ندونستن گذشته اش منو ازار می ده

مشاوره ازدواج : ندونستن گذشته اش منو ازار می ده

 

سوال:

سلام

من 7 ماه پیش با خانمی که باهاشون فقط تلفنی از طریق کارم ارتباط داشتم آشنا شدم ، ولی همون ابتدا ایشون در مورد ازدواج صحبت کرد و منم بعد از اینکه چند بار ایشون رو دیدیم قبول کردم ، دختری فوق العاده کم توقع مهربون و با اخلاق و خونواده ای مومن داره ، خودش هم اهل نماز و با اعتقاد هستش ، بعد از گذشت 4-5 ماه با هم صمیمی شدیم و واقعا به هم علاقه مند هستیم ، این اواخر که همدیگرو دیدیم از نیازهای جنسی حرف زدیم و یکی دو بار هم با هم رابطه …. داشتیم ، اون به مسائل جنسی خیلی اهمیت میده و به این رابطه با من علاقه نشون میده ، البته نمیگم من نشون نمیدم و مخالفم ولی موضوعی که من رو شدید آزار میده گذشته ی اونه ، من چیزی ازش ندیدم و نشنیدم ولی میترسم خدایی نکرده قبل از من با پسری رابطه ی دوستانه یا رابطه ی …. داشته باشه ، ما همدیگرو خیلی دوست داریم ولی این موضوع بعضی وقتها باعث میشه سر کوچکترین مسئله من بد اخلاقی کنم در صورتی که به وفاداریش و اعتقاداتش و حجاب و پاکیش اطمینان دارم ، فقط ندونستن اینکه تو گذشتش چی بوده من رو آزار میده ، خواهش میکنم هر چه زودتر بهم جواب بدین و راهنماییم کنین

 

جواب:

سلام

گذشته طرف در صورتی مهمه که در اینده اثر بذاره مثل اینکه هرزه یا تنوع طلب شده باشه که در این صورت در اینده زندگی هم ممکنه سراغ رابطه نامشروع بره و این مختص رابطه هم نیست بلکه در مورد دیدن فیلم و عکس سکسی و چشم چرونی و خود ارضایی هم هست یعنی دختر و پسری که رابطه داشته اند یا پسری که اهل خود ارضایی یا دیدن عکس و فیلم بوده در صورتی که هرزه و تنوع طلب شده باشند باید طرفشون ردشون کنه چون بعد ازدواج بخاطر این کارها ممکنه زندگیشون به مشکل بخوره اما در صورتی که فرد مذهبی باشه تنوع طلب نشده باشه و بعضا به رابطه یا خلافهای جنسی دیگه الوده شده باشه و بعدا توبه کرده باشه و تصمیم گرفته باشه که این کارها رو تکرار نکنه، بعد ازدواج مشکلی برای زندگیش پیش نمیاد

شاید بگید: رابطه با خود ارضایی و دیدن عکس و فیلم فرق داره چون در رابطه پای فرد سوم در میونه و این احتمال که بعد ازدواج سراغ دیگری بره انسان رو به شدت ازار میده ، جوابش اینه که اولا: همون طوری که اشاره شد فرق هست بین کسی که هرزه و تنوع طلب شده و کسی که یکی دوبار به رابطه الوده شده و توبه کرده چون فرد دوم احتمال الودگیش -خصوصا بعد ازدواج که عشق و علاقه به همسر تمام وجودش رو می گیره- خیلی کمه البته به شرط اینکه ادم مقید و مذهبی باشه و از نامحرم حریم بگیره و ثانیا: رابطه ای خطرناکه که برای لذت جویی بوده باشه اما اگر کسی رابطه اش به قصد لذت جویی نبوده و بخاطر ازدواج رابطه برقرار کرده باشه می شه مطمئن بود که بعد ازدواج تن به رابطه با فرد دیگر نخواهد داد چون رابطه با غیر همسر قطعا لذت جویانه است و وقتی فردی قبل ازدواج تن به این نوع رابطه نده بعد ازدواج – که نیازهاش با همسر بر اورده می شه- حتما تن به چنین رابطه ای نخواهد داد

شاید بگید که از کجا معلوم اگر رابطه داشته به قصد ازدواج بوده جوابش اینه که : معمول دخترهایی که سالمند و تنوع طلب نشده اند این طورند یعنی فقط تن به رابطه با کسی می دن که می خوان باهاش ازدواج کنند بخاطر اینکه دخترها بر خلاف پسرها هستند یعنی پسرها ممکنه برای غیر ازدواج رابطه برقرار کنند اما دخترهای غیر هرزه معمولا این طور نیستند و در ارتباطات معمولا به ازدواج فکر می کنند و اگر هم احیانا از دستشون در بره و رابطه ای هم برقرار کنند به عنوان اینه که طرف همسر اینده شونه

بنا بر این رابطه ای که این دختر با شما برقرار کرده بخاطر اینه که شما رو همسر خودش می بینه نه اینکه صرفا بخاطر لذت جویی این کار رو کرده باشه پس وقتی مقید و مذهبی است و از نامحرم هم حریم می گیره می تونی مطمئن بشی که دختر هرزه و تنوع طلبی نیست و با کسی رابطه لذت جویانه نداشته و اگرم رابطه ای با کسی داشته در جهت ازدواج بوده که به جایی نرسیده و از هم جدا شده اند پس به طریق اولی بعد ازدواج با کسی رابطه نخواهد داشت

حرف اخر هم اینکه اگر تصمیم گرفتید ازدواج کنید هرگونه رابطه بدنی رو از این به بعد تا زمان ازدواج قطع کنید چون ممکنه سبب بشه شک شما نسبت به ایشون برگرده و از ازدواج منصرف بشید

موفق باشید

راحت در مورد رابطه جنسی حرف میزنه

مشاوره ازدواج :راحت در مورد رابطه جنسی حرف میزنه

 

