چرا بعد ازدواج با قبلش فرق میکنه ؟

چرا بعد ازدواج با قبلش فرق میکنه ؟

 

سوال:

سلام

من همه سایت رو تقریبا نکات مهمش رو خوندم و الان خیلی گیج شدم چرا قبل از ازدواج دختر باید بر خلاف میلش به پسری که دوستش داره بی محلی کنه تا اون پسر طالب ازدواج باهاش بشه ؟ چرا بعد از ازدواج دختر باید اونقدر بیش از توانش محبت کنه یا حتی از خیانت مرد بگذره ؟ یعنی همه روحیات مردها با یک امضا برای ازدواج عوض میشه ؟ مگه زنها شخصیت ندارن از خودشون که همش باید فیلم بازی کنن ؟ نمیشه من خودم باشم و کسی منو بخواد ؟من دوست ندارم برای کسی فیلم بازی کنم و از این کار متنفرم … محبت الکی برای جلب رضایت شوهر …..بی محلی الکی برای بدست آوردن عشق ؟؟؟؟!!!!!
من دوست دارم خودم باشم آیا باید همیشه تنها بمونم بخاطر اینکه میخوام خودم باشم ؟
اگر کسی منو میخاد باید بخاطر خصوصیات منحصر بفرد من پا جلو بزاره نه بی محلی های من !!!!
پس چرا تو خارج یک مدت با هم زندگی میکنن بعد ازدواج میکنن ؟(البته من خودم شخصا به خاطر اعتقاداتم این شیوه رو قبول ندارم) ولی مگه مردای اونور با اینور ذاتشون فرق داره ؟ یا ذات مردهای ایرونی فقط اینجوریه ؟ تا بهشون محبت میکنی فکر میکنن خبریه و طاقچه بالا میزارن؟؟؟
من الان یک مدتی با یک آقایی دوستم و دوستیمون پاک بوده و داریم برای ازدواج همدیگرو میشناسیم ولی دیگه از دستش خسته شدم چون از وقتی مطمئن شده که خیلی دوستش دارم و علی رغم اینکه از نظر تحصیلی و یک سری چیزهای دیگه از من پایین تره بدم نمیاد باهاش ازدواج کنم رفتاراش عوض شد و تغییر رویه داد (چند بارم بهم گفته تو این دوره و زمونه دیگه شوهر گیر نمیاد !!!که وقتی دید خاستگار دارم دهنشو بست و نشست سرجاش )و هروقت که بهش ابراز علاقه کردم گستاخ شده البته ابراز علاقه 2 طرفه بوده و من طالب نشدم و الان هم دیگه تصمیم گرفتم که ولش کنم اصلا خیلی سرد شدم با این کاراش حالا به نظر شما اگر مردی دختری رو واقعا دوست داشته باشه و پسندیده باشه برای ازدواج و در کنارش خیلی هم مغرور و لجباز و یکدنده باشه آیا با اینکار برای ازدواج اقدام میکنه یا کلا به خاطر کل کل و غرور کاذبش میره دنبال کارش ؟ سوالم رو به بحث هم بذارید که نظر دوستانم رو هم بدونم باتشکر از سایت خوبتون

 

جواب:

سلام

علت اصلی مشکل دخترایی مثل شما اینه که دلتون از عقلتون جلوتر حرکت می کنه اخه کدوم عقلی می گه که دختر اول عاشق بشه و بعد طرف رو برای ازدواج راضی کنه عقل می گه باید برعکس عمل کرد یعنی اول اصل ازدواج مسلم بشه و بعد عاشق بشن به این صورت که به جای دوست شدن به طرف بگه اگر منو می خوای به خواستگاریت بیا و اگر اومد و خونواده ها هم موافقت کردند و ازدواج حتمی شد اونوقت می شه عاشق شد و عشق هم در این صورت ضرر نداره و لازم هم نیست که دختر بر خلاف میلش بی محلی کنه اما حالا که اشتباه رفته باید ضررش رو هم تحمل کنه

در مورد شما هم که گفتی دارید هم رو برای ازدواج می شناسید عرض می کنم اشتباه شما این بوده که رابطه شما زیاد طول کشیده و شما دلبسته شدی و توجه نکردی که این رابطه برای اشنایی است نه عشق و عاشقی و بعدشم توجه نکردی که این رابطه به معنی ازدواج نیست و ممکنه طرفت نظرش عوض بشه و تو رو نخواد و از اینا گذشته از کجا معلوم که خونواده ها موافقت کنند لذا بدون توجه به این موارد دلت خیال کرد که ازدواج مسلمه و عاشق شد و گیر افتادی

پس اگر تن به چنین رابطه ای نمی دادی هم عاشق نمی شدی و هم احترامت به جا بود و لازم نبود که منت پسر رو بکشی که برای ازدواج بیاد و هم لازم نبود که علی رغم میلت بی محلی کنی پس بدون که خودت اشتباه کردی و این راه حل رو بخاطر اشتباه خودته که باید انجام بدی

