دوست پسرم بیکاره، از ازدواج میترسه، خودم کارمندم، بهش میکم مهم نیست، بازمیترسه

من آدم دوستی نبودم، از نظر دینی تو شخصیتم نبود با کسی دوست بشم ، ولی خیلی گیر داد اینقد که نه تنها راضیم کرد بلکه عاشقمم کرد، یه بارم فقط همو دیدیم من  از اینکه گناخهکنیم میترسم برا همین قبول نکردمبریم همو ببینیم، ولی اون یه برای که همودیدیدم بعدش خیلی مهربونتر شده بود، تی نذاشتم دستمو بگیره نه اینکه دوست نداشته باشم ها ، از خدا میترسیدم! البته تو اس ام اس و چت و تلفنی چرت و پرت میگفت…. یه شب خیلی با هم خوب و خوش بودیم صبحش دیکه اس مو جواب نداد بعد چند روز کفت که چون بیکاره داره منو گول میزنه،کفت هر چی کفتم دوستت دارم دروغ بوده و عذاب وجدان دارم و حالا از خواب غفلت بیدار شدم…

بعد چند روز دوباره اومد و کفت اصلا کس دیکه رو دوست دارم:(

نمیدونم راست کفت یا دروغ ولی میدونم از بیککاریش خیلی ناراحت بود و بعید میدونم میتونست با کس دیکه باشه، حالا خیلی کم محلم میکنه و من دارم دیوونه میشم، بنظر شما برمیکرده؟

من چون خودم کارمندم و میتونم ازعهده زندکی بربیام بارها بهش کفتم اشکال نداره که توبیکاره و من و خانوادمم راضی میکنم….

اما خیلی بی وفا و نامرد بود

تروخدا کمکم کنید!

یعنی واقعا اون قسمت حرفش درست بود که میگفت لایقت نیستم؟

یا اون قسمتش که گفت کس دیگه رو دوست دارم؟

بنظرتون برمیگرده؟

شما دخترا آره شما از چه پسرای خوشتون میاد؟

…دوستمون داشته باشید صرفا نه واسه من فکر کنم این سوال خیلی از پسراس

شعار ندید و آرمانی نگید که ما پسرا بریم تو بدبختی و عذاب واقعا هر چی میخواین بگید

قربون دست همتون برم فداتون

خیلی این جارو دوست دارم نمیدونم چرا احساس میکنم همه برام ی جورین

شما دخترا اگه پسری زیاد بهتون نیگا کنه .این چه معنایی براتون داره؟اگه شما ازش خوشتون نیاد چه عکس العملی نشون میدید؟

شما دخترا اگه پسری زیاد بهتون نیگا کنه .این چه معنایی براتون داره؟اگه شما ازش خوشتون نیاد چه عکس العملی نشون میدید؟

عاشق دختری بودم ونشد باهاش ازدواج کنم حالا بامردش مشکل داره وبامن درد دل می کنه خیلی تو روحیم حالا چکار کنم؟

عاشقش بودم وزمانی خواستم ازش خواستگاری کنم به اجبار پدرش ازدواج کرد حالا با شوهرش مشکل داره به من زنگ میزنه ودرد دل میکنه تو ی روحیه ام خیلی تاثیر میزاره حالا چکار کنم ؟اگه ولش کنم حتما با کسای دیگه ای رابطه برقرار می کنند که ممکنه ازش سو استفاده کنن

با دوست پسرم دعوام شد و من خیلی تند برخورد کردم و پشیمون شدم .حالا هزچی میگم منو ببخش قبول نمیکنه !چکار کنم ؟