سوال:

سلام

پسری 24 ساله هستم در دانشگاه بعد از 2 ترم دختری رو که از شانس هم محلیمونم بود تو راه دانشگاه دیدم ایشون علمی کار بردی بود من ازش خوشم اومد ولی جراتشو نداشتم برم جلو بهش بگم بعداز یه مدتی من این خانوم رو چند دفعه با پسر دیدم. ولی بعد از یه مدت نتونستم جلو خودم رو بگیرم رفتم باهاش حرف زدم بهش پیشنهاد دادم با هم آشنا بشیم چون خیلی دوستش دارم خودش گفت با 2 تا پسر دوست بوده ولی میگه رابطه جنسی نداشته بعدش گفت با یکی دیگه هم بوده من از این میترسم که قبلا با اونا رابطه ی جنسی داشته باشه من بهش پیشنهاد سکس دادم قبول نکرد ولی الان راحت در مورد سکس حرف میزنه یا اینکه تو اتوبوس خودش پیشقدم میشه که به هم دست بزنیم یا بوسم میکنه به بدن من دست میزنه من میخوام بگیرمش ولی میترسم قبلا رابطه جنسی داشته باشه با اون پسرا اگه اینجوری باشه نمیتونم باهاش ازدواج کنم چون خودم پسر پاکیم دختر ولی آرایش غلیظ میکنه موهاشم بیرونه البته تازگیا بهتر شده بخدا فکر اینکه قبلا با کسی بوده داره دیوونم میکنه چه برسه اینکه رابطه جنسی هم داشته باشه البته هرچی خدا بخاد همونه شما کمکم کنید بقیش با خدا بگید رابطه جنسی داشته یا نه

 

جواب:

سلام

من از غیب خبر ندارم که بدونم رابطه داشته یا نه بلکه از روی نشونه ها می تونم حدس بزنم لذا عرض می کنم اگر این دختر تقید مذهبی چندانی نداره و از کارهای قبلش پشیمون نیست با توجه به اینکه این قدر روی او بازه که غیر از راحت صحبت کردن در مورد سکس به بدن شما هم دست می زنه می شه حدس زد که رابطه بدنی و یا جنسی با پسرا داشته یعنی حیاء دخترانه او بخاطر ارتباطات گذشته از بین رفته

البته مهم تر از گذشته او اطمینان به اینه که در اینده به تو خیانت نخواهد کرد بخاطر اینکه یکی از دلایل لازم دونستن پاکی گذشته اینه که اطمینان کنی در اینده بهت خیانت نخواهد کرد وگرنه اگر گذشته خوبی هم داشته باشه در صورتی که اطمینان به اینده نداشته باشی ازدواجت ریسک داره البته اگر گذشته خوبی نداشته باشه اما طوری باشه که اطمینان کنی در اینده پاک خواهد بود این مساله قابل گذشته بخاطر اینکه خدا توبه پذیره و اگر کسی خطا رو کنار گذاشت و برگشت از گناهش می گذره و اونو پاک می کنه پس کسی که در گذشته ناپاک بوده اما واقعا توبه کرده و قابل اطمینانه نباید بخاطر گذشته اش ردش کرد

نتیجه اینکه می تونی از اطمینان به گذشته او صرف نظر کنی اما نسبت به اینده نمی تونی این کار رو بکنی و باید مطمئن بشی که در اینده پاک خواهد بود و اگر راهی برای اطمینان پیدا کردن به اینده نداری در صورتی که اونو بخاطر عشق قبول کنی ممکنه بعدا پشیمون بشی مگر اینکه اون بهت اطمینان بده که بعد ازدواج به تو وفادار خواهد موند و در این جهت قول بده که شفاف عمل کنه و هیچ کار مخفی از تو نداشته باشه و همچنین تضمین قانونی بده که اگر خلافش ثابت شد بدون اینکه مهریه ای طلب کنه خودش از زندگیت بیرون بره

اگر این کارها رو بکنه بعد ازدواج بخاطر شفاف و درست عمل کردنش اطمینانت بهش بیشتر می شه و زندگی خوبی خواهی داشت و اگرم خلافش عمل کرد طبق تضمینی که داده از زندگیت بیرون می ره

تمام اینا به شرط اینه که تو خسارت خراب شدن زندگی رو که برای تو و خانواده ات داره قبول کنی اما اگر اینو قبول نمی کنی در صورتی که نمی تونی بهش اطمینان کنی ردش کن

موفق باشید

چه طور می شه فهمید دختر دوست پسر داشته؟

چه طور می شه فهمید دختر دوست پسر داشته؟

 

سوال:

سلام

اقای کریمی سوال بنده اینه که چطور پسر ها میتونند بفهمند دختری رو که میخوان یا رفتن خواستگاریش دوست پسر داشته ایا بپرسیم میشه فهمید که معمولا ممکنه راست نگند و ایا تو تحقیق این موضوع مشخص میشه یا نه؟میخواستم راهنماییم کنید که چطور بفهمم دختری دوست پسر داشته ممنون  لطفا تو سایتم بذارید دوستان نظر بدن ممنونم.