البته یه احتمال دیگه هست که ایشون از اول برای ازدواج نیومده باشه یا اینکه بعدا نظرش عوض شده باشه بخاطر اینکه اگر کسی برای ازدواج جلو بیاد وقتی می فهمه طرفش دوستش داره به جای اینکه عقب نشینی کنه بیشتر شائق می شه که برای ازدواج اقدام کنه پس احتمالا ایشون از اول هم قصد ازدواج نداشته یا اگرم داشته بعدا قصدش منتفی شده لذا من به شما توصیه می کنم که برای بیشتر سبک نشدن این رابطه رو کلا تموم کنی و دیگه از طریق رابطه به سمت ازدواج نری تا دوباره گیر نیفتی

تصور هم نکن که همه مردها بعد ازدواج روحیه شون عوض می شه و از زنشون زده می شن چون اگر علاقه بین زن و شوهر وجود داشته باشه هیچ وقت به طرفش بی محلی نمی کنه که لازم باشه طرفش محبت زیادی کنه

بعدم ما نگفتیم زنی محبت الکی به شوهرش کنه بلکه می گیم طوری رفتار کنه که اون دوست داره بخاطر اینکه نتیجه رفتار مناسب زن به خودش برخواهد گشت یعنی وقتی زنی شوهرش رو خوب تحویل می گیره اظهار علاقه مرد به زن بیشتر می شه و این اظهار علاقه زن رو راضی خواهد کرد

در مورد اینکه گفتید ما می گیم به شوهر خیانت کار محبت کنه عرض می کنم منظور ما اینه که با این کار ممکنه بتونه دل مردش رو به سمت خودش بکشه تا سمت فرد دیگه نره

اینم که نمی گیم طلاق بگیره بخاطر اینه که طلاق بیشترین خسارت رو برای زنهای مطلقه داره و بسیاریشون تا اخر عمر باید مجرد بمونن

موفق باشید

دوستیمون فقط یه دوستی اجتماعی بود !

دوستیمون فقط یه دوستی اجتماعی بود !

 

با سلام و عرض خسته نباشید

از حدودا 2 ماه پیش به علت مسائل درسی و مشترک بودن موضوع پایان نامه رابطه ام با یکی از همکلاسی های آقا بیشتر شد و به صورت تلفنی و پیامک یا در محیط دانشگاه با هم درباره مسائل درسی صحبت میکردیم ولی ایشون 2 هفته پیش مستقیما گفتن که از من خوششون میاد و پیشنهاد دوستی دادن (دوستی کامل) که من قبول نکردم و گفتم در حد دوست اجتماعی باشیم که ایشون قبول کردن و خیلی کم در حد پیامک درباره مسائل روزانه رابطمون بیشتر شد.ایشون در شهر دیگه ای زندگی میکنن و بیشتر با پیامک با هم در تماسیم اما از 4 روز پیش  پس از اینکه نتایج امتاحانا رو اعلام کردن وایشون خیلی موفق نبودن و بعد از جواب ندادن به چند تا پیام و خاموش کردن گوشی براشون ایمیل زدم که نگرانتون هستم و ایشون اینطوری جواب دادن

 

salam khanom mohandes.mer30 az inke negaranam bodi .khili khili mamnon vali haghighatesho bekhay man aslan ahle rabete o dosti nistam va aslan doste khobi vasaton nemitonam basham/va dost nadaram vabastegi beinemon pish byad va baese narahati beshe vase hamin benazaram faghat dar had hamin rabete hamkelasi behtare.etefaghe khasiam ke beinemon

nyaoftade ke bekhaim narahat bashim/mazerat.bye

بعد از این ایمیل درباره مسائل درسی اون شروع به ایمیل فرستادن کرد ولی گوشیش همچنان خاموش هست

پاسخ

از صحبت های شما معلومه که بعد از اون مدت رابطۀ معولی که با هم داشتید شما به ایشون وابسته شدی و احتمالا خواستی با قبول درخواست دوستی اجتماعی این رابطه قطع نشه. به مرور این وابستگی شما بیشتر شده و بعد از اینکه ایشون کلا رابطشو قطع کرد دوست نداشتی این اتفاق بیفته. از اون جا که معمول رابطه های خانوم ها به قصد ازدواجه و دوست ندارن مورد سوء استفاده قرار بگیرن ظاهرا شما هم با همین قصد جلو رفتی. ولی ایشون هیچ حرفی از ازدواج مطرح نکرده و همون طور که گفتی بعد از مدتی، همون رابطۀ دوستی اجتماعی رو هم به هر دلیلی قطع کردن. این کار ایشون جدای از اینکه نباید از اول درخواست دوستی کامل رو مطرح می کرد، درسته، و دلیلی هم که آورده منطقیه؛ چون بعد از مدتی که رابطه بین دختر و پسر ادامه پیدا کنه، دو طرف به هم وابسته میشن و اگه این رابطه منجر به ازدواج نشه برای اینکه همدیگه رو فراموش کنن  باید رنج زیادی رو متحمل بشن؛ مخصوصا دختر.

