیم ولی مادر ایشان به دلیل اینکه فامیل هستید دختر به شما نمیدهیم.گذشت و چون من بسیار به دختر دایی خود علاقه مند بودم،چندی بعد از خاستگاری با اون تماس گرفتم و رابطه برقرار کردیم.این را هم اضافه کنم دختر دایی من در شهرستانی زندگی میکنه که 400 کیلومتر با ما فاصله داره. و ما در این 5 سال به صورت تلفنی و اس ام اس و گاهی هم به صورت دیداری با هم رابطه داشتیم و بسیار به هم دلبسته شدیم.این را هم اضافه کنم که خانواده من از رابطه من با دختر داییم با خبر هستند و کلا موافق همه چیز هستند.من باا دختر دایی خود قرار گذاشتیم که بعد از چند سال دیگه به خاستگاریش برویم 2 باره و رضایت مادرش را بگیریم.بدون اینکه او به خانواده اش از رابطه مان بگوید.گذشت و کار رسید به همین چند وقت پیش که دختر دایی من خاستگار هایی که برایش میامد را به دلایل مختلف رد میکرد تا شرایط من محیا شود و دوباره به خاستگاری برویم.توی آخرین سری بلاخره مادر و خواهر بزرگترش از زیر زبوش میکشن و میگه که من پسر عمه رو دوست دارم.ولی به این صورت میگه که: پسر عمه بعد از اون قضیه خاستگاری چند سال پیش به من زنپ زدو گفت اگر من رو میخوای منتظرم بمون من چندسال دیگه میام خواستگاری. و از رابطمون اصلا حرفی نزده بود.خلاصه خانوادش مخصوصا مادرش به شدت مخالفت کرده بود که اصلا و ابدا به فامیل نمیدیم تورو.این رو هم اضافه کنم که بعد از اولین خاستگاری ما پسر داییش هم اومده بودن خاستگاریش که مادرش به همون بهونه فامیل بودن ردشون کرده بود.خلاصه ما چند روز پیش دوباره رفتیم خاستگاری و باز هم مادرش به شدت مخالفت کرد و دلیل مسخره فامیل بودن رو میگفت!حالا میخواستم شما راهنماییم کنید که چیکار کنیم برای به هم رسیدن ؟لطف کنید سریعتر جواب بنده رو بدید. باتشکر

 

جواب:

سلام

از قرار معلوم مشکل مادر دختر فکری است و فکر می کنه ازدواج فامیلی درست نیست و راه حل اینه که یا فکرش رو عوض کنی یا اینکه این قدر محترمانه اصرار کنی که مجبور بشه قبول کنه و در این زمینه هم خودت می تونی باهاش صحبت کنی و هم پدر مادرت و دیگر بزرگان فامیل رو راضی کنی که باهاش صحبت کنند و خلاصه اگه اون دختر رو می خوای باید یه جریان در این زمینه راه بندازی که بلکه تدریجا راضی بشه

در زمینه تغییر فکرش می تونی اولا: سعی کنی دلایلش رو رد کنی و ثانیا: به نظر پزشکی در این مورد استناد کنی که با ازمایش می شه معین کرد که ازدواج فامیلی در مورد هرکس خطرناکه یا نه و لذا پزشکان در صورت تایید ازمایش، ازدواج فامیلی رو رد نمی کنند ، و ثالثا بگی : تعدادی از علما حتی ازدواج فامیلی رو مستحب می دونن و رابعا اینکه: از محسنات ازدواج فامیلی اینه که شناخت درش بیشتره اما فرد غریبه ممکنه بخاطر عدم شناخت بد از کار دربیاد و بعدا زندگی دخترتون دچار مشکل بشه

اگه از این طریق راضی نشد می تونی از راهکار دوم که وادار سازی به رضایت دادنه استفاده کنی

اولین قدمی که هر دوی شما باید بردارید اینه که علاقه تون به همدیگه رو به اطلاع مادرش برسونید و هردوتون باید محکم بگید که با غیر دیگری ازدواج نخواهید کرد

پسر خاله ام زود رنج و دمدمی مزاجه

مشاوره ازدواج : پسر خاله ام زود رنج و دمدمی مزاجه

 

سوال:

سلام

پسرخاله ام بهم ابراز علاقه کرده حدود 2سال هم با خانوادش مطرح کرده و اونها با خانواده من ولی خانوادم وخودم چندین بار بهش جواب منفی داده ایم ولی دلیل میخواهن و راضی نمیشن و دوباره موضوع را مطرح میکنن از ااونجایی که اونها توی یه شهرستان دیگری زندگی میکنن دلیل اوردیم که باید در شهر خومون زندگی کنم حال اونها قبول کردن اینجا زندگی کنیم ولی الان همه چیز پسر را قبول دارم جز بعضی رفتارهایش -زودرنج بودن دمدمی مزاج بودن- وخانواده اش هم از جمله مادرش دهن بین واخلاقهای خاص دارند حال نمیدانم آیا باید از این رفتارهایش چشم پوشی کنم و جواب مثبت بدم یا ممکنه بعدازدواج نتونم کنار بیام خواهش میکنم کمکم کنید. البته مادر وپدرم هم فقط از همین رفتارهایش میترسن ولی کلا مخالف نیستن