 

جواب:

سلام

پسرا دوست دارن بدونن که طرفشون اهل رابطه بوده یانه اما باید بدونن یه فرق مهم بین رابطه دخترا با پسرا هست که ارتباط بسیاری از دخترا به قصد ازدواجه یعنی به امید ازدواج با پسرا دوست می شن اما بسیاری از پسرا بر عکسند و قصد ازدواج ندارند و نتیجه این حرف اینه که دوستی دختر به قصد ازدواج اگر به کارهای غیر شرعی کشیده نشده باشه نشونه احتمال خیانتش بعد ازدواج نیست چون وقتی ازدواج کرد زمینه دوستیش با جنس مخالف از بین می ره بخاطر اینکه دلیلی برای دوستی نمی بینه اما پسرا برعکسند اگر قبل ازدواج با کسی دوست بوده اند خطر دوستی و خیانتشون بعد ازدواج بیشتره مگر اینکه زن و شوهر تصمیم بگیرن که اهل چت و ماهواره و ارتباط صمیمانه با جنس مخالف نباشن که در این صورت درصد به خطر افتادن زندگیشون بسیار کاهش پیدا می کنه

پس اونی که بیشتر باید نسبت به رابطه طرفش حساس باشه دخترا هستند اما در حال حاضر برعکسه و پسرا بیشتر حساسند یک علتش هم اینه که پسرا دخترا رو با خودشون مقایسه می کنند و وقتی می بینند که خودشون بدون قصد ازدواج با دخترا دوست می شن تصور می کنند که دخترا هم همین طورند

لذا اولین جواب من به این سوال اینه که پسرا به صرف رابطه داشتن نباید دختر رو ناپاک بدونن چون ممکنه به خاطر ازدواج تن به رابطه اونم غیر گناه الود داده باشه لذا اگر فهمیدند دختری به قصد ازدواج رابطه داشته، نگن که دیگه تمومه و او ناپاکه بلکه اگر دیدند اهل ارتباطات دوستانه متعدد و یا رابطه گناه الود بوده و به عبارتی هرزه شده اونوقت ردش کنند

از این مطلب که بگذریم با توجه به اینکه ادعای پاکی دختر چیزی رو ثابت نمی کنه و اونا هم مثل پسرا ممکنه رابطه شون رو مخفی کنند و بلکه ممکنه مخفی کاری اونا به حدی باشه که در تحقیق هم چیزی معلوم نشه پس نتیجه این می شه که از این دو طریق اطمینانی به دست نمیاد پس باید سراغ راههای دیگه رفت

از راه اطمینان بخش که بگذریم راههایی هست می تونه دلیل حدسی بر پاکی دختر باشه:

اول اینکه: دختر تقیدات مذهبی داشته باشه چون کسی که مذهبیه احتمال اینکه رابطه نادرست برقرار کنه کمتره،

دوم اینکه: اون دختر بین اطرافیان و دوستانش به پاکی معروف باشه یعنی دوستان و اطرافیانش بگن که اهل ارتباط نیست

سوم اینکه : حجب و حیای رفتاری و گفتاری داشته باشه چون کسی که اهل ارتباط زیاد با پسرا باشه معمولا در برخورد و صحبت خیلی راحته و حتی ممکنه خیلی زود به سمت صحبتها و نگاههای جنسی بره و نسبت به تماس بدنی هم مشکل چندانی نداشته باشه البته در اینجا یک استثنا هست اونم اینه که دختر در خونواده ای بزرگ شده باشه که این مسائل درش حل باشه و اصلا این طور رفتارها بد شمرده نشه که در این صورت، صرف راحت برخورد کردن نشونه این نیست که اون دختر اهل رابطه با جنس مخالفه

پس با توجه به موارد فوق می شه حدس زد که ادعای پاکی دختر درسته یا نه

شاید به ذهن بعضیا برسه که می شه دختر رو امتحان کرد و از طریق ایمیل یا موبایل ناشناس بهش اس ام اس دوستانه داد و اگر جواب مثبت داد معلوم می شه که اهل دوستی با پسرا است جوابش اینه که این امتحان درست نیست چون ممکنه اون دختر به کسی که پیام می ده به عنوان کسی که می تونه باهاش اشنا بشه و ازدواج کنه نگاه کنه و به این علت جوابش رو بده پس این راه به جای روشنگری ممکنه گمراه کننده باشه و سبب بشه پسر مورد خوبی رو از دست بده

موفق باشید

قبلاً یه دوست پسر داشته و الان پشیمونه

قبلاً یه دوست پسر داشته و الان پشیمونه

 

با سلام

بنده قرار هستش که شهریور ماه با نامزدم عقد کنیم یه چیزی هست که خیلی من رو عذاب میده و زندگیمو جهنم کرده من هیچوقت در طول زندگیم یه دختر رو لمس نکردم ولی نامزدم وقتی که خیلی اصرار کردم درباره گذشتش بگه گفت قبلن یه دوست پسر داشته و اون ها همدیگه رو بوس کردن (لب گرفتن) و من مطمئنم که از این بیشتر نیست.. ولی خیلی عذابم میده .. هرچند که با من هیچوقت در طول این یک سال این کارا رو نکرده و میگه خیلی پشیمونه آیا این لب گرفتن خیلی کار بدیه ؟ یه چیز عادیه ؟ من هیچوقت سکس رو نمیبخشم ولی نمیدونم این لب گیری در چه حدیه لطفا کمکم کنید خیلی عذاب میکشم چون دیوانه وار عاشقشم

پاسخ

سلام

شما نباید با اصرار در مورد گذشته اش می پرسیدی که الان این وضعیتو داشته باشی مهم اینه که الان دختر پاکیه. اگه ایشون از کار گذشتش پشیمون باشه و توبه کرده باشه و شما هم بدونی که ارتباط با نامحرم براش عادی نشده که ظاهرا نشده، و مطمئن باشی که در آینده به تو خیانت نخواهد کرد در این صورت میتونید با ایشون ازدواج کنید. چون مهم اینه که بدونی که در آینده به شما خیانت نخواهد کرد