لذا اگه ایشون قصد  ازدواج داشت، حتما پیگیر میشد و اقدام می کرد. حالا که رفته، شما نباید از این کار ایشون ناراحت باشی و بلکه باید خدا رو هم شکر کنی که قبل از اینکه وابستگی بیشتر بشه و یا اینکه رابطه از این حدی که بوده فراتر بره، همین جا تموم شده. علاوه بر این، برای اینکه شما از این دلبستگی جدا بشی، باید همین رابطه درسی رو هم که با ایمبل اتفاق میفته رو قطع کنی و ظاهرا هر چند موضوع بایان نامتون یکیه ولی لزوم چندانی نداره گه با ایشون رابطه تو ادامه بدی. اگر هم ضروریه، این رابطه رو به حد اقل برسون و سعی کن با زودتر تموم کردن بایان نامه، به این رابطه خاتمه بدی تا رنج دل کندن از اینی که هست سختر نشه.

خیلی به همسرم شک دارم

مشاوره خانواده : خیلی به همسرم شک دارم

 

سوال:

سلام

خیلی به همسرم شک دارم همش دنبال موقعییتم که موبایل و ایمیلشو چک کنم ساعت کاری ما تا 4.5 هست ولی همسرم تا 7 و 8 می مونه همش با خودم میگم الان داره چیکار میکنه داره چت میکنه یا داره تلفنی صحبت می کنه از این فکرا دارم دیوونه میشم بعضی وقتا تصمیم می گیرم میکروفون بخرم بذارم زیر میزش ببینم چیکار میکنه ولی نمیتونم پیدا کنم خیلی مراقب تلفونشه یه بار نگاه کردم همه رو پاک میکنه هر جا میره با خودش میبره حموم هم میره یه دفعه سرک میکشه که ببینه من نگاه میکنم یا نه لطفا راهنماییم کنید

 

جواب :

سلام

شما دنبال این هستید که بفهمید شوهرتون با زن دیگه ای رابطه داره یا نه؟ من عرض می کنم فکر نکنید که اگه حقیقت رو بفهمید الزاما وضع بهتر می شه چون بر فرض که متوجه بشید اون با زن دیگه رابطه داره نتیجه اش اینه که زندگیتون به اختلاف شدید کشیده می شه یا اینکه ازش جدا می شید

شاید بگید کار درست همینه چون اگر فهمیدم شوهرم با زن دیگه رابطه داره باید ازش جدا بشم در جواب عرض می کنم یک زن تنها در صورتی باید از همسرش جدا بشه که اون مرد اهل رابطه نادرست بوده باشه و بنا هم داشته باشه که کارش رو ادامه بده اما در صورتی که اون مرد مقید و متدین باشه و سابقه رابطه خلاف رو هم نداشته باشه و ناخواسته – مثلا بخاطر شیطونی یک زن- درگیر رابطه شده باشه در این صورت زنش به جای اینکه ازش دور بشه بهتره یه کاری کنه که شوهر از اون زن کنده بشه و به سمت او برگرده

شاید بگید هرچند این طور هم باشه این مرد به درد زندگی نمی خوره من عرض می کنم در صورتی حرف شما درسته که این رابطه ناخواسته سبب خراب شدن مرد شده باشه یعنی طوری  شده باشه که اگه این رابطه تموم بشه سراغ دیگری خواهد رفت ، اما اگه خودشم قلبا ناراحت باشه به طوری که بعد قطع رابطه تصمیم نداشته باشه که رابطه برقرار کنه در این صورت می شه برای ادامه زندگی بهش اعتماد کرد

بنا بر این اگر همسر شما ادم مقیدیه و قبل ازدواج هم اهل رابطه نبوده و اگر رابطه ای در کار باشه احتمال میدید علی رغم خواست خودش در گیرش شده، در این صورت فعلا در پی کشف علت این رفتارهاش نباشید سعی کنید بوسیله بالا بردن جذابیت خودتون دلش رو به سمت خودتون بکشید تا از اون فرد احتمالی کنده بشه

در این مرحله حتی اگر مطمئن هم شدید که اون رابطه داره نباید بدونه که شما می دونید چون تا اینو نفهمیده راحت تر رهاش می کنه چون می ترسه شما بفهمید و براش شر درست بشه لذا بی سر و صدا تمومش می کنه

به همین خاطر در کنار جذب همسر گاهی هم بهش غر بزنید که چرا مخفی کاری می کنه و اگرم توجیه کرد قبول کنید اگه این کار رو بکنید اون بخاطر اینکه نفهمید رابطه اش رو تدریجا تموم می کنه

پس اگه شوهر شما اهل این حرفا نبوده و احیانا گرفتار شده با استفاده از دو عامل جذابیت و ترس او درمانش کنید

