احساس عدم حمایت زنان امروزی
- shikandish
- همه مقالات
احساس عدم حمایت زنان امروزی
زنان امروزی متحمل مسئولیتهای فوقالعاده زیادی هستند در نتیجه دچار استرس و اضطراب بالایی هم میشوند. آنها تمام روز پا به پای مردان کار میکنند. در پایان روز کاری با جسم و روحی خسته به منزل برمیگردند و کارهای جدیدی در منزل انتظارشان را میکشد، رسیدگی نظافت منزل، شستشوی لباسها، تهیه غذای فردا، رسیدگی به امور درسی فرزندان و در کنار این مسئولیتها او باید همچنان زنی دلفریب و جذاب که باعث آرامش همسرش میشود نیز باشد!
در این زمانه انتظارات از زنها بسیار زیاد است ولی زنان امروزی احساس میکنند در مقابل بار سنگین مسئولیتی که به عهده دارند عشق و حمایت مورد نیازشان تأمین نمیشود.
توقعات بسیار از زنان امروزی باعث میشود آنها از درون احساس شکست کنند. این نوع زندگی با روحیه حساس و لطیف زن مغایر است اما از طرفی آنان راضی نخواهند شد با توجه به اینکه اکثراً سالهای سال مشغول گذراندن تحصیلات عالیه بودهاند، مانند نسلهای گذشته تمام وقت خود را در مطبخ بگذرانند. همچنین نیاز به حضور در جامعه در آنان بسیار پررنگتر شده است.
حتی گاهی زنان امروزی از گفتن اینکه خانهدار هستند احساس شرم میکنند گویا خانهداری برای زنان امروزی باعث کسر شأن میشود. زنان خانهدار هم به نوعی از درون احساس شکستگی میکنند چرا که بسیاری از زنان هم دوره خود را میبینند که دارای تحصیلات عالیه هستند و در جامعه حضور مثبتی دارند مسئولیتهای مهمی به آنها واگذار شده و برای خودشان منزلتی فراهم نمودهاند و برای کسب شهرت و مقام بالاتر تلاش میکنند.
این ذهنیت در زنان امروزی دچار تغییر شده است. در گذشته همه زنان دارای نقش و مسئولیت یکسان بودند و هیچ زنی از خانهدار بودن احساس شرم نمیکرد، زیرا همه زنان اطراف او هم به همین شکل بودند. آنان بسیاری از اوقات فراغت خود را در کنار زنان دیگر میگذراندند و این وقتگذرانی و صحبت کردن با هم برایشان انرژیبخش بود. گاهی همکاریهای دوستانه با یکدیگر داشتند و از این همیاریها احساس خوبی دریافت میکردند.
اکنون در یک ساختمان احتمالاً شاید فقط یک زن خانهدار وجود داشته باشد که در همسایگیاش نه همصحبتی از جنس خود دارد که با او درددل کند و نه زنانی که بشود روی همکاری آنها برای امور خانهداری حساب باز کرد. او مجبور است تمام روز خود را به تنهایی در خانه بگذراند. پس با توجه به این مسائل مشخص میشود که در زمانه کنونی، هم زنان شاغل و هم خانهدار متحمل فشار زیادی هستند که هر کدام به شکلی با آن درگیرند. در این وضعیت زنان بیش از هر زمان دیگری نیاز به حمایت مردها دارند.
زنان امروزی احساس خستگی میکنند اگر…
وقتی که زنان امروزی با تمام وجود از خودشان مایه میگذارند، انتظار دارند چیزی دریافت کنند تا احساس رضایت کنند. چیزی که بتواند حس مهم بودن و عشق را به آنها القاء کند. بهطوری که بتوان گفت پاداش زحماتش را دریافت کرده است. اگر زنی احساس کند که از او حمایت نمیشود. نگران، مضطرب و افسرده میشود. این حس به او القاء میشود که به احتمال زیاد به درستی و بهطور کامل وظایفش را انجام نداده است در نتیجه ممکن است بیشتر کار کند. از سویی هر چه زن بیشتر احساس خستگی کند به همان میزان انجام کارها و استراحت کردن نیز برایش دشوارتر میشود. او بهطور ناخودآگاه و طبق غریزه تلاش میکند تا مسئولیتهای خانهداری را به شکل کامل مطابق زنان خانهدار قدیم، انجام دهد. از آنجا که هر چه تلاش میکند توان لازم برای حل مسائلش را بهطور رضایتبخش ندارد دچار نگرانی و ناراحتی میشود.
از طرفی بعضی از مردها هستند که گمان میکنند کارهای خانه صرفاً به عهده زن است. مرد انتظار دارد وقتی از محل کار به خانه برمیگردند همسرش به استقبال او بیاید و با روی خوش و آرامش از او پذیرایی کند.