اما اگر نظرت این باشه که طرفت نباید به هیچ وجه اهل رابطه بوده باشه باید بدونی که نظرت درست نیست چون هر انسانی ممکنه تو طول زندگیش مرتکب اشتباهاتی بشه و اونی که مهمه اینه که به اشتباهش پی ببره و اون رو دیگه انجام نده. وگرنه این ایراد ممکنه به خودتم وارد باشه به دلیل اینکه خود شما گرچه تو این سالها با کسی رابطه نداشتی ولی ممکنه مرتکب خطا یا گناهی مثل نگاه به نامحرم و دیدن فیلم و عکس سکسی و یا خود ارضایی شده باشی و الان هم از کارهای گذشتت پشیمون باشی و توبه کرده باشی. پس اگر این طوره باید همون طور که انتظار داری طرفت به این موارد گیر نده تو هم از خطای او چشم پوشی کن و بدون که این کار نه تنها بد نیست بلکه اثر مثبت تربیتی هم داره. بنابر این بهترین برخورد اینه که این قضیه رو فراموش کنی و بعد از ازدواج هم تحت هیچ شرایطی به روش نیاری و سرزنشش نکنی چون وقتی توبه کرده خدا او رو می بخشه و پاک می شه و در این صورت وقتی خدا او رو پاک می دونه تو نباید بهش نسبت ناپاکی بدی

دوستام میگن عاشقته اما خودش خبر نداره!!

دوستام میگن عاشقته اما خودش خبر نداره!!

 

سلام

سلام من قبلا از تون سوال پرسیدم اما چون خیلی گذشته همه چیزا از اول میگم من یه دختر 23 ساله ام که از ترم 4عاشق پسری در دانشکدمون شدم البته همه چیز از طرف ایشون شروع شد من اصلا قبلش ایشونا نمیشناختم وچیزی که باعث شد بشناسمش رفتار خودش ودوستاش بود که تا منا میدیدن صداش میکردن اونم به من خیلی نگاه میکرد  هر جا بودم میومد اونجا، در حدی که تمام همکلاسیای پسر منم میدونستن منا می خواد،حتی دخترای کلاس خودشم فکر کنم این موضوعا میدونن چون قبلش رابطه یخوبی با من داشتن ولی 2-3 ترمه همش به من چپ میرن(دوستامم اینا تایید میکنن) در حدی که وافعا نمیدونم من چیکار کردم؟ الان ترم اخرم ویه درس مشترک باهاش دارم،اما از اول این ترم این آقا با یکی از همکلاسیای دخترش خیلی صمیمی شده قبلا اصلا به دخترای کلاسشون نگاهم نمیکرد ؟ تازه دختری که همه میدونن چند تا دوست پسر داشته.امروز دیدم داشتن تو دانشگاه باهم راه میرفتن دختره ام خیلی خوشحال بود،میخوام بدونم این آقا تازه بعد از8ترم فهمیده این خانوما دوست داره؟؟؟(این خانوم از نظر تیپ وقیافه ام از من پایین تره ،همه میگن) من می خوام فراموشش کنم خیلی داغونم اماخیلی زیادم دوستش دارم خیلی واسم سخته… از همه بدتر اینکه این آفا به همه گفته منا می خواد حس بدی دارم فکر میکنم آبروم رفته ، هر چند من حتی تاحالا باهاش حرفم نزدم ،و با هم کلاسیای خودمم خیلی به ندرت ،اونم وقتی مجبور باشم حرف میزنم،ممکنه بقیه راجع به من فکر بد کنن؟  چیکارکنم طور خدا راهنماییم کنید خواهشا جوابمم زود بدین، چرا پسرا انقدر راحت با احساسات یه دختر بازی میکنن بعدم عین خیالشون نیست یعنی عذاب وجدان نمیگیرن؟

پاسخ

سلام

دوستی یا حتی ابراز محبت یک پسر به دختر یا نگاه کردنش دلیل نمیشه که پسر قصد ازدواج با دختر داشته باشه ،چون خیلی وقتا پسر برای اینکه از چهره و قیافه دختری خوشش اومده سمتش میره اون هم فقط برای لذت ویا اینکه گاهی برای دست انداختن دخترها مخصوصا اگه اهل حیا باشه این کارها رو می کنن ویا نگاه می کنن و…

شما گفتی این آقا به همه گفته شما را دوست داره ،لازمه بگم که اگر به خودت هم می گفت دلیل بر این نبود که قصد ازدواج با شما را داشت همانطور که رابطه اش با اون دختر مورد نظر هم دلیل بر این نیست که به ازدواج باهاش فکر می کنه، در ارتباط های پسر و دختر ،هدف پسرا از دوستی در بسیاری موارد اصلا ازدواج نیست بر خلاف دخترا لذا اینکه میگی با احساسات شما بازی کرده نه اینطور نیست بلکه شما با چند نگاه و اشاره  و حرف اطرافیان فکر کردین که این پسر به ازدواج با شما فکر می کنه

عشق وعلاقه( احتمالا یکطرفه شما) قبل از عقد و ازدواج باعث می شه، انسان نقاط منفی طرفش را نبینه به همین جهت شما با وجود اینکه می دونید پسر مورد نظر با دختر دیگه ای صمیمی شده ،ولی هنوز به ایشون علاقه دارید.

در مورد آبرو عرض کنم ، چون تاحالا با ایشون ارتباط نداشتی دلیلی نداره که ناراحت باشی وقتی شما متین و با حجاب در جمع حاضر بشی دلیلی نداره که از آبروتون بترسید،فکر و حرف بقیه در مورد شما مهم نیست خصوصا که ایشون بی وفایی کرده و شما رو ول کرده.

برای اینکه اذیت نشی می تونی کلاستون را با پسر مورد نظر عوض کنی و توصیه می کنم بهش فکر نکنید و وقت و فکر خودتون رو صرف این مسائل نکنید ،افراد با ارزش دنبال این مسائل نمیرن کسی که به خودش اجازه میده دیگران رو حد اقل با نگاهش اذیت کنه ارزش فکر کردن نداره به اضافه اینکه اهل ارتباط هم هست و از هر چیزی که شما را به یاد ایشون میندازه فاصله بگیرید.