اما در صورتی که تقیدات مذهبی همسر شما ضعیفه و قبل ازدواج هم اهل رابطه بوده و حدس می زنید که اگه رابطه ای باشه ادامه دار خواهد بود در این صورت لازمه که مساله رو روشن کنید منتها قبل از اینکه خودش اعتراف کنه که رابطه داره یا اینکه دلیل قطعی محکمه پسند پیدا کنید منزل رو ترک نکنید و به دیگران هم اطلاع ندید بخاطر اینکه اگه بعدا بفهمید اشتباه کردید یا نتونید ارتباط رو ثابت کنید همین کارهای شما به ضرر شما خواهد شد چون اون می گه با این کارهات ابروی منو بردی و ممکنه طلبکار بشه و شما هم به عنوان تهمت زدن به شوهر سر افکنده بشید و دیگه کسی حرفتون رو در زمینه ارتباط نادرست شوهر قبول نکنه

برای شفاف شدن مساله می تونید قدم به قدم پیش برید در مرحله اول به وضع فعلی معترض بشید و ازش بخواید که شفاف سازی کنه و علت این رفتارهاش رو توضیح بده در این مرحله می تونید از اهرم احساسات استفاده کنید تا اونو وادار کنید که حرف بزنه و اگر جواب نداد یا توضیحش قانع کننده نبود، در مرحله بعد با بزرگترهاش مثل پدر و مادرش مطرح کنید و به عنوان اینکه کارهای مشکوک می کنه از اونا بخواهید که باهاش صحبت کنند

این دو مرحله رو انجام بدید و بر اساس نتیجه ای که به دست میاد تصمیم به ادامه کار بگیرید و اگه ندونستید چه کنید بفرمایید تا راهنماییتون کنم

موفق باشید

دوست دختر داره

مشاوره خانواده : دوست دختر داره

 

سوال:

سلام

مدت چند ماهه عقد کردیم متوجه شدم همسرم به تازگی با یه دختر دوست شده می خوام ازش جدا بشم به نظر شما کار درستیه

 

جواب :

سلام

تصور می کنم اینکه تصمیم به جدایی دارید علتش اینه که فکر می کنید همین که شوهر شما با دختری دوست شده دیگه شما رو نمی خواد و اونو جای شما توی دلش نشونده

در صورتی که اصلا این طور نیست چون پسرا در این زمینه با دخترا فرق دارن طبیعت دخترا اینه که وقتی به کسی دل می بندند کس دیگه ای رو نمی بینن و چشم و دلشون رو به روی هر پسر دیگه می بندند اما طبیعت پسرها این طور نیست اونا می تونن که به همسرشون عشق بورزند اما در عین حال با دختر دیگه هم رابطه داشته باشن
به عبارت دیگه دخترها وقتی ازدواج می کنن در دلشون رو  به روی هر پسر دیگه می بندند اما پسرها اصلا این طور نیستن و تمایلشون نسبت به دخترای دیگه از بین نمی ره علتشم اینه که دخترا عمدتا عاطفی هستن و عاطفه وحدت طلبه ولی پسرها عمدتا جنسی هستند و کشش جنسی تکثر طلبه یعنی ذاتا می تونه به چند نفر هم تمایل داشته باشه مگر اینکه ایمان به خدا تقوای الهی اونو از این کار باز داره

به همین خاطر وقتی پسر ارتباط پیدا می کنه دلیل بر این نیست که با همسرش مشکل داره یا می خواد اونو ول کنه یا جای اون بنشونه بر خلاف دختر که بیش از یک نفر کسی در دلش جا نمی گیره

پس وقتی پسر رابطه برقرار می کنه بخاطر لذت کلامی یا دیداری جنسی است اما هیچوقت نمی خواد که اونو جای همسرش قرار بده در صورتی که دختر وقتی می فهمه که شوهرش دوست دختر داره اونو به خودش قیاس می کنه و فکر می کنه همه چیز تمومه و اون پسر از او بریده و به اون دختر دل بسته

من نمی خوام بگم این کار شوهرتون درسته بلکه شرعا حرامه اما اون طور هم که شما فکر می کنید فاجعه بار نیست و این طور نیست که فکر کنید حالا که رابطه داره دیگه شما رو نمی خواد پس نباید فکر کنید همه چیز تمومه و تنها راه باقی مونده جدایی است بلکه این رابطه رو مثل گناهان جنسی دیگه از قبیل دیدن فیلم سکسی ببینید و عکس العملتون هم در این مورد هم مثل گناهان دیگه باشه و سعی کنید اونو از این کار باز دارید نه اینکه تصمیم به جدایی بگیرید چون وقتی شوهر شما اصلا قصدنداره کس دیگه ای رو جای شما قرار بده و حد اکثر اینه که قصد لذت از اونو داره همون طوری که قصد لذت جنسی از یه فیلم یا عکس رو داره ، چرا به گناهی که قصدشو نکرده باید مجازات بشه پس جدایی در این موارد مجازات برای گناهیه که انجامش نداده  چون اون اصلا قصد جایگزین کردن دیگری رو به جای شما نداره

