حس تنفر از پدرم

سلام از ۱۷سالگی حس تنفر از پدرم تو وجودم شکل گرفت.خیلی سعی کردم با پدرم کنار بیام ولی همیشه با تحقیر و توهیناش منو از درون داغون میکنه.بابام ادم دورویی و خیلی هم دروغ میگه همیشه هم حق به جانب ح میزنه.بعضی وقتا فکر میکنم که شاید تقصیر منه ولی باز دوباره بابام یه تنش ایجاد میکنه.مامانم دو سال پیش از بابام جدا شده و زندگی جدا داره ولی هنوز قانونی جدا نشدند مامانم خیلی اصرار کرد که با من و برادرم زندگی کنیم اما مساعل مالی اجازه نداد.حالا ۲۰سالمه و سال دومی که کنکور دادم برام دعا کنید مامانم و برادرم خیلی بهم امید دارند راستی بابام دارند ازدواج میکنند حالا راست یا دروغشو نمیدونم.من چه شکلی میتونم از این زندگی دور بشم

برچسب ها: بدون برچسب

2 نظرات

  • سلام عزیزم نمیدونم دختری یاپسرامااین روخوب میدونم که میتونی تحمل کنی زندگی باپدری این چنینی مشکله اماایاازپدرمن اخلاقش گندتره؟پدری که فقط پسربراش مهم بودنه دخخترپدری که تو۲۲نتونستم دردم روبهش بگم وحتی اجازه تنهارفتن به بیرون روندارم ههرجارفتم مشاوره گفتن یه نوع بیماریه بگذریم امامن تحمل کردم مادرم تحمل کرد الان لیسانسم روگرفتم توبهترین دانشگاه شهرخودم چون اجازه رفتن به شهرهای دیگه ام نداشتم پیش همه دوستاممم محبوبم پس میتونی زندگی کنی بروپیش مشاورتابیشترراهنماییت کنه وای کاش مادرتون تحمل میکردوزندگیش رودست یه نامادری نمیداد ای کاش بتونی راضیش کنی به خاطرشمابرگرده به زندگیش تحمل کنه صبرکنه تاهمه چی درست شه.امااگه مادرت راضی نشد بانامادریت کناربیاشایداون بتونه اخلاق پدرت رودرست کنه بازم میگم مادرت خیلی کوتاهی میکنه درحق شما.
  • وقتی وارد دانشگاه بشی و مخصوصا اگه دانشگات یک شهر دیگه باشه تمام این تنش ها کم میشه اگه توی محیط دانشگاه دوستای خوب انتخاب کنی زندگی خیلی فوق العاده ایی رو تجربه میکنی اول به خدا توکل کن و بعد به تواناییهات ایمان داشته باش پاینده باشی دوست من:)