مرد میخواهد وقتی که خسته از کار روزانه به خانه برمیگردد، استراحت کند. او احساس میکند که وظیفهاش را انجام داده است و وقت استراحت است و توقع زن برای کمک در کارهای منزل برای او کسالتآور است. مرد با خود فکر میکند که در محیط کار به اندازه کافی تلاش داشته و در خانه رئیس و کارفرمای دیگری نمیخواهد و یا با خود فکر میکند که بهتر است همسرش کمتر کار کند. در حالی که وقتی از زن بخواهد کمتر کار کند مانند این است که به رودخانه بگوییم از حرکت بایست.
کمتر کار کردن خواسته زنان امروزی نیست، بلکه آنها انتظار توجه بیشتر در زندگی زناشویی خود را دارند. هر قدر میزان دریافت حمایت و توجه برای زنان امروزی کیفیت بالایی داشته باشد خستگی و آشفتگی زن نیز کمتر میشود و به همان نسبت میتوانند کمتر کار کنند و خوشحالتر باشند. وقتی به زنان امروزی توجه مورد نیاز داده شود احساس خستگی و نارضایتی او از بین میرود.
با توجه به این موارد زوجهای در آستانه ازدواج باید به مقوله اشتغال زنان امروزی در بیرون از خانه توجه خاص داشته باشند.
اگر برای مردی توانایی درک این مساله سخت است، که زن شاغل نیاز به حمایت و توجه بیشتری دارد و نسبت به زنان خانهدار خستگی روحی شاغل منصرف شود. و جسمی مضاعفی را متحمل میشود، پس بهتر است از ازدواج با زن شاغل منصرف شود.
مردی که میخواهد با یک زن شاغل ازدواج کند باید کیفیت و میزان توجه و حمایت خود را با همسرش به مقدار قابل توجهی افزایش دهد. درک این مسئله نیز دشوار نیست که زن هم مانند او از صبح به کار و اشتغال و تلاش در بیرون از خانه مشغول بوده و چه بسابا درگیریهای روحی و روانی عدیدهای نیز دست و پنجه نرم کرده است. پس دور از انصاف است که وقتی هر دو با هم از محل کار برمیگردند انتظار کارهای خانه و بچهداری را صرفاً به عهده زن بگذارند.
با بالا رفتن آگاهی در این مورد میتوان مهارتهایی را کسب کرد که در زندگی زناشویی با زنان شاغل، کمترین آسیب متوجه رابطه افراد شود.
مردی که قصد ازدواج با زنی شاغل را دارد باید بتواند با تکنیکهای ساده و عملی، هنر عشقورزی و توجه به زن را بیاموزد. چنین مردی باید طبق یک خودشناسی به این مطلب دست پیدا کند که آیا میتواند نیاز به حمایت و عشق و توجه به زن شاغل را در حد انتظار او برآورده کند به این شکل که:
سه یا چهار روز در هفته و هر دفعه حدود نیم ساعت تا یک ساعت برای نیازهای همسرش وقت بگذارد و به او توجه ویژه نشان دهد. به افکار و احساسات همسرش توجه کند و با همدلی و همفکری او را درک کند. به خوبی به حرفها و صحبتهای همسرش گوش کند. با عشق و علاقه و محبت از او قدردانی کند و هر کاری که میتواند به تقویت احساسات زنانه همسرش کمک کند را انجام دهد. همکاری لازم را در امور خانه با همسرش داشته باشد. با کمک یکدیگر به امور فرزندان رسیدگی کنند و در این مورد برنامهریزی مشخص داشته باشند. چنانچه مرد بتواند این غرایز زن را سیراب کند، زن نیز خستگیها و آشفتگیها روحی و جسمیاش را فراموش میکند و با تمام وجود درصدد پراکندن این عشق بین اعضاء خانواده و همسرش میشود.
پس چنانچه مردی قصد انتخاب همسر از میان زنان امروزی که شاغل هستند را دارد حتماً باید به این موارد توجه ویژه و خاص داشته باشد. درست است که نیاز به حمایت و توجه و عشق در تمامی زنان موجود است اما این نیاز در زنان امروزی مضاعف میشود. همچنین چنین مردی از قبل از ازدواج باید به این نکته واقف باشد که انتظارات او از همسر شاغلش در امور منزل و فرزند پروری نمیتواند به اندازه انتظارات یک مرد از همسر خانهدارش باشد.
پس اگر مرد این تواناییها را در خود موجود دید میتواند به ازدواج با زن امروزی که شاغل هم باشد، فکر کند.
در غیر این صورت اگر مرد نیاز به توجه و مهر و محبت مضاعف در همسر شاغلش را نادیده بگیرد و در امور خانه با وی همکاری نداشته باشد و فقط سعی کند همسرش را به کار کمتر متقاعد کند ممکن است زن از مرد بیزار و عشق و علاقه آنها به یکدیگر به نفرت و انزجار تبدیل شود.
پس قبل از ازدواج و قبل از انتخاب همسر کسب مهارت و شناخت کافی در این مورد از اهمیت ویژهای برخوردار است.