پس بهترین کار اینه اگه می تونید این رابطه رو اثبات کنید باهاش صحبت کنید و از این کار منعش کنید و در صورتی که اثر داره از اهرم دینی استفاده کنید و اگر اثر نداره از راه تهدید به لو دادن رابطه به خانواده یا تهدید به طلاق استفاده کنید

بعد از قطع رابطه برای اینکه چنین کاری تکرار نشه سعی کنید که از همه لحاظ خصوصا رابطه زناشویی تحویلش بگیرید و بهش برسید تا زمینه رفتن سراغ غیر شما در او کم رنگ بشه و احساس نیاز به غیر شما پیدا نکنه

موفق باشید

 

چیزی ازش ندیدم اما بازم بهش شک دارم

مشاوره خانواده : چیزی ازش ندیدم اما بازم بهش شک دارم

 

سوال:

سلام

با سلام و تشكر از شما من خانمی هستم متاهل چیزی كه ازش می ترسم اینه كه در غیاب من شوهرم زن بیاره خونه من خیلی می ترسم با اینكه می دونم شوهرم مرد خوب و متعهد و با ایمانیه ولی می ترسم تا حالا سابقه ای نداشته فقط یكبار چند سال پیش دیدم كه تمامی اس ام اس هاشو پاك كرده و این تو ذهن من مونده كاش همون موقع ازش دلیل كارشو می پرسیدم
گاهی دوست دارم پیش خانوادم بمونه شوهرم تهران كار می كنه و بعضا به من اجازه می ده كه شهرمون بمونم از اینكه شوهرم تنهاست می ترسم یه چیز دیگه اینكه من و شوهرم قبل از ازدواجمون با هم دوست بودیم و رابطه فیزیكی هم داشتیم خودمون صیغه خوندیم البته ما مدت 3سال قبل از ازدواج با هم بودیم تا درس شوهرم تمام شد و كار پیدا كرد تو این مدت هم هیچ چیزی ازش ندیدم و همون موقع كه ازدواج كردیم هر دوتامون بخاطر این كارمون توبه كردیم شوهرم مرد خانوادست تحصیل كرده با ایمانه ولی وقتی ازش دور میشم می ترسم دست خودم نیست حساس شدم از بس كه می خونم مردا به زناشون خیانت می كنن می ترسم خواهش می كنم راهنماییم كنید من هم دوست دارم گاهی پیش خانوادم باشم ولی شوهرم نمی تونه خیلی مرخصی بگیره لطفا خواهش می كنم زود جوابمو بدین

 

جواب:

سلام

شما با وجود اینکه از شوهرتون چیزی ندیدید بهش شک دارید و عمده علتش هم طبق حرفای خودتون اینه که بسیار در نوشته ها می خونید که مردها به همسرشون خیانت می کنند وگرنه خودتون هم می دونید که پاک کردن اس ام اس در چند سال پیش دلیل بر چیزی نیست

در مورد خیانت مردان به زنان باید عرض کنم اولا : لازمه بدونید ما در کشورمون 17 میلیون مرد متاهل داریم و از این تعداد عده بسیار کمی شون سراغ غیر همسر می رن پس نباید بگید تعداد مردان خیانت کار زیاده ثانیا: اونا هم که سراغ غیر همسر می رن معمولا بی علت نیست و یه مشکلی دارن مثل اینکه همسرشون ارضاشون نمی کنه یا اینکه خودشون ناتوانی جنسی دارن یا اینکه هرزه هستند و اهل ارتباط با زنها و دخترهای نامحرمند یا اینکه اهل دیدن فیلم و عکس مستهجن و ماهواره و چشم چرانی هستند که در نتیجه به رابطه حرام کشیده می شن و…

پس وقتی کسی هیچ کدوم اینا رو نداره دلیلی نداره که سراغ غیر همسر بره البته نمی گم احتمالش منتفی است و غیر ممکنه چنین کاری رو بکنه اما عرض من اینه که وقتی دلیلی نیست نباید به احتمال خیانت توجه کرد، وگرنه مثل کسی می شه که همه احتیاطها رو کرده اما بازم می ترسه که بچه اش رو به مدرسه بفرسته بخاطر اینکه نکنه زیر ماشین بره یا خطر دیگری اونو تهدید کنه، یا اینکه همه نوع لباس گرم پوشیده اما بازم در زمستون می ترسه سرما بخوره و از منزل بیرون نمیاد یا اینکه با وجودی که احتیاط می کنه از خیابون عبور نمی کنه چون می ترسه که ماشین بهش بزنه یا اینکه علی رغم اینکه احتیاط می کنه بخاطر اینکه می ترسه تصادف کنه اصلا رانندگی نمی کنه

پس می بینید اگر قرار باشه ادم به صرف اینکه احتمال خطر هست، بترسه، باید زندگیش رو تعطیل کنه و حتی ازدواج هم نکنه بخاطر اینکه احتمال خیانت نسبت به همسر هیچوقت به صفر نمی رسه پس کسی که از احتمال ضعیف بی دلیل هم می ترسه باید دور ازدواج رو هم خط بکشه