دوست ندارم آرایش کنه

دوست ندارم آرایش کنه

سوال :

سلام

من با یکی از دخترای کلاسمون آشنا شدم و می خوایم ازدواج کنیم ولی در بعض موارد اختلاف نظر داریم من دوست ندارم آرایش کنه ولی قبول نمیکنه و میگه تو عروسیا و مهمونیای بزرگ باید آرایش کنم ولی به خاطرتو جاهای دیگه آرایش نمیکنم همچنین می خواد بی حجاب در عروسی یکی از نزدیکانش شرکت کنه من بهش گفتم دوس ندارم  خیلی ازم خواسته راضی بشم ولی نمیتونم همینا باعث شده یه جورایی از گفتن به خانوادمون منصرف شیم ولی جفتمون دوس داریم این مشکلامون حل شه و باهم بمونیم حالا شما میگید چیکارکنیم


جواب :

سلام 
گفتید که دختری که می خواید باهاش ازدواج کنید علی رغم میل شما می خواد در بعض جاها ارایش کنه  و بی حجاب حاضر بشه و بقیه جاها هم بخاطر شما است که ارایش نمی کنه نه به خاطر دستور خدا نسبت یه حجاب 
پس تنها مانع او از بی حجابی و آرایش در جلوی نامحرم خواست شما است حالا سوال اینه که چه تضمینی هست  بعد ازدواج به انجام خواست شما تن در بده و هی نخواد براش استثنا قائل بشید 
بلکه من می گم حتی اگه شما محکم بایستید و او هم الان هم حرف شما رو قبول کنه و حتی در عروسی بی حجاب نره و در عروسی های دیگه هم ارایش نکنه بازم تضمینی نیست که بعدا از خواست شما سر باز نزنه چون ممکنه علت موافقتش با شما این باشه که فکر کنه اگه با شما مخالفت کنه شما ممکنه از ازدواج با او منصرف بشید
به نظر من شما وقتی با خونواده ها مطرح کنید که در حد و حدود حجاب و ارایش با ایشون به وحدت نظر فکری اعتقادی برسید یعنی این مساله با قرار داد و قبول اون توسط طرفین درست نمی شه 
اگه مردی نسبت به حجاب زنش حساس باشه ولی زنش اینو قبول نداشته باشه اگرچه زنش بگه طبق نظر تو عمل می کنم ولی چون قبول نداره تضمینی برای ادامه عملش وجود نداره و این ممکنه در اینده زندگیشون مشکل ساز بشه یعنی حرکاتی از زن سر بزنه که مرد رو دچار بی اعتمادی و بد گمانی به زن کنه که در این صورت اخرش معلومه چی می شه 
پس به طور جدی با ایشون صحبت کنید و ببینید که تا چه حد می تونید از نظر فکری در زمینه اعتقاد به حیطه پوشش و ارایش به هم نزدیک بشید و اگه در حد قابل قبولی هم نظر شدید اقدامات بعدی رو انجام بدید
موفق باشید

 

سریع حرف جدایی رو پیش میکشه

سریع حرف جدایی رو پیش میکشه
سلام

من حدودا 1 ساله که عقد کرده ام مشکلم اینه که وقتی با شوهرم حرفمون میشه سریع حرف جدایی رو پیش میکشه البته  بعدش پشیمون میشه و میگه فقط مرگ بینمون جدایی میندازه البته چند بار هم گفته به اصرار مادرش با من عقد کرده و بلافاصله هم گفته که خودش منو می خواسته  می ترسم بعد عروسی هم از این حرفا بزنه خواهش میکنم راهنماییم کنید

جواب : 
سلام 
شما می گید حرفای متناقض می زنه و می گه جدا بشیم اما بعدش میگه نه یا می گه نمی خواستمت مادرم اصرار کرد ولی بعدش می گه خودم خواستم 
چنین حرفهایی رو در اول ازدواج اگه یه فرد سالم که مشکل روحی روانی نداره و شوخی هم نمی کنه بگه معلومه که از چیزی ناراضاییه  چون کسی که تازه عقد کرده قاعدتا باید هرچه می گذره جذبه و کشش و وابستگی او به همسرش بیشتر بشه و اگه یه طوریه که ولو در بعض حالات اظهار می کنه که این زندگی رو نمی خواد معلومه که الان به علتی از وضع فعلی ناراضیه 
ممکنه بگید : علتش اینه که زنش رو از اول نمی خواسته چون خودش گفته که به اصرار مادرم تو رو گرفتم 
در جواب عرض می کنم حتی اگه بگیم واقعا این طور بوده و اولش مردد بوده و با اصرار مادرش قیول کرده ولی بالاخره که خودش خواسته البته خواستنی ضعیف ولی باید عرض کنم این چندان مهم و مشکل ساز نیست چون علاقه کم یا حتی تردید در انتخاب با روابط بعدی زن و شوهر کاملا قابل جبرانه یعنی در طی دوران عقد و ادامه زندگی این قدر جذابیت هست که می تونه حتی اگه علاقه ای نباشه اونو ایجاد کنه تا چه رسد به اینکه علاقه ای هرچند کم  وجود داشته باشه که کاملا می تونه تقویت بشه 
علتش هم اینه که عشق به همسر فقط عشق به ظاهر و صورت و حرفهای قشنگ نیست بلکه عشق به همسر برای هر کدومشون  در طول زندگی از زیبایی ها و جذابیتهایی که در افکار و رفتارها و گفتارهای او در شرایط مختلف زندگی می بینه حاصل می شه پس علاقه اصلی بعد ازدواج ایجاد می شه نه قبلش البته قبل از ازدواج زدگی از همسر نباید باشه که مشکل سازه 
شاید بگید حالا که علت نارضایتی فعلی شوهر ضعف علاقه اولیه نیست پس علتش چیه عرض می کنم به نظر من مهم ترین علت به نوع رابطه بین زن و شوهر برمی گرده که اگه در اون نقصی وجود داشته باشه و اصلاح نشه این دیگه جدا می تونه مشکل ساز بشه 
من به یه مساله مشکل ساز اشاره می کنم که شاید مورد شما هم ناشی از اون باشه 
در دوران عقد محدودیتهایی در زمینه رابطه بین زن و شوهر هست که  ممکنه باعث نارضایتی مرد بشه خصوصا اگه عقد از چند ماه بیشتر طول بکشه چون زن در دوران عقد با رابطه عاطفی می تونه راضی بشه اما مرد این طور نیست به دلیل اینکه جنبه جنسی او از عاطفیش جلو تره و وقتی نمی تونه در این دوران مثل بعد از عروسی رابطه کامل زناشویی با همسرش داشته باشه به همین خاطر یواش یواش روابط ناقص هم راضیش نمی کنه و یه نوع نارضایتی از وضع فعلی براش ایجاد می شه به طوری که در بعض اوقات دیده شده که رسما تقاضای جدایی می کنه اما همون ادم وقتی عروسی می کنه کاملا از زندگی اظهار رضایت می کنه چون به مقداری که می خواد می تونه بهره مندی جسمانی از رابطه با همسرش داشته باشه 
این مساله مهمیه که اگه بهش توجه نشه اختلافات دوران عقد تشدید می شه و بهترین راه در این صورت اینه که هرچه زودتر عروسی کنن و برن سر زندگیشون 
پس طبق اونی که عرض کردم به نظر من در زندگی بعد عقد شما مشکلی هست که همسرتون رو ناراضی می کنه و احتمال داره ناشی از  محدودیت روابط دوران عقد باشه که چاره اش هم عروسیه اما اگه علت نارضایتی همسر شما این نباشه باید با بزرگترا مشورت کنید و یا به مشاور رجوع کنید 
موفق باشید

