من شغل دارم . درامدم بد نيست. موبايل ماشين … قبلا دوست دختر داشتم كه از جدايي با اون ناراحت نيستم. خيلي راحت تموم شد. الان هم يكي دو نفري هستن كه اگر بخوام ميتونم باهاشون دوست بشم . ولي اصلا ميلي به اين كار ندارم. فكرشو كه ميكنم ميبينم هيچ ناراحتي خاصي تو زندگيم احساس نميكنم ولي واقعا احساس ميكنم كه زندگيم خيلي پوچه. خانوادمو دوست دارم. چند تا همكار و رفيق دارم . از حكومت اين مملكت بدم مياد ولي كلا هيچ چيزي تو زندگيم نيست كه خيلي خيلي دوسش داشته باشم يا خيلي ازش بدم بياد. فكر مي كنم همه چيز پوچ و بي معنيه. گاهي وقتا به خودكشي فكر مي كنم. گاهي وقتا ميخوام بخوابم و ديگه هيچوقت پا نشم. اين احساسم هي داره قويتر و بيشتر ميشه. كلي كتاب و وسيله ورزشي و فيلم و … دارم ولي اصلن حوصله شون رو ندارم. حوصله ندارم به خودم برسم يا يه چيزي رو درست كنم . فكر مي كردم با كمك به ديگران زندگيم از پوچي در مياد ولي فكر نميكنم بدرد اين كار بخورم يا انرژيشو ندارم. اگر ممكنه راهنماييم كنيد. نظرتون رو بگيد ممنون ميشم.
3 نظرات
Or use one of these social networks