نتیجه اینکه: احتیاط شرط عقله و اگر انسان دلیلی بر خطر دید باید بهش توجه کنه ولی اگر دلیلی نبود عقل می گه که بدون ترس اقدام کن وگرنه باید اصل کار رو تعطیل کنی

در این مورد خاص هم که شما می ترسید شوهرتون خیانت کنه عقل می گه اگر دلیلی بر این مطلب دارید بهش توجه و پیگیری کنید اما اگر دلیلی ندارید و صرفا احتمال می دید بی خودی زندگیتون رو با یک احتمال بی پایه خراب نکنید و با ترستون خوشی زندگی رو به تلخ کامی مبدل نکنید

و اینم بدونید که اگر همین طور ادامه بدید و هی بترسید اون قدر توهمات بر شما غلبه می کنه که بدبینی به همسر در رفتار و گفتارتون با همسر نمود پیدا خواهد کرد و یواش یواش اون می فهمه که بهش شک دارید و سر کوچکترین چیز با هم دعواتون می شه و تدریجا دلاتون از هم دور می شه و بعد یه مدت می بینید که با دست خودتون زندگیتون رو نابود کرده اید پس جا داره که تا زندگیتون نابود نشده از توهم خیانت همسر دست بردارید

موفق باشید

از یه دختر حمایت می کنه

مشاوره خانواده : از یه دختر حمایت می کنه

 

سوال:

سلام

من و نامزدم 8سال باهم دوست بودیم وهمدیگر را خیلی دوست داریم مشکلی که هست از زمان دوستیمون همسرم با دختری آشنا شد که خانواده درست نداشت و همسرم او را کاملا حمایت میکند و مواظب اون دختر است ولی علاقه و دوست داشتنی بهش ندارد ولی دختره خیلی او را دوست دارد و میدونه که من و همسرم چقدر بهم وابسته ایم دختره به تازگی عقد کرده ولی هنوز با همسرم رابطه داره و من از این موضوع خیلی عذاب میکشم هرچی به همسرم میگم رابطه قطع بکنه میگه نمیتونم پشت اش خالی بکنم و حمایتش نکنم به من میگه بی خیالش شم و به فکر نکنم اصلا همچین دختری وجود دارد که اعصابم بهم نریزد ولی من نمیتونم چیکارکنم با دعوا وقهر و ابراز محبت همه جوره صحبت کردم ولی فایده ای نداشته همسرم میگه دلیلی نداره چون ازدواج کرده دیگه حمایتش نکنه تورو خدا کمکم کنید ما همدیگر را خیلی دوست داریم وهیچ مشکلی به غیر از این نداریم

 

جواب:

سلام

اگر همسر شما بهش علاقه نداره و فقط بهش کمک می کنه دلیلی نداره که شما نگران باشید اینم که می گید اون دختر همسر شما رو دوست داره در صورتی که علاقه اش بخاطر این باشه که حمایت کننده اوست اشکالی نداره خصوصا که اون دختر الان ازدواج کرده و دلش رو به همسرش داده چون معمول زنها علاقه همسرانه به بیشتر از یک نفر پیدا نمی کنند پس اگر اون دختر به شوهر شما علاقه همسرانه داشت دل به کس دیگه نمی داد و همسرش نمی شد در نتیجه نگرانی شما الان باید کمتر از قبل ازدواجش باشه یعنی اگر اون دختر تا قبل ازدواج با همسر شما ارتباط نادرستی نداشته احتمال ایجاد این رابطه بعد ازدواجش بسیار کمتره

البته تمام این حرفها در صورتیه که بین شوهر شما و اون دختر هیچ رابطه نادرستی حتی نگاه و صحبت گناه الود نباشه ولی اگر نگاه و صحبت گناه الود داشته باشن احتمال اینکه حتی به رابطه بدنی کشیده بشه هست پس اگر شوهر شما اهل این نوع رفتارها نیست بدونید که نگرانی شما خصوصا با توجه به این که اون دختر ازدواج کرده بی جا است

البته برای اینکه خیالتون راحت بشه کارهایی می تونید بکنید مثل اینکه به همسرتون بگید : تمام ارتباط هاش رو با اون دختر شفاف کنه و علنی انجام بده تا در معرض تهمت قرار نگیره یعنی ابایی نداشته باشه که دیگران خصوصا شما و همسر اون دختر بدونند که رابطه این دو نفر در چه زمانهایی و به چه صورته و محتوای ملاقاتها هم معلوم باشه که چه چیز گفته می شه

یا اینکه ازش بخواید خودش رابطه مستقیم با اون دختر نداشته باشه و این ارتباط رو از طریق شما انجام بده به این معنی که اون دختر نیازهاش رو به شما بگه و شما هم به اطلاع شوهر تون برسونید و نتیجه رو هم شما به اون دختر بگید و اگر نمی شه بعض اوقات این کار رو به شما واگذار کنه