 

بهش وابسته شدم اما اون انگار نه انگار


سلام 

الان 2ماهه که عقد کردم شوهرم دروغ های زیادی برای رسیدن به من گفته برام پول خرج نمی کنه و حتی می خواد چشمم رو که نیاز به عمل داره تا تو خونه بابام هستم عمل کنم به نظر من فقط پول بابامو می بینه و این موضوع منو آزار میده نمی دونم چرا بهم زنگ نمیزنه حتی بعد از گذشت چند روز هم اصلا حالی ازم نمیپرسه حالا من چیکار میتونم انجام بدم؟؟؟؟آخه ما آدما که از سنگ نیستیم!من بهش وابسته شدم اما اون انگار نه انگار !!! وسط راه گیر کردم موندم که جدا بشم یا نه منو راهنمایی کنید

ممنونم

جواب :
سلام
اگه قبل عقد بودید من یه جور دیگه می گفتم چون قبل عقد اخرش اینه که اگه به هم خورد کسی که دل بسته یه مدت ناراحتی می کشه و تموم می شه  اما بعد عقد بخاطر اینکه خسارت به هم خوردنش خصوصا برای دختر  و خونواده اش خیلی زیاده  پس لازمه تا جایی که می شه اشکالات رو اصلاح و زندگی رو درست کرد البته نه برای اینکه یه زندگی ایده ال و بی مشکل ایجاد بشه چون زندگی بی نقص اگه پیدا کردی سلام منو بهش برسون
پس اگه بخواید با این دید  وارد بشید باید بررسی کنید که با وجودی که هر دو نفر و خانواده هاشون هم رو پسندیدن چرا این مسائل اتفاق افتاده

در مورد دروغ گویی عرض من اینه که شایدش این بوده که پسر و خونواده اش می دیدن که دختر خوبه و خواستن به هر ترفندی حتی دروغ گفتن اونو بدست بیارن
شاید بگین که برای ثروت پدرم بوده من می گم چطور ممکنه یه پسر دختری رو نخواد و حاضر بشه بخاطر پول باباش یه عمر بدون علاقه با او سر کنه در حالی که این از هر عمل شاقه ای بدتره مگه پول چقدر ارزش داره که ادم خوشی یه عمر رو براش فدا کنه

در مورد اینکه گفتید می خواد تا منزل پدر هستید لیزیک کنید خب می شه گفت شاید به دلیل اینه که چون می دونه که بعد عروسی هزینه لیزر زدن به چشم شما رو نداره و روش هم نمی شه بگه که پول این کار رو ندارم پس این جوری عمل می کنه

