سلام من دخترم ۱۵ سالم و از بابام یه ترس تو جونمه

نمیدونم چی جوری باید بگم بابام که از خونه میره بیرون حالم خوبه اما کلا به صدای زنگ خونمون یا اینکه آسانسور وایمیسته میپرم برم ببینم کیه ضربان قلبم خیلی تند میزنه یا به صدای بوق ماشین ها مخصوصا پرشیا و سانتافه حساس شدم
دست به زن داره
پدر مادرم خیلی وقته یعنی حدودا ۴ سالی میشه کنار هم نمیخوابن …..راستی پدرم فکر میکنه منو خواهرم نمیدونیم ایشون زن صیغه ای هم دارن….و مادرم مجبود شده با این قضیه کنا بیاد و باهاش زندگی کنه
میشه کمکم کنین ؟؟؟؟؟

برچسب ها: بدون برچسب

2 نظرات

  • چرا بیشتر توضیح ندادی؟اینکه رفتار بابات با شما چه شکلیه؟رابطه پدر مادرت از اولم همینطور بود یانه؟پدرت از کی اینجوری شده؟خب وقتی شما از اومدن بابات ناراحت میشید و مامانتم ۴سال با پدرت غریبست پس چرا از هم جدانشدن؟ در هر صورت عزیزم هیچ وقت خودتون رو توی دعوای پدر و مادر دخالت ندید.هیچ وقت بخاطر یکیشون اون یکی رو بی محل نکنید.میتونید با طرفین صحبت کنید برای بهتر شدن زندگی ولی دخالت بیجا نه ههههههههههههه. من عقیده م اینه توی دعوای زن و شوهر هردو طرف مقصرن(مگه یکی از دو طرف بیماری روحی داشته باشن) ولی اگه خیلی از این طرز زندگی در استرسید خب میتونید زندگیتونو جداکنید(نه اینکه پدرتونو طرد کنید) اما بهتر از هرچیزی پیدا کردن مشکله اینکه بفهمید این درد سرها برای چیه؟چطوری میشه رفعش کرد؟و درصدد تغییر مثبت زندگی باشید باارزوی پیام دوبارت که بگی مشکلتون حل شده
  • الهی بمیرم با این کارش تازه باهاتون بد رفتاریم میکنی/ آجیه گلم ناراحت نباش چند سال دیگه دانشجو میشی مستقل میشی فداتشم میدونی یکاری کن زیاد به بابات توجه نکن یعنی سعی کن سرت تو کاره خودت باشه میدونم الان تو سنه حساسی هستی و دوست نداری بهت گیر بدن و زودم ناراحت و عصبسی میشی فداتشم ولی یکاری کن سعی کن زیاد با بابات حرف نزن فقط ازش خرجیتو بگیر هرچیم میگه سعی کن انجام بدی چونکه میگی دسته بزن داره زیاد ÷یشش نرو که اونم کاری به کارت نداشته باشه. نمیدونم شاید این قضیه که مامانت داره باشرایط کنار میاد باعث شده که بابات روش زیادتر بشه ولی فعلا که خرجه زندگی با اونه ایشونم که معلومه محبته ÷دری ندارن ÷س سعی کن کاری به کارش نداشته باشی که اونم بهت کاری نداشته باشه بشین تو اتاقت درساتو بخون آتوام دسته بابات نده عزیزم ببین سعی کن اگه تونستی دلشوم بدست بیار ولی فک نمیکنم بتونی بهش محبت کنی …:-(((