موفق باشید

شوهرم با دخترای همکلاسی رابطه صمیمانه داره

شوهرم با دخترای همکلاسی رابطه صمیمانه داره
سوال:
سلام
راستش یه چند وقتی می شه که می خوام با یک نفر که متوجه می شه در مورد مشکلم حرف بزنم تا اینکه با شما آشنا شدم راستش من و همسرم 2 سال هست که عقدیم فکرهامون خیلی فرق می کنه اون درون گراست و من برون گرا و اون فقط فکر و کارهای خودش رو درست می دونه من اگه بخوام بهش اعتراضی بکنم دعوامون می شه ، همسرم الان داشجویه و محیط کلاسشون اینطور که خودش می گفت دخترای خوبی نداره یکسال قبل متوجه شدم با یکی از دخترای دانشگاه اس ام اس می ده و داره براش کار پیدا می کنه وقتی دیدم قضیه اس ام اس به زنگ کشیده شد نگران شدم و باهش دعوا کردم و اون گفت دیگه تکرار نمی کنه  حدود 3 ماه قبل هم همینطور بدون دعوا خواست از هم جدا بشیم دلیلش هم این بود که می گفت نمی تونه یک زندگی تشکیل بده من  موافقت کردم ولی بعداً خودش پشیمون شد و منم خیلی خوشحال دیگه می ترسیدم کاری بکنم که اون ناراحت شه تا اینکه هفته پیش دوباره فهمیدم بایک دختر دیگه رابطه ای صمیمانه تر از قبل با دختر همکلاسیش داره و من نمی دونم باید چی کار کنم از طرفی از جدایی می ترسم و از طرف دیگه نمی تونم باهش خوب رفتار کنم ؟؟
لطفا بگین جواب رو چطور می دین
ممنون
جواب:
سلام
شما باید ریشه این رفتار همسرتون رو پیدا کنید که چرا به سمت اونها کشیده شده و باهاشون رابطه صمیمانه برقرار می کنه
درون گرائی و برون گرائی در حد کم چیزی نیست که باعث اختلاف بین دو نفر بشه البته اگه بر فرض طوری باشه که مثلا شما دوست داشته باشین تفریح و یا دیدن فامیل برین ولی اون نخواد و دوست داشته باشه که بشینه خونه و این مساله هم زیاد تکرار بشه و هیچ کدوم از طرفین هم کوتاه نیان با تکرار در طولانی مدت ممکنه باعث اختلاف بشه پس اگر اختلافتون این قدر نیست معلوم می شه مشکل جای دیگه است
شما می گین که دوست ندارید اون سمت دخترهای همکلاسی بره ولی فکر می کنم مشکل این باشه که شما عملا با رفتارتون  اونو به طرف اونا هل می دید چرا که انسان معمولا اون جائی می ره که براش جذابیت داشته باشه ولی تصور می کنم رفتار شما احتمال محیطی ناخوشایند براش درست کرده البته من نمی گم که همه اش هم به شما بر می گرده ولی شاید شما با رفتارتون تشدیدش می کنید پس شما باید طوری رفتار کنید که اون رو جذب خودتون کنید و این هم نیاز به مهارت و هم کمی گذشت داره
اما در مورد اینکه شما دو سال هست که عقدین خب فکر می کنم که زمان عقدتون طولانی شده مخصوصا اگر رابطه زناشوئی هم نداشته باشید که در این صورت تمایل همسرتون به دختران دیگه طبیعیه چرا که نه تنها از رابطه با شما ارضا نمیشه بلکه بخاطر محدودیت روابط احساس می کنه براش تکراری شدید چرا که مردها بر خلاف زنها نیاز جنسی براشون بسیار مهم تره یعنی شما ممکنه با دیدن و صحبت کردن نیاز تون رفع بشه ولی همسرتون نه
پس شما یا باید زود ازدواج کنید و برید سر خونه زندگی تون و یا در دوران عقد از نظر روابط با هم محدودیتی نداشته باشید تا چسب دل شوهر تون به شما زیاد بشه

امان از دخترای همکارمون

مشاوره خانواده : امان از دخترای همکارمون

 

سوال:

سلام

نامزد من مرد خوبیه و همدیگه رو خیلی دوست داریم ولی دختر های همکارامون خیلی بهش نزدیک میشن و خود شیرین بازی جلوش در میارن که منو زجر میده و و من هر چی به نامزدم میگو ضایعشون کن میگه دور از ادبه .میگه من همین که کم محلی کنم بسه نمیتونم چیزی بگم .به نظرتون برخورد من باید چه جوری باشه ؟متاسفانه هر هفته چند روز مجبوریم اونا رو ببینیم با هم .

