من حدود سه ساله ازدواج کردم شوهرم رو خیلی دوست داشتم وبهش اعتماد داشتم بعد خدا تمام امیدم اون بود ، طوری بود که تو دوره نامزدی همه دست رنجم حاصل چند سال کار کردنم بود را در اختیارش گذاشتم تا برای پیشرفت زندگی مون بکار ببرد غافل از آن که اون درست یکماه بعد از اوج اعتمادم با یه دختر دوست میشه ، همه پولها رو تو یه معامله ورشکست میشه و از دست میده، تو دوره نامزدی هم همیشه به من میگفتی بیا از هم طلاق بگیریم، من با اینکه دوستش داشتم مقاومت نمیکردم ولی بعد چند روز پشیمان میشد من تو دوره نامزدی اصلا متوجه خیانتش نبودم، درست بعد یک ماه از عروسیم متوجه شدم ، از روی پیامک روی گوشیش متوجه شدم شمارش رو برداشتم وبا دختره حرف زدم و اونم مدت ارتباط و نوع رابطش رو گفت حتی عکس هاش رو ا ز تو کیفش پیدا کردم شما بگید چه کار کنم
یک نظر
Or use one of these social networks