مدتی پیش با دوست پسرم که قراره ازدواج گذاشته بودیم و قرار بود به زودی واسه ازدواج افدام کنیم .و به خانواده ی من بگیم .دعوام شد . و رفتاره خوبی نداشتم .لجبازی کردم. و حرفایی زدم که نباید میزدم . یه مدت رابطمونو قطع کردیم . اما من واقعا دوسش دارم و دوباره ازش خواستم با هم باشیم و از اول شروع کنیم . و گفتم منو ببخش . خیلی ازش میخوام که منو ببخشه و خیلی بش میگم که تکرار نمیشه و من عوض شدم و بد اخلاقی نمیکنم . اما قبول نمیکنه و میگه چطوری می خوای بم ثابت کنی . ازین حرفا . میگه من دیگه قصد ازدواج ندارم و میخوام واسه خودم زندگی کنم ومیگه بعد از اون حرفایی که بینمون اتفاق افتاد به این نتیجه رسیده . من خیلی دارم تلاش می کنم که خوب بشیم با هم و لی نمیشه ! دارم دیوونه میشم و مدام خودمو سرزنش میکنم ! بش میگم به روزای خوبی که با هم داشتیم فکر کن اما فایده نداره انگار .کمکم کنید که چکار کنم ؟؟؟؟ افسرده شدم دیگه غذا به زور می خورم و لاغر شدم خیلی . کمکم کنید .چطوری اعتمادشو جلب کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من عاشق مردی شدم که ازدواج کرده اونم منو خیلی دوست داره دوست داریم با هم ازدواج کنیم چیکار کنیم؟

مدت 3 سال است که با یک نفر آشنا شدم که مرد ی هست که من سالها به دنبالش بودم ولی او ازدواج کرده و خیلی منو

دوست داره منم دوستش دارم و آرزومه با اون زندگی کنم  ولی گفته که صبر کن شرایط جور بشه بعد من به خواستگاری می یام من هم منتظرم که شرایط جور بشه و اون به خواستگاری بیاید نمی تونم ازش جدا بشم واقعاً مرد زندگیه دوستش دارم می خوام باهاش تا آخر عمرم زندگی کنم مطمعنم که باهاش خوشبخت می شم برام مهم نیست که متاهل هست با همه چیزش قبولش دارم . من رو راهنمایی کنید باید چیکار کنم ؟

چیکار کنم بفهمه براش میمیرم عاشقشم؟؟؟؟؟

سلام.من اسمم مهساست  امسال یکی از روزها کی میرفتم مدرسه یه پسرو دیدم وقتی دیدمش کاملا نگاش کردم اما به خودم اومدم و به راهم ادامه دادم اونم اون چند لحضه یه نگاه به من انداخت.تو راه مدرسه کلا تو کفش بودم و گفتم ولش کن بابا این عشقو پشق الکیه.زنگ اول معلمم اومد ریاضی داشتیم کلا تو فکرش بودم. خلاصه گذست دو سه روزی بازم دیدمش بازم دلم لرزید.اما اون هیچ نگاهی ب من نکرد.واسه همین نا امید شدم و گقتم گ منو دوست نداره.خلاصه دیدار پشت دیدار.اما اون اصلا به من نگاه نمیکرد.تا اخر یه روز تو خیابون دیدمش سرمو ک بلند کردم دیدم اونم نگام میکنه.خوشحال شدم ک اونم منو نگاه میکنه.بازم یه بار دیگه ج .خونمون دیدمش بازم نگا کرد.از دو شنبه ندیدمش تا حالا.حالا اینارو بگم.مدرسه اون کاملا به خونمون نزدیکه.نمیفهمم اسمش چیه. نمیفهمم کلاس چندمه.خلاصه اینم از جزییات.
حالا میخوام بدونم اونم منو دوست داره.
لطفا کمکم کنین نمیتونم حتی یه لحضه از فکرش بیرون بیام فکر این که اون منو دوست نداشته باشه و یکی دیگرو داشته باشه دیوونم میکنه.تو رو خدا جواب بدین.
چیکار کنم بفعمه دوسش دارم؟بفهمه براش میمیرم؟

گاهی وقتا… یه نفر…باعث می شه که حس کنی…چیزی که تو رو روی زمین نگه داشته…جاذبه ی زمین نیست…

یه وقتا دلت طوری تنگ میشه که مغزت کاملا فلج میشه بدی هاش یادت میره نامردیش یادت میره بی محبتی و رفتارسرد و تلخش یادت میره وقتی با بیرحمی تنهات گذاشت یادت میره فقط میگی خدایا یه دقیقه ببینمش این دل وامونده آروم شه…!

میخام بعددوماه خودم برم سراغش میخام غرورپسرونه ام روبذارم کنارببینمش حتی شده ازدور…
ای دخترامیشه خاهش کنم قبل ازاینکه یکیوبی محل کنیدبه قلبش فک کنید؟
واقعاادمای ببرحمی هستن بعضیاااا