 

جواب:

سلام

ارتباط خیلی صمیمانه و زیاد نزدیک شدن زن ها به مرد خصوصا غیر مجرد درست نیست چون دل انسان دست خودش نیست و اگر گیر افتاد کار مشکل می شه، من نمی گم اون دخترا قصد بدی دارند و شما هم نباید نسبت به اونا فکر بد کنید اما بخاطر اینکه نکنه یه وقت دل طرفین به صورت ناخواسته تحت تاثیر قرار بگیره جا داره که یه طوری اون دخترا رو از این کارهایی که می کنند باز دارید و در این جهت می تونید کارهای زیر رو انجام بدید:

اول : به نامزدتون بگید که وقتی اونا شوخی می کنند باهاشون همراهی نکنه یا یه جورایی کم محلی و بی توجهی یا سکوت کنه تا بفهمن که از رفتار اونا ناراحته و دست بردارند

دوم : خود شما می تونید با رفتار و یا گفتار کنایه امیز یا عدم توجه به شیرین کاری اونا بهشون نشون بدید که از رفتار و گفتارشون ناراحت هستید و اگر شفاهی نمی شه می تونید این کار رو کتبی یا با اس ام اس انجام بدید

سوم : از فرد سوم مثل مسئولین اداره یا همکاران اون دخترا بخواید که بهشون تذکر بدن

اگه هیچ کدوم از این راهها قابل انجام نبود بهشون اس ام اس بزنید و بگید که دست از رفتار نامناسب با فلان اقا بردارید چون این کار شما من رو ناراحت می کنه

موفق باشید

با یكی از همكارام رابطه دارم

مشاوره خانواده : با یكی از همكارام رابطه دارم

 

سوال:

سلام

چند ساله ازدواج کرده ام ولی همسرم رو دوست ندارم اما به علل شخصی نمی تونم ازش جدا بشم مدتی است كه با یكی از همكارام رابطه دارم.و احساس می كنم دوسش دارم و دوست داشتم با او ازدواج كنم.به من بگید چه كار كنم؟

 

جواب:

سلام

شما اشتباه بزرگی کردید که با غیر همسر رابطه برقرار کردید چون حتی اگر از همسر جدا بشید و با اون فرد ازدواج کنید یه نقطه منفی پیشش دارید که به همسر قبلی خیانت کردید و با کس دیگه رابطه برقرار کردید و ممکنه بعدا به شما بدگمان بشه و در نتیجه زندگیتون خراب بشه

بلکه حتی امکان داره اون بعد طلاق، اصلا حاضر به ازدواج با شما نشه یعنی با خودش فکر کنه شما که به همسرتون خیانت کردید فرد مناسبی برای ازدواج نیستید

بنا بر این در مرحله اول هرگونه رابطه دوستانه رو با او قطع کنید و در مرحله بعد با کمک مشاور سعی کنید مشکل زندگی تون رو حل کنید و اگر نشد، ازش جدا بشید و با هر کس که مناسب شما بود ازدواج کنید

موفق باشید

می خواد منو طلاق بده

مشاوره خانواده : می خواد منو طلاق بده

 

سوال:

سلام

شوهرم به خاطر عشقِ قدیمیش  مى خواهد زندگى منو  تموم كنه من خیلى براى زندگیم زحمت كشیدم نمیخوام از دستش بدم تو رو خدا کمکم کنید به خدا بچّه ام تازه هفت ماهش رو  تموم كرده اون خیلى کوچیکه نمیخوام بی مامان بمونه کمکم کنید

 

جواب:

سلام

سوالاتی در این زمینه هست که جوابش به حل مشکل کمک می کنه اما حالا که مساله کاملا روشن نیست خدمتتون عرض می کنم که وقتی همسر شما به صورت علنی می گه زن دیگه ای رو می خواد اگر در مقابلش بایستید و باهاش مخالفت کنید حد اکثر اینه که مهریه و سایر تعهدات مالی رو ادا می کنه و طلاقت می ده یا اینه اگر نداشته باشه ممکنه این قدر اذیتت کنه خودت راضی به طلاق بشی

بنا بر این می تونی در شرایط فعلی میون بد و بدتر بد رو انتخاب کنی و به جای مخالفت که بدتره و به جدایی منجر می شه تصمیم بگیری به صورت مقطعی باهاش موافقت کنی و بعدش با یه برنامه ریزی حکیمانه همسرت رو از چنگ اون زن دربیاری و دلش رو به سمت خودت برگردونی، پس در مرحله اول بهش بگی : حتی اگر با کس دیگه هم باشی من حاضر به جدایی نیستم و بعد روش برخوردت رو عوض کنی و سعی کنی حسابی از هر نظر – خصوصا از نظر جنسی- تحویلش بگیری تا رضایتش رو به دست بیاری

شاید بگی که من تحمل هوو رو ندارم و نمی خوام همسر دوم باشم جوابش اینه که نمی گم ازدواج با اون زن رو قبول کن بلکه منظورم اینه که در این فاصله که حرف طلاق تو و ازدواج با او رو می زنه این رفتار رو باهاش داشته باش تا بلکه اثر کنه و از اون زن کنده بشه و دوباره به طرفت بیاد اما اگر دیدی فایده نداره و نمی تونی اونو به سمت خودت برگردونی می تونی از طریق دادگاه حق و حقوقت رو ازش بگیری و بعد جدا بشی

موفق باشید