در مورد این که می گید زنگ نمی زنه و اس ام اس نمی ده  هم عرض می کنم شاید کلا در ابراز علاقه سرد باشه و یا گرفتاری کاری داشته باشه که نتونه جواب بده نه این که علاقه نداشته باشه و یا شاید شما زیاد حساس هستید و توقعتون در این زمینه بالا است شایدم با دید منفی که این مدت ازش پیدا کردید مقداری رو هم که اظهار علاقه می کنه اصلا نمی بینید بلکه اصولا مردها فقط با کلامشون حرف نمی زنن بلکه با چشم و رفتارشون هم حرف می زنن و این زنها هستن که باید این نوع حرف زدن رو بفهمن
از اینا گذشته شاید همسرتون احساس نمی کنه که این مقدار ارتباط زنش رو راضی نمی کنه پس باید بهش تذکر داده بشه البته فقط از جانب شما اونم نه به صورت دستوری و تحکمی بلکه در یه محیط دلچسب زن و شوهری طوری که اون احساساتش جلب بشه و نیاز شما رو درک کنه
یه چیز دیگه هم در مورد دوران عقد هست که ارضای مرد با زن فرق داره ارضای زن در این دوران بیشتر روحیه و ارضای مرد جسمی و محدودیت رابطه در دوران عقد ممکنه مرد رو که نمی تونه اون طور که می خواد با زنش رابطه جسمی داشته باشه دچار زدگی از اون بکنه به این صورت که دیگه اون طوری که طرفش میومد و به نیازهای عاطفیش پاسخ می داد جواب نده
به هر حال همه اینا که گفتم احتمالاته که شاید درست باشه شایدم نه پس برای اینکه درستی و غلطیش رو بفهمید در قدم اول با توجه به حرفای من به فکرتون مراجعه کنید  البته با کنار گذاشتن دید منفی که الان دارید و علل مشکلات موجود رو بررسی کنید
در قدم بعد درباره مواردی که علت رو نفهمیدید یا فکر کردید کارش غلط بوده با شوهرتون صادقانه و صمیمانه و با دید اطمینان به حرفاش صحبت کنید و اگه علتهایی که می گه قابل قبول بود ادامه بدید و بپرسید از شما چه انتظاری داره و انتظارات خودتون رو بهش بگید خلاصه سعی کنید از نظر با هم قاطی بشید تا بهتر بتونید اونی که دیگری می خواد باشید
در مورد علاقه همسر به شما که از همه مواردی که گفتید مهم تره به یه نکته توجه کنید شاید شما ناخود اگاه شرایطی رو پیش اوردید که اون اظهار علاقه اش کم شده یعنی شاید بی تفاوتی او نسبت به شما عکس العمل شرایط محیطی خونه شما یا رفتارهای شما باشه این رو هم بررسی کنید

در نهایت عرض من اینه که تصمیم به جدایی رو وقتی بگیرید که دیگه هیچ راهی برای ادامه نمونده باشه
موفق باشید

پسر پایین تر از دختر

سلام

پسری به خواستگاری من اومده که از همه نظر مناسبه ولی تحصیلاتش از من کمتره تره و از نظر خونوادگی هم از ما پایین ترند به همین خاطر خونواده من مخالفن به نظر شما این ازدواج صلاحه و اگه صلاحه چطور  می شه خونواده رو راضی کرد؟

جواب :

سلام
در مورد سوال اول 
شما که آیا پایین تر بودن پسر از نظر مالی یا خانوادگی و همچنین تحصیلی برای ازدواج اشکال ایجاد می کنه یا نه عرض می کنم در متون دینی هم سطح بودن از نظر تحصیلی و مالی و خانوادگی از ملاکهای انتخاب همسر شمرده نشده و بلکه در بعض روایات اومده که هم شانی خانوادگی لازم نیست اون روایت اینه که فردی به رسول خدا ص عرض کرد ما کسی رو که نسبش از ما پایین تر باشه هم شان خودمون نمی دونیم و بهش زن نمی دیم فرمود  همین که  دختر و پسر با ایمان باشن هم شان هم هستن یعنی نیازی به هم شانی خانوادگی نیست

این از نظر دینی اما اینکه در شرایط فعلی لازمه یا نه عرض می کنم اگه به اشکالاتی که ممکنه هرکدوم از این موارد پیش بیاره توجه بشه و با چشم باز اقدام بشه انشا الله اشکالی پیش نمیاد
مثلا در مورد پایین تر بودن تحصیلات مشکلی که ممکنه بوجود بیاد اینه که زن تحمل نکنه و به خودش مغرور بشه و خودشو از مرد بالاتر بدونه و اون رو از نظر فکری پایین تر از خودش ببینه اما اگه به این توجه کنه که فهم بالا به تحصیل نیست بلکه هرچه کسی عالم تر باشه باید تواضعش بیشتر باشه وگرنه علمی که غرور بیاره در واقع جهله در این صورت مشکلی ایجاد نمی شه

همچنین در صورتی که پسر از نظر مالی و خانوادگی پایین تر باشه و دختر بخواد بهش فخر بفروشه که من پدرم چنین کرده و گربه فامیل من به تمام فامیل تو شرف داره و از این قبیل حرفها بزنه زندگی زود جهنم می شه اما اگه به این توجه کنه که این چیزها ارزش فخر کردن رو نداره چون به قول معروف به زیباییت نناز که به تبی بنده و به مالت نناز که به شبی بنده  یعنی توجه کنه که چیزهایی مثل زیبایی و مال موندنی نیست پس فخر کردن به اونا درست نیست و ملاک برتری به اینه که با وجود برتری بر دیگری تواضعش بیشتر باشه در این صورته که زندگیشون خیلی زیبا می شه

تازه در مورد تحصیل یه حرف دیگه هم هست اونم اینه که اصلا در شرایط خیلی پسرا که درس نخوندن نه بخاطر اینکه مثل دخترا کوشا نبودن بلکه موانعی که برای اونا هست برای دخترا نیست مثل اینکه باید سربازی برن و لازمه برای تشکیل زندگی اینده به کاری مشغول شن و در این مدت دختر خانمها با خیال راحت درسشون رو می خونن بعدشم می گن که شما تنبل بودید که مثل ما لیسانس نگرفتید در صورتی که این کمال بی انصافیه و اگه انصافش رو بخواید دیپلم یه پسر برابر لیسانس یه دختره چون سالها باید برای سربازی رفتن و پیدا کردن شغل و جا افتادن در اون شغل باید زحمت بکشه تا دختر خانم لطف کنه و به عنوان شوهر قبولش کنه

اما درباره سوال دومتون به اینکه اگه ازدواج اشکال نداره دختر چطور می  تونه خونواده اش رو راضی کنه عرض می کنم از دو جهت باید حرکتش رو برای کسب رضایت شروع کنه

اول از داخل خانه اونم به کسب رضایت پدر و مادر با صحبت خصوصی که دو حالت داره

اگه یکی از پدر یا مادر مخالفه باید سراغ موافق رفت و از طریق اون سعی کرد که موافقت دیگری جلب بشه

