سلام .دختری 22 ساله هستم.2 ماه پیش،دوستم برای برادرش منو خواستگاری کرد ، تصمیم گرفتیم اول با هم مدتی رو صحبت کنیم که آشنا بشیم و اگه همدیگه رو پسندیدیم واسه رسمی شدنه خواستگاری اقدام کنیم.یه بار هم به پای اقدام رسیدیم ولی طوری شد که نشد بیان با پدر و مادرم صحبت کنن. ولی الان به خاطره اختلاف نظری که سره مسئله ای پیش اومد واسه من این اقا،و با لج بازی ای که هم اون نشون داد و هم من، تصمیم گرفتیم ارتباط رو تمام کنیم .اما الان من واقعا داغونم! احساس شکست و غم زیادی دارم ! اصلا غذا نمی تونم بخورم و اصلا اشتها ندارم ! و به زور خانواده غذا می خورم ! ریزش موی خیلی زیادی هم پیدا کردم و به خاطرش به پیش دکتر مو هم رفتم واسه درمان! اما نمیدونم واسه روحیه ام چه کار کنم ! موقع امتحانای دانشگاه هم الان هست و تمرکز ندارم واسه درس و خیلی کم می تونم بخونم ! تمام روز هم برای نفهمیدن خانواده جلوی گریه ام رو می گیرم ! چون یه بار انقدر گریه کردم که صورتم ورم کرد و والدینم ازون موقع ناراحته من هستند که من چه مشکلی دارم! اما نمیتونم چیزی بهشون بگم! حتی روم نمیشه با دوستم که برادرش واسم خواستگاری کرد حرف بزنم !خیلی لاغر شدم و سره میز غذا یاد اون اقا میوفتم و غذا از گلوم پایین نمیره !روز هام به سختی میگذره !!!راهنماییم کنین .چه کار کنم ؟؟؟؟؟؟
یک نظر
Or use one of these social networks