 

جواب:

سلام

نقاط ضعف اخلاقی رفتاری که در طرف مقابل هست دو صورت داره اگر طرف شدید و غیر قابل تحمل باشه باید طرف رو رد کرد اما اگر معمولی و قابل تحمل باشه رد کردن طرف درست نیست بخاطر اینکه هیچ کس بی عیب نیست و با هرکس ازدواج کنی بعض نقاط منفی رو داره که باید تحملش کنی منتها فرقش اینه که ممکنه ندونی و ازش اطلاع نداشته باشی و به همین خاطر فکر کنی غریبه بهتر از پسر خالته

در صورتی که ممکنه پسر خاله ات بهتر باشه بخاطر اینکه نقاط ضعفش رو می دونی و باهاش کنار میایی و ازدواج می کنی اما کسی که غریبه است و فامیل نیست تو شناخت زیادی در موردش نداری لذا بعدا که نقاط ضعفش رو می بینی به هر حال مجبوری بخاطر زندگیت تحمل کنی هرچند که نقاط ضعفش از پسر خاله ات بیشتر باشه

پس فکر نکن خواستگار غریبه از فامیل بهتره چون فامیل هرچه که باشه شناخته شده است و اطلاعات زیادی در موردش داری و با چشم باز در موردش می تونی تصمیم بگیری اما غریبه هندونه در بسته است و ممکنه اون طور که انتظار داری نباشه

پس اگر پسر خاله ات از نظر فکری اعتقادی اخلاقی رفتاری خوبه و مناسب تو است و فقط نقاط منفی رو که گفتی داره در صورتی که برات برات قابل تحمله و می تونی اونو با توجه به مجموع نقاط قوت و ضعفش قلبا به عنوان همسر قبول کنی در این صورت بهش جواب مثبت بده و اینو بدون که اگر با پذیرش عیوب او و خانواده اش وارد زندگی بشی تدریجا خودتو با شرایط موجود وفق می دی و حساسیتت کم می شه علاوه بر اینکه می تونی راههای برخورد مناسب رو هم پیدا کنی و در نتیجه نقش منفی اون موارد در زندگیت بسیار کم خواهد شد

عاشق دیگریست

مشاوره ازدواج : عاشق دیگریست

سوال:
سلام
من 2ماه نامزد كردم متوجه شدم نامزدم قبلا عاشق دختر دیگه ای بوده البته خواهرش بدون اطلاع به خواستگاری امد و اون نتونسته بگه كه كس دیگه ای رو سراغ داره وحالا نسبت به من سرده ایا ادامه رابطه لازمه؟من دوسش دارم ایا امكان داره به مرور زمان فراموشش كنه؟

جواب:
سلام
باید دید که سردی ایشون در چه حدیه یعنی ایا هیچ حسی به شما نداره یا اینکه داره ولی کمه به این معنی که ایا یک علاقه حد اقلی به شما به عنوان همسر اینده داره یا نه؟ اگر هیچ علاقه به شما نداشته باشه ازدواجتون می تونه ریسک داشته باشه خصوصا اگر امکان رسیدنش به اون دختر هم وجود داشته باشه چون ممکنه علاقه به شما در دلش ایجاد نشه و زندگیتون به مشکل بخوره

البته اگر عقد شده اید در این صورت به راحتی نمی شه گفت جدا بشید بلکه باید تا جایی که می شه سعی کنید که همسرتون به شما علاقه مند بشه یعنی شما با استفاده از لباسها و رفتارهایی که او دوست داره و همچنین جذابیت جنسی تلاش کنید که دل ایشون رو به سمت خود بکشید چون جذابیت جنسی زن در جلب محبت مرد به او نقش اساسی داره و اگر زن خوب از این نظر مرد رو راضی کنه عشق مرد به او دو چندان خواهد شد اگر این کارها رو کردید و یک مقدار علاقه ایجاد شد می تونید ادامه بدید و امیدوار باشید که علاقه ایشون به شما بیشتر خواهد شد اما اگر در نهایت نتونستید موفق بشید و هیچ گونه علاقه در همسر ایجاد کنید ادامه دادن ممکنه براتون مشکل ساز بشه

اما اگر نسبت به شما علاقه  همسرانه داشته باشه منتها علاقه اش کم باشه در این صورت می شه امیدوار باشید که تدریجا این علاقه زیاد بشه خصوصا اگر امکان رسیدنش به اون دختر هم وجود نداشته باشه بنا بر این ایشون باید برای زیاد شدن علاقه اش به شما تلاش کنه