با سلام، به خاطر اتفاقاتی که اخیرا واسم افتاده که شاید از نظر خیلی ها با بی خیال بودن نسبت به اون ها همه چی رفع میشه، نمی تونم به راحتی به کسی اعتماد کنم و دردو دل کنم و مشکلاتم رو بگم (مگر مامانم) از طرفی نسبت به همه بدبین هستم و همیشه احساس میکنم همه می خوان ازم سو استفاده بکنن. هر وقت برای کسی کاری انجام مید م بعدش احساس بدی بهم دست می ده که چرا خودم رو به خاطرش به زحمت انداختم. که این بیشتر در رابطه با دوستام صدق می کنه. مثلا دوست ندارم جزوه ای که زحمت کشیدم نوشتم آماده حاضر به دوستم بدم. هیچ وقت هم با هیچ یک از دوستان احساس صمیمیت نمی کنم و دوست ندارم جزیی ترین مسایل مربوط به خودم وخانوادم رو بگم. به خاطر یه سری چیز هایی هم که گاهی اوقات می شنوم یا مطالعه می کنم نسبت به جنس مخالف(مرد) بیزار میشم واحساس می کنم(یقین پیدا میکنم) که خیلی بدن و نمیشه مثلا زیر یه سقف باهاشون زندگی کرد..21سال هم سن دارم. به نظرتون افکار من اشتباهه یا اشکال از آدمای اطرافمه؟ مامانم هم همیشه بهم میگه هیچ وقت به هیچ کس تو زندگیت اعتماد نکن چون خودش از این قضیه ضربه دیده .ممنون
یک نظر
Or use one of these social networks