اما اگه هر دو مخالفن اول باید سراغ مادر رفت و چون روی پدر اثر گذاره

دوم از خارج خانه به اینکه ببینه کی روی پدر و مادرش اثر گذاره و حرفش رو می خونن و سراغ او بره و ازش برای راضی کردن اونا کمک بگیره

از طرف دیگه پسر هم نباید ول کنه و اگه دختر رو  می خواد باید این قدر باید اصرار کنه و واسطه بفرسته که قبول کنن و راضی بشن و حتی اگه به یه عبارتی موی دماغشون بشه هیچ مانع نداره

فکر می کنم تلاشهای هماهنگ و همزمان دختر و پسر سد مخالفت خونواده دختر رو خواهد شکست

موفق باشید  

چطور میشه اعتماد کرد؟

چطور میشه اعتماد کرد؟

سوال :

سلام

من یه دختر18ساله ام خواستگار دارم ولی خودم احساس میكنم حالا زوده همه بهم میگن سنم مهم نیست اگرموقعیت خوب باشه یواش یواش زندگی كردن یاد میگیری

با طرف مقابل صحبتی نكردم ولی نمیدونم چه جور سوالی باید بپرسم اگه راست نگه چی چه جوری میتونم با 1 ساعت 2 ساعت 3ساعت حرف زدن بهش برا یه عمر اعتماد كنم

ازطرفی هم می گم شاید به خاطر خود شخص من نیومدن بلکه به خاطر موقعیت خانوادگیمون می خوان بیان خلاصه خیلی دو دل شدم حالا قرار یه روز بیان ولی من نمیدونم چه جوری باید برخورد كنم یا چه جورسوالی بپرسم

جواب :
سلام
اینو بدونید خدایی که شرایط جسمی دختر رو اماده ازدواج می کنه حتما صلاحیت ازدواج رو هم به اون داده منتها در شرایط فعلی از یک طرف چون اموزشهای لازم برای ازدواج به دخترا داده نمی شه و از طرف دیگه هم سن ازدواج بالا رفته و دخترا می بینن که حتی دخترای بزرگتر از اونا هنوز مجردن به همین خاطر در دخترا این فکر پیدا می شه که سن 18 سالگی برای ازدواج زوده لذا مطمئن باشید سن شما برای ازدواج مناسبه و از این نظر تردید نکنید و بدونید اونا که گفتن سن مهم نیست و یواش یواش یاد می گیری درست گفتن
در مورد اینکه چه باید بپرسید که بتونید برای یه عمر زندگی به طرفتون اعتماد کنید عرض می کنم درسته باید اعتماد برای یک عمر زندگی پیدا بشه اما همه این اعتماد رو در گفتگوی دو نفره نمی شه بدست اورد چون گرچه سوال کردن مهمه اما برداشت برداشت کننده از جواب مهم تره یعنی یه ادم پخته از صحبتهای یک نفر ممکنه برداشتهایی رو بکنه یه ادم معمولی اصلا نتونه اون برداشتها رو بکنه
بنا بر این صحبت و سوال و جواب شما سر جای خودش اما برای ایجاد اعتماد کامل باید کارهای دیگه هم انجام بشه مثل تحقیق از محل زندگی و کار طرف مقابل و کسانی که اونو می شناسن در مورد افکار و خصوصیات اخلاقی و رفتاری اون همچنین صحبت اطرافیان شما با اون چون تحقیق و صحبت بزرگترها با اون خیلی چیزها رو می تونه معلوم کنه و به شما کمک کنه که تصمیم درست بگیرید
صحبت بزرگترها با طرف رو دست کم نگیرید این رو از من به عنوان فردی که سنی ازش گذشته قبول کنید که اونی که جوون تو اینه می بینه پیر تو خشت خام می بینه یه ادم پخته ممکنه چند کلمه حرف بیشتر نزنه و شاید اصلا هم حرف نزنه اما طرف رو بشناسه که چکاره است من کسی رو می شناختم که می گفت من هرکی رو یه مرتبه ببینم می شناسمش چه کاره است
پس شما نیاز به اعتماد دارید اما این اعتماد فقط از راه گفتگوی شما با طرف به دست نمیاد که نگران باشید
اما در مورد اینکه در زمان خواستگاری چه چیزهایی سوال کنید یا بهتره بگم چه چیزهایی رو مطرح کنید که هر دو طرف در باره اش صحبت کنید فکر کنم از مهم ترها شروع کنید یعنی انتظاراتی رو که در زمینه فکری اعتقادی اخلاقی رفتاری از همسر آینده دارید بر دو قسم کنید
اول اونا که خیلی مهمه و نمی شه ازش گذشت مثل سیگاری نبودن
دوم اونا که اگه باشه یا نباشه بهتره مثل خر خر کردن در خواب
بعد ابتدا از نقاط کلیدی اول شروع کنید و از اونم بخواید اون چیزایی رو که براش مهمه و نمی تونه ازش بگذره بگه
می تونید برای اینکه هول نشید و همه چیز یادتون نره اونا رو بنویسید و با استفاده از نوشته مطالب رو مطرح کنید
در مورد نگرانیتون هم که اونا بخاطر خود شما اومدن یا موقعیت خونوادگیتون خدمتتون عرض می کنم شما در خلال صحبتها از پسر می تونید بپرسید که علتش چیه که می خوای با من ازدواج کنی خودم یا موقعیت خانوادگیم و ببینید دلیلش قانع کننده است یا نه تازه اگرم اونا بخاطر موقعیت خونوادگی شما اومده باشن در صورتی که هم رو بپسندید و ببینید به درد هم می خورید اشکالی ایجاد نمی شه چون در این صورت زندگی انشا الله خوبی خواهید داشت حالا انگیزه اولیه اونا هرچه که بوده باشه چه فرقی می کنه
موفق باشید